تبلیغات
make it done - مطالب ابر غم
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : i love myself
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
make it done




قبل سلام بگم حالم خیلی بده…براتون دعا میکنم حالتون هیچوقت بد نباشه…بعد دعا ازتون میپرسم که چقد به خودتون حق میدید؟ یعنی اگه عصبانی اید چقد حق ابرازشو به خودتون میدید؟ اگه ناراحتید چی؟ شده بزنید خودتونو به در و دیوار؟شده داد و بیداد کنید؟ شده وسط خیابون با راننده ماشین بغلی دعواتون بشه و فش و بد و بیراه بگید و نترسید از شان و مقام و منزلتتون؟شده یکم خودتون باشید؟ شده برای خودتون وقت بذارید؟شده یکم فقط به خودتون فکر کنید؟ بعد همه ی این سوالا دوباره براتون دعا میکنم که ایشاالله که شده باشه… ایشالا شما چیزی رو تو خودتون نریخته باشید…… بعد همه این مراسم مذهبی که را انداختم براتون از خودم میگم… دارم از درