make it done
پنجشنبه 3 فروردین 1396 :: i love myself
سلام
خوبید
کتاب دیشب شروع طوفنای اس داشت و به این موضوع اشاره میکرد که خارج از ما خبری نیست و هرچیزی که هست داخل ما داره اتفاق میفته

تغییرات اساسی و بنیادین از درون رخ میدهند
دیشب داشتم در این مورد میخوندم که تغییرات و موفقیت های پایدار نتیجه توجه به اصول و زندگی بر اساسی اصول است
زندگی بر اساس مطالبی مانند تکنیک ها و کتاب هایی از این قبیل تنها به درد روابط کوتاه مدت و روابط کوتاه و به درد نخورن
چجوری بگم برای جذب آدم ها خوبن ولی برای دوستی دایمی و برای همسر و رابطه دایمی فایده ندارهف طرف جذبت میشه ولی وقتی میبینه که چ خبره همه چیز مثل باد کنک میترکه و تو از اون اعتباری که ایجاد کرده بودی و از بین رفته حالت بد میشه

به این تکنیک ها میگن اخلاقیات شخصیت که مبتنی بر بیرون است و اصولا به دو دسته تقسیم میشوند دسته اول بر روابط انسانیب و رابطه اشاره دارد و دسته دوم بر انگیزه های مثبت.
درمورد دسته دوم لازم است این توضیح رو بدم که مادامی که از درون حس میکنیم که فلانی شکست خوردس، فلانی به جایی نمیرسد و فلانی هوش کمی داره و بیایم به اون انگیزه بدیم چیزی درست نمیشه، و تاثیر منفی داره. راستشو بخوایم شاید خود ما هم نمیدونیم درونمون چ میگذره و دونستن این نیاز به شناخت خودمون و اصولمون داره... چون در صورت نداشتن ایمان به طرف مقابل، روحیه دادن احساسات بد اون طرف رو تشدید میکنه.

نکته بعدی که در این کتاب میخوام بهش اشاره کنم بحث یکرنگی هست، یکرنگ بودن در واقع یعنی زندگی بر اساس اصول، وقتی اصولی زندگی میکنیم در تمام تصمیمات ، صحبت ها و در تمام زندگی ما یک مسیر خاص و یک رنگ خاص دیده میشود که همه میبینننش، خودمون میبینیمش و از اون لذت میبریم و به شادی و موفقیت پایدار میرسیم.

بذارید کمی در مرود نکته آخری که میخوام درموردش باهاتون صحبت کنم، بنویسم.
داستانی رو درمورد پدر و مادری گفته بود که میخواستن پدر مادری با ارزش باشن، یانچوری اونا برای بچشون وقت میذاشتن و کلی ازش حمایت میکردن. پسر اونها زیاد درسش خوب نبود و پدر مادر نگران پسرشون بودند و بهش روحیه میدادن که تو میتونی . اگر یک ذره پیشرفتی میکرد خیلی  تشویقش میکردن. مثلا تو بیسبای پسرشون خیلی بد بود و دوستاش مسخرش میکردن و این پدر مادر از پسرشون حمایت میکردن و بقیه رو سرزنش.
اینجا میاد توضیح میده که نباید احساس ارزشمندی ما به کارایی وابسته باشه. یعنی این پدر مادر برای اینکه حس ارزشمندی پیدا کنند فکر میکرند که باید بچشون فلان باشه...
به بچشون روحیه میدادن در صورتی که درونشون فکر دیگه ای میکردن...
بعد مدتی این پدر مادر درون خودشون رو درست کردن، حس کردن که فارغ از نتیجه پسرشون ارزشمنده و دوسش دارن و ویژگی های مثبتش رو برای خودشون یاداوری کردن

اینجور شد که پسرشون حس ارزشمند بودن رو دریافت کرد و مستقل شد و پیرشفت کرد در درس و ورزش
راستی ی جمله قشنگ داشت:
در مقابل تمسخر دوستاش هم از پسرشون حمایت نکردن و در درون خودشون این جمله رو گفتن "تو از نظر ما انسان ارزشمند و توانایی هستی پس نیاز به حمایت ما نداری"




نوع مطلب : خلاصه، مشاوره، 
برچسب ها : 7habits، هفت عادت، هفت عادت مردمان موثر، برنامه، هدف، اصول،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 30 اسفند 1395 :: I love you Too
بعد ازین که در مورد چ گذشت صحبت کردم دلم میخواد با احساساتم بنویسم و با عقلم چردازش کنم که چرا من احساس خوبی ندارم با این که وقتی سالم رو بررسی میکنم پر از شادی بوده
اول بگم که حقیقت اینهکه زیباترین روزها برای من روزهایی هست که در اون ها پر از هدفم  و وقتی لا به لای تلاش برای اهدفم ، تفریح میکنم و به خودم جایزه میدم کلی حال میکنم


الان که اینجا نشستم و دارم صحبت میکنم ی جوزی به مهمونیو عید دیدنی خودم اومدم سال قبل رو مرور میکنم و احتمالا یک سری تصمیمات طلایی بگیرم برای آینده و سال جدید

درمورد یکی از مسایل اساسی میخوام صحبت کنم و اگه کسی هست که نظری داره حتما بهم بگهه: 
اینستاگرام
محیطی که در اون ادمها مختلف میان و احساسات خوب و بدشون رو با بقیه درمیون میذارن و از زندگی ها و تفریحاتشون عکس میذارن.. اگه بخوام بهتر بگم همیشه ی عده هستن که دارن تفریح میکنن.. همین الان اگه اینستاگرام رو باز کنم ی عده رفتن شیراز ی عده شمالن و از دریا عکس میذارن ی عده از کویر عکس میذارن ی عده از دریای حنوب ی عده هم از مکان های مذهبی مثل مشهد و قم...

خیلی سخته برای من وقتی دارم تلاش میکنم که به اهدافم برسم بیام شادی مردم رو ببینم چون شل میشم هوش میکنم و یادم میره که با چ شوق و ذوقی داشتم تلاش میکردم که تفریح کنم
بعضی وقتا حس میکنم که فقط تفریح میکنم که عکسشو شیر کنم و به بقیه نشونش بدم
بعضی وقتا دوس دارم با ی جمع که توش دختره برم بیرون و عکس بذارم که به اون دختری که دوسش دارم نشون بدم که اگه تو با پسرا میری بیرون منم نشستم فقط واسه تو غصه بخورم
بعضی وقتا حس میکنم که این دیدن تفریحات مردم حالم رو بد میکنه
چحوری بگم دیدن مکالمات اون کسی که دوسش دارم با ادم های دیگه و پسرهای دیگه حال منو بد میکنه
میدونی دقیقا حس میکنم که من در حاشیه هستم و کسی منو نمیبینه بعد اون در متن قرار داره و کلی دوست داره و باهاشون خوش میگذرونه و من تنهام و  هیچ کس و کاری ندارم و هیچ تفریحی هم نمیکنم، جس میکنم که اون کلس خوشبخته و رشتشو دوس داره و همش همم تفریح میکنه و اخرش هم موفق میشه ولی من نه من اینمدلی نیستم... دقیقا در همون لحظات از رشتم بدم میاد و میگم که  من همش دارم درس میخونم من تفریح نمیکنم بعد انگیزه هام کم میشه درسمو ول میکنم و تفریح میکنم و این تفریح هیچ لذتی توش نیست و فقط واسه اینکه به خودم بگم که تو هم داری تفریح میکنی میرم بیرون...
میدونی دارم چی میگم؟ من به موقع تفریح نمیکنم من به موقع کار نمیکنم و من سرد شدم
یکی از این دلایل دیدن اون شخص و یکی از دلایل دیدن تفریحات سایر افراد است... 
دنیای مجازی هدف های منو کمرنگ میکنه منو لا به لای اطلاعات زیاد گم میکنه الاعاتی که لزوما به در من نمیخوره...

همه ی این دلایلی که تا الان ذکر کردم درکنار حرف مشاورم باعث میشه که من دنیای مجازی رو کنار بذارم...
به من گفت فعلا دیسکانکت کن تا یکم جون بگیری

من هم میخوام شجاعانه دیسکانکت کنم و یکم جون بگیرم
البته بعد از خوندن نظرات آدم های مختلف در این مورد


سوال :
دنیای محازی فوایدش چیه؟ ترجیحا دارم درمورد اینستاگرام و فیس بوک صحبت میکنم.. چون فعلا دلیل خاصی نمیبینم که تلگرامم رو پاک کنم


خب تمام مطالبی که نوشته بودم پاک شد
خلاصه این که نوشته بودم که من روی تو هیچ کنترلی نداشتم توهرکار که من دوست نداشتم رو کردی من نتونستم هیچ کنترلی کنم تورو
این کار ها تنها حال منو بد میکرد 
یادته؟ تو از پایان نامه دوستای من خبر داشتی .. تو با پسرها بیرون رفتی.. تو برای پسرها منت نوشتی و دلداریشون داشتی.. یکی از دوستام عکس تورو گذاشت اسنتاگرامش و تگت کرد.. تو احتمالا گلی صحبت کردی با اونها در پی وی که من بی خبرم... تو تور رفتی اونم توری که احتمالا پر از اهنگه...تو خیلی کارها کردی کارهایی که من روی اونها هیچ کنترلی نداشتم و بودن و یا نبودن من در انجام اون کارها هیچ تاثیری نداشت و تنها دیدن اون کارها حال منو بد میکرد

دیدن کارهای ادمی که قراره از دایره دووستان من خارج بشود و به دایره اشنایان برود
ادمی که ممکنه دوسش داشته باشم ولی دیگه به هیچ وجه نمیتونه در زندگی من وجوود داشته باشه

من در پاسان اون منتی که پاک شد نوشته بودم که من یه دلیل این که هیچ کنترلی روت ندارم تورورها میکنم و من تمام چیزهای ی هکه روشوون کننترلی ندارم و حال منو بد میکنن رو رها خواهرم کرد من خیلی چیزها رو رها خواهم کرد

عمر و زندگی من خیلی بیش از اینها ارزشمند هستن
من در این مدت تلاش میکردم که تو رو عوض کنم کنترلکنم و به همین خاطر چکت میکردم کامنتات لایکات لییست فرندات ولی تو لایک میکردی کامنت میذاشتی و با تمام دوستای من هم فرند شدی 
من دست از تلاش برای تغییر و کنترل تو برمیدارم و شرط اولیه اون هم که چک کردنت بود رو برمیدارم من دیگه چکت نمیکنم
دنیای مجازی هم که در بالا توضیح دادم که چرا خوب نیست واهداف منو کمرنگ میکنه وانگیزه هامو  کم میکنه

ی جمله دیگه هم نوشته بودم
اونم اینکه مگه تنها دختری که تو فرندام هست تویی که من میترسم دوستام بیان پی وی تو؟ دوستام نمیرن پی وی بقیه؟ چرا پس نگران اونا نیستی؟ نگران نباش و رها کن


راستی
تصمیم قطعی من رها کردندنیای بیرون است و دنیایی که در اون هیچ تاثیری ندارم

برای شروع من تورو رها میکنم تویی که هیچ تاثیری روت ندارم وقرار هم نیست تاثیری داشته باشم
تو قرار هست که بروی در دایره آشنایان من حتی با اینکه دوست دارم و آدم خوبی هستی




نوع مطلب : به همدیگه چی بگیم، ذهنم درگیره، دلم گرفته، مشاوره، داستان، عهد، خاطره، چالش، سال جدید، 
برچسب ها : اینستاگرام، دنیای مجازی، هدف، تفریح، چشم روی هم چشمی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 30 اسفند 1395 :: I love you Too
سلام
این بار با تمام عقل و احساسم مینویسم

این چنتا مطلب امروزم خیلی مهمه برام و به همین خاطر در تمام موضوعات وبلاگم قرارشون میدم که هر وقت هر موضوعی رو باز میکنم یادم بیفته که چ گذشت من چی خواستم و چی باید بشه

سال تحویل شد و الان در برزخ تاریخ درحالی که سال جدید شروع شده، همچنان در سال 95 به سر میبریم .
قبل از این که وارد این سال دوست داشتنی و سال 96 بشیم، داشتم به گذشته و سال 95 فکر میکردم
سال 95 حقیقتش شروعش با یک سری اتفاقات خوب بود، من داشتم تلاش میکردم که دختری رو که مدت ها رابطم باهاش تموم شده بود رو فراموش کنم و خودمو آماده کنم برای زندگی رها برای زندگی سرشار از شادی ، که در اون زندگی نوع ارتباطات اون آدم ننتونه منو تحت تاثیر قرار بده
واسه همین با یک مشاور خیلی خوب مشکلمو درمیون گذاشتم و اون به من گفت که رابطه ای کهک داشتی اصلا معیار های یک رابطه رو نداشت و این رابطه باید درست بشه باید در اینده رابطه خوبی رو تجربه کنی و قطعا همینطور خواهد بود... اون به من گفت که چطور تو اینهمه مدت بدون دیدن ادامه دادی.. گفت من اصلا اون رو مناسب نمیدیدم و در نهایت گفت که تو باید بری سراغ خوودت... من عید خوبی داشتم عروسی و مسافرت درجه یک  و عالی...
من در ادامه سال تلاش کردم ه برم سراغ خودم و در این مسیر کتاب خوندم.. اولین کتابی که تو این سال خوندم کتاب دالان بهشت بسود که واقعا جذاب و یک رمان عاشقانه که به من خیلی چیز اموخت و در مورد دغدغه های دختر ها به من بیشتر چیز اموخت
در ادامه من اهدافمو دنبال کردم و معدل پاایین ترم قبلم رو جبران کردم خیلی هم خوب جبران کردم
و درادامه من تفریح کردم سفر کردم و این ور اونور رفتم چیزی که دنبالش بودم مدت ها
همچنین دنبال حرفه ای رفتم که دوسش داشتم.. عکاسی.. کلاس عکاسی رفتم و با دوربین دوستم کلی عکس خوب گرفتمم
در ادامه و بعد از تابستون زیاد خوب نبود همه چیز یکم یاد اون یار قدیمی و اون دختر میفتادم و از بیشتر ازین که دنبال کنم زندگی خودم رو ، اونو دنبال میکردم... خیلی سخته وقتی داری برای هدفت تلاش میکنی ببینی یکی که دوسش داشتب داره با ی سری از دوستاش که پسر هم توش هست تفریح میکنه و صادقانه بگم من از شادی اون ناراحت میشدم

الان تلویزیون داره اینجوری دعا میکنه که اگه ی عده هستن که خوشحالی همدیگیه رو نمیتونن ببینن ایشالا تو امسال خدا بهشون عشقی بده که بتونن این خوشحالی رو ببینن... بتونن شادی همدیگه رو ببینن برای همدیگه ارزوهای خوبی داشته باشیم و به هم عشق بورزیم و مهربان باشیم

این مدت دوباره من برگشته بودم به همون روزای بد.. به خاطر همین دوباره سراغ مشاورم رفتم و به من جلساتی رو معرفی کرد که دیدم میشه در غالب همون جلسات به اهدافم برسم و به خودم برسم.. ولی این مدت چیزی که منو اذیت میکرد این بود که من دنبال اهدافم نبودم... من یادم رفته بود که چیکار کنم من یادم رفته بود که باید درس بخونم کار کنم و دنبال اون هدفی که دنبالشم مثلا  زبان خوندن و مقاله دادن باشم و در پی سربازی رفتن باشم و پوا هم در بیارم چون من نیاز دارم که زندگی مستقل رو تجربه کنم... یعنی طبق اصول من باید دنبال مقاله دادن و زبان و کار باشم و در ادامه و اضافه کردن سربازی که حتما امسال اینا رو دنبال میکنم....

در ادامه بگم که بد بود واقعا همه چیز یکم تلاش کردم با تفریح کردن و نزدیک شدن به دوستام جبران کنم این فضا رو ولی هیچ چیز جای هدفمندی رو نمیگیره من هدف اصلی امسال من علاوه بر مطالبی که در ادامه ذکر میکنم رسیدگی به اهدافم و تلاش برای اون ها هست و از همین امروز شروع میکنم...

سال پایان خوبی داشت یعنی پایان خوبی براش ساختم چون من عضو گروهی شدم که بهم چیز یاد دادن و منو در رسیدن به اهدافم حتما کمک خواهند کرد و هر هفته جملات خیلی زیبایی از اونها میشنوم و میاموزم و حتما در این گروه کلی چیز یاد میگیرم...




نوع مطلب : خوشالم، جملات عاشقانه، شکرگزاری، شعر، به همدیگه چی بگیم، ذهنم درگیره، سبد لذت، دلم گرفته، مشاوره، داستان، عهد، خاطره، عقب افتاده، چالش، خلاصه، سال جدید، 
برچسب ها : هدف، آینده، شادی، دل خوش، تلاش، هفت عادت، 7habits،
لینک های مرتبط :
شنبه 4 دی 1395 :: I love you Too
به وبلاگم ی چیز جدید میخوام اضافه کنم اونم طبقه بندی موضوعی هست

اولین موضوعی که اننتخاب کردم خلاصه هست

خلاصه یعنی بعد متی که وبلاگمو خوندم و چیزایی که برام جذاب بود رو دوباره توش بنویسم
میدونی هدف ازین کار همون چیزیه که خدا میگه در زمین بچرخیبد و ببینید عاقبت فلان و فلان یا همین که از ی سوراخ چند بار نیش نخوری و ازین حرفها...

خلاصه1:
 اهداف

تصمیم گرفتم که اقدامات زیر رو انجام بدم


ارتباط با آدم های بیشتر
خضور فعال در تمام جوامع
صحبت کردن با آدم ها
خبر گرفتن از دوستان
بیرون رفتن با دخترها
تمرین رانندگی
آسیب نزدن به خود
ندیدن فیلم 
کمک کردم به دیگران هرچه در توانم است
کمک کردن در کارهاب مردانه خانه تعمیرات
افزایش اطلاعات از فرایندهای ساخت مواد
افزایش اطلاعات درمورد سیستم های سرمایش و گرمایش ساختمان
افزایش اطلاعات در مورد ماشین ها
شرکت فعال فعال در کلاس های هفت عادت

هرجا میرم باید طوری عمل کنم که بود ونبودم فرق بکند...


چنتا کار: حرف زدن درست، نفس گیری درست و فن بیان درست
خوندن کتاب فن بیان
خوندن کتاب استاد عشق
خوندن پایان نامه و ران گرفتن ها
امتحان فراموش نشه

شرکت در جلسات شرکت در جلسات 
برنامه هاتو ی جوری بریز که شرکت کنی اونم فعااال




نوع مطلب : خلاصه، 
برچسب ها : خلاصه، اهداف، هدف، برنامه، پیشرفت، بود و نبود،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 1 دی 1395 :: I love you Too
چند شب پیش با دل شکسته از خودم شکایت خودم را پیش خود بردم


تصمیم گرفتم که اقدامات زیر رو انجام بدم


ارتباط با آدم های بیشتر
خضور فعال در تمام جوامع
صحبت کردن با آدم ها
خبر گرفتن از دوستان
بیرون رفتن با دخترها
تمرین رانندگی
آسیب نزدن به خود
ندیدن فیلم 
کمک کردم به دیگران هرچه در توانم است
کمک کردن در کارهاب مردانه خانه تعمیرات
افزایش اطلاعات از فرایندهای ساخت مواد
افزایش اطلاعات درمورد سیستم های سرمایش و گرمایش ساختمان
افزایش اطلاعات در مورد ماشین ها
شرکت فعال فعال در کلاس های هفت عادت

هرجا میرم باید طوری عمل کنم که بود ونبودم فرق بکند...




نوع مطلب :
برچسب ها : هفت عادت، انسان موثر، دل شکسته، برنامه، هدف، شکایت از خود،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 13 مرداد 1395 :: i love myself
میگم که دوستان عزیز توجه داشته باشید..
خرمشهر .. نه چیزه ببخشید..
خلاصه بگم: این موجی که ما راه انداختیم به خاطر این بود که میخواستیم برگردیم به ساحل هدفمون و برناممون این بود، باهاش حرکت نکنید اگه هدفتون ماهی گیریه...




نوع مطلب :
برچسب ها : هدف، برنامه، روز بد، شلوغ پلوغ،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 21 تیر 1395 :: i love myself
اینکه بخوام این مسئله رو اینجا بنویسم ریسکه بزرگیه چون ممکنه پاک بشه و یادم بره چی مینوشتم :))

یعنی در این حد!!! که بنویسم و یادم بره چی مینوشتم…
خب… مطب یک دکتر نشستم تخصصش نمیدونم چیه ولی تمام بیمارها رماتیسم دارند، جز بیماری های گوگولی دوران پیری و بیشتر خانم ها… خلاصه بگم که مشکلات مردم رو ببین نه ب خاطر اینکه بفهمی چقد خوشبختی و ببینی از تو بدبخت تر هم هست که نه واقعا اکثر اینها خیلی زندگی های شادی دارند و معنای واقعی زندگی رو میدونن.

معنای واقعی زندگی چیه! چیزی که باید بفهمی شکرگزار بودنه چیزی که باید بدونی اینه که بعد از گذشت مدت زمان طولانی بعد از فهمیدن تموم شدن همه چی بعد از درک و قبول کردنش بعد از چندین دوره که معدلت کم شد بعد از چندین بار که خودتو اذیت کردی عمرتو هدر دادی و چقد باید جلو میبودیو الان نیستی بعد از همه اینها … واقعا این ادمها زندگی نمیکنن با اینهمه درد با مشکلات خانواده با سختی خوابیدن با سختی زندگی کردن با دویدن دنبال پول بیمه با خیلی مشکلات زیاد با سرطاان با کارتن خوابی … اینا آدم نیستن؟ فقط تو آدمی؟ تو فقط دوست داری خوشتیپ بری عکاسی دوست داری به زندگیت رنگ و لعاب بدیو بعد انتظار داشته باشی که همه جا بهترین باشی دوست داری کلی باهوش میبودی در حالی که هستی ولی به صورت نسبی… آره تو باید زندگی درک کنی و قدرشو بدونی باید هر چند وقت یک بار به مریض ها سر بزنی و البته قبرستوون… یاد مرگ و فانی بودن دنیا و شکرگزار داشته ها و سلامتیت…
 
یادته؟ بابا فک میکرد خیلی حالش بده ولی وقتی ادماییو دید که نابوودن اصن حالش خوب شد خجالت کشید با خودش گفت من که چیزیم نیست چقدم ک خوشبختم…
منم همینم…
آدمهایی دیدی ک تو چ خانواده هایی بزرگ شدن…
شکر بابت همه چی
سلامتی
پدر مادر خوب
خواهر برادر خوب
دوستان خوب
درس و دانشگاه خوب
زنگی مناسب
لب خندان
تجربه هایی که کسب کردم در کار در زندگی
شکر بابت اینکه صحبت کردنم خوبه
شکر بابت اینکه حافظم خوبه
شکر بابت اینکه باهوشم
شکر بابت لباسایی که تنمه
شکر بابت صحیح وسالم بودن خانوادم
شکر بابت اینکه هرجا رفتم خدا همراهم بوده
واقعا فقط شکر اما آینده اما هدف اما
تلاش
هدف
خنده ورزش اطلاعات بالا بردن زبان خوندن معدل بالا پینگ پونگ اطلاعات بالا بردن درمورد عکاسی درمورد ماشین ها چالش سخنرانی کار کردن و پول دراوردن در تابستان کار مهندسی پیدا کردن پول دراوردن برای خارج زبان خارج رزومه خارج دوسست پیدا کردن سرمایه انسانی خوشرو بودن کل روز بابرنامه بودن برنامه ریزی کردن نوشتن اهداف مرور اهداف نوشتن هرروز خاطرات مطالعه خارج درس مطالعه یک درس به صورت جدی برای تی ای شدن تفریح به صورت جدی شناختن جاهای مختلف شهر و ایده گرفتن برای ایجاد کار جواب دادن به این سوال که مردم چجوری پول در میارن مردم از چه راههایی پول درمیارن بیمارستان و قبرستان یادت نره عکاسی با همین گوشی البته اگه دوربین نایس و خوش قیمت دیدی بخر برنامه ریزی خوشتیپ و خوش بو بودن مرتب بودن خندان بودن حواس جمع و درست کاربودن



نوع مطلب :
برچسب ها : چالش، هدف، تابستون، آینده، خوشبختی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 14 تیر 1395 :: i love myself
بعد از همه این حرفها یادم اومد که یک ریسک خیلی بزرک هم من میخواستم بکنم آن هم همیار استاد شدن در یک درس تخصصی هست که برای همین باید اون درس ها رو کامل و مسلط بخونم و اگه این توانایی رو در خودم دیدم برم و انتهای تابستان پیشنهادش رو بدم

راستی اون دوستت بود اسمشو نمیارم دیگه الان یک مقطع بالاتر از توعه اون تو تابستون ی مقداری خونده بود برای کنکورش پس تو هم نرم باید یخونی
منابع

الف) زبان انگلیسی

ب) استعداد تحصیلی

ج) دروس پایه شامل: ۱- دینامیک، ۲- ترمودینامیک، ۳- مقاومت مصالح.






نوع مطلب :
برچسب ها : هدف، برنامه، تابستان، همیار، استاد، آینده، چالش،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 13 تیر 1395 :: i love myself
اما تمرین این روزهای من آموزش تایپ فارسی و انگیسی ، آموزش لاتکس و قیلم و زبان و اهنگ های زیان اصلی و الیته خواندن مقاله ارسالی توسط استادم محترم  هست.
برنامه تابستان طبیعتا تا به اینجای کار دنیال پروژه ... گشتن هست. در ادامه کتاب... بعد کار ویرا... زیان...پروژه اصلی ...

فردا ، یعنی امروز(الان دیگه امروز نیست الان 4 و نیم صبح فرداس) باید برم حموم و  برم آرایشگووووه و شروع آموزش لاتکس ، پیشنهاد من برای تو همون پیشنهاد مشاوره ، بادت نره که باید از گردونه رابطه با فلانی بیای بیرون وگرنه اذیت میشی. و به فکر خودت و آیندت باش اون بنا به هزار و یک دلیل به دردت نمیخوره.
باشه مرسی الان بهتره یادم باشه که قردا از سفره افطار  و سحر عکس بذارم اینجا تا همیشه یادم بمونه که خونه چ جای پر از آرامشیه
مرسی خدا مرسی بابت داشته ها و نداشته ها که همش از لطف و کرمته و دانش بی پایانت.





نوع مطلب :
برچسب ها : برنامه، تابستان، زبان، چالش، هدف،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 6 تیر 1395 :: i love myself
بازدید امروز 3 با اینکه خودم نیومدم. امروز حالم خوبه. یکی دیگه از بارهای این روز ها برداشته شد. چقد خوبن این روزها. داشتن هدف چقد خوبع کار داشتن برنامه داشتن چقد خوبع. واقعا ادم کار داشته باشه نمیره سراغ فکرهای پوچ و مسخره فلانی رفت فلانی اومد قللنی با فلانی حرف زدد. اقا ب درک چیکار کنم واقعا جز تخریب زندگی کاری نمیکنی. خب داره خوش میگذره دیگه روزهای خوبین دوستشون دارم. قیافم فقط داغونه موی بلند ناخون دراز واه واه واه :)))) باید کلا به ظاهر اهمیت بدیم خیلی زیاااد راستی چیزایی ک مخالف اهدافت هستن رو بیرحمانه حذف کن. آفرین



نوع مطلب :
برچسب ها : حذف، خوشی، شادی، خنده، روزهای خوب، هدف،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 3 تیر 1395 :: i love myself
اتفاق جالبی افتاد. شخصیت اول زن داستان از درس پ مشق خسته شد همونطور که من شدم. و رفت خواست تموم کنه جواب قاطع این بود ک میدونی خیلیا ارزوشونه تو این موقعیت باشن میدونی اینکه الان تو،توی ناز و نعمتی خیلیا با چ زحمتی میتونن برسن بهش و میدونی واقعا چراا. میدونی خودت چقد تلاش کردی و چ اهداف داشتی و چ شب و روزهایی نخوابیدی ک به اینجا برسی. حالا چی شد ک یادت رفت. یکیش هم ولایتیام و یکیش هم مث شخصیت اول زن داستان بازگشت یا حضور یک معشوقه بود ک زندگیم رو نابوذ داشت میکرد و شب و روزم اون بود و ی مدتم ک کلا ب فراموشی ازون سپری شد. نتیجه اخلاقی اینکه واقعا من ک هدفم معلومه پس اگه کسی قراره بیاد باید در همین مسیر باشه یعنی لذت و شادی و تفریح در کتار اهداف و تلاش و درس و علم و دانش و پیشرفت و خدمت ب بشریت باشه نه اینکه مانعش بشه. اون وقتی بود من رو از خدا هم دور میکرد چ برسه از اهداف زمینی. واقعا اگه کسی قراره باشه در مسیر این اهداف باید باشه در مرحله بعد اینکه خود اون ب هیچ وجه نباید باشه چون همیشه مانع اهداف بوده و همیشه هم دیدی ک درسته و پشیمونی بابت اون روزها کهه میتونستی کلی کار کنی و نکردی و تلف کردی وقتتو با پیام های نامربوط پ بدون مجوحتوی و اکثرشم گریه زاری اینا بود و کلنم حالت رو بد میکرد و اکثر مدت درگیر حال بد خودت بودی که خداروشکر الان ب کوری چش بخیل و حسود عالی عالیم. نتیجه اخلاقی اول ک گفتم نتیجه اخلاقی دم اینکه اون نباید باشه و بیاد ب هیچ وجه. اولم این بود ک کسی نباید باشه یا اگه باشه در مسیر اهداف باشه و کمک راه من. خلاصه بگم که ادم واقعا باید بدونه چی میخواد و چرا میخواد



نوع مطلب :
برچسب ها : تلاش، هدف، برنامه، زندگی، پشیمانی، قدر دانستن، اگه اومد،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 3 تیر 1395 :: i love myself
شروع کنم ب نوشتن که دنیا منتظر منه! آره خیلی سرم شلوغه از ی طرف کار از ی طرف سوالای اینو ارائه این و پروژه اون و تمرینش. وااای همه اینا تا هفته بعد سه شنبه. خیلی سخت شد خدایا کمک کن. خیلی وقت و انرژی دارم میذارم رو این مقاله ولی نمیفهمم ایشالا ک درست بشه. ولی خب من تلاشمو میکنم خودت کمک کن که هم انرژی داشته باشم و هم فهم و درکم بالا بره و هم نتیجه خوبی بگیرم. امین. … دیگه برات بگم که خیلی حال میده قشنگ پا میشی هدف داری تلاش میکنی جلو میری چیز یاد میگیری چیه بابا بی هدف دنبال فیلم رفتن و اینا اونا تفریحش خوبه و ازین چیز میزا. این ماسماسکه و زبان و خدمت مقدس رو دنبال کن. چشم. توکل ب خدااا



نوع مطلب :
برچسب ها : توکل، هدف، لذت، برنامه، زندگی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 2 تیر 1395 :: i love myself
اما زیباترین قسمت زندگی هدفمند ترینشه. زیباترین قسمت زندگی اونجاس که میدونی فردا که بیدار بشی کلی کار داری میدونی چیکار داری و براش تلاش میکنی چون مهم هستن برات. زیباترین قسمت زندگی اونجاییه که شب خوابت ببره حین حرکت ب سمت هدف نه تلاش برای خوابیدن حین کارهای پوچ و بی اساس. الان دقیقا زیباترین روز های زندگیم رو سپری میکنم. مطالعه میکنم و میرم جلو و تفریحات جانبی فراوان کنارش از جمله مطالعه و مطالعه و ورزش و موسیقی و عکاسی. آخیش چقد قشنگن این روزها وای خدایا شکرت. قبل خواب بعد خواب حین خواب مطالعه خارج درس چیزی که همیشه عاشقش بودم هم هست و جذبش میشم. رمانی ک هدیه عزیزی هست ی مناسبت تولدم و جذبش شدم. واقعا زندگی یعنی این یعنی کناز خودت حال کنی. چی بودن اس ام اس های اعصاب خورد کن و التماس و گریه زاری. واقعا چرا عمرمو هدر دادم. واقعیت اینه ک اگه اون روزای بد رو تجربه نمیکردم الان این زیبایی هارو درک نمیکردم. مرسی خدا. واقعا خوبی در کنار بدی معنا پیدا میکنه و هردو میوه یک باغن. بتزم مرسی قیصر امین پور عزیز. ممنونم خدا که زندگیمو زیبا و پر معنی کردی. شکر بزرگیو غفوریو کرم و بخشش و داناییت رو. شکر. همین.



نوع مطلب :
برچسب ها : زندگی، هدف، خدا، شکر، زیبایی،
لینک های مرتبط :
شنبه 29 خرداد 1395 :: i love myself
هرکاری تو مسیر زندگیت میکنی بهش فکر کن عواقبش بسنج و انتخابش کن براساس اصولت. که اگه چند سال لعد یاداوریش کردی سرافکنده نباشی. که اگه بچت خواست همونکارو انجام بده نزنی تو گوشش. که بدونی راست و درست زندگی از نظر خودت چیه و متناسب با همون قدم برداری. واقعا بدونی داری چیکار میکنی. ارزش ها برات تعریف شده باشن پ تصمیم و انتخاب بگیری و بکنی. اینجوری تو زندگی شرمنده نیستی نه جلوی خپدت ن جلوی بقیه چون میدونی کار درستی کردی و البته رضایت از زندکی بیشتر خواهد بود برات.



نوع مطلب :
برچسب ها : ارزش، رضایت، آرمان، هدف، گناه، شرمنده،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 23 خرداد 1395 :: i love myself

دیدی بعضی وقتا دیگه فرقی نداره اهنگ چی میخونه دیگه اهنگ غمگین و شاد مهم نیست دیگه هندزفری گوشاتو اذیت میکنه دیگه نمیدونی چی بهت حال میده دوس داری زنگ بزنی ب تک تک دوستات حال و احوال کنی دوس داری زنگ بزنی ب تک تک اقوام دوس داری صحبت کنی اصلن حس تابستون همینه تابستون قبل ازینکه بیاد پر از برنامس پر از کارهای نکردس ولی وقتی میاد دراز کشیدن روی تخت و نگاه کردن ب سقفه نگاه کردن فیلما در حالت نمیه نشسته نیمه دراز! گوش دادن ب اهنگایی ک هرکدوم تکراری شدن خوابیدن تا لنگ ظهر بیدار موندنا تا سحر شب شدن بی برنامه حرف زدن و چرت و پرت گفتن و تموم شدن این روزها واقعا الان حس تموم تابستونایی ک گذشته رو دارم با اینکه هنوز تابستون نشده و بهاری داریم گرم تر از تابستون. مراقب باش نشی مث قبل فک کن برنامه بریز عمل کن هدف داشته باش جایزه بده و تنبیه کن… هدف هدف هدف تموم شدو رفت



نوع مطلب :
برچسب ها : هدف، تابستون، تابستان، آهنگ، بی برنامه،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   



مدیر وبلاگ : i love myself
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :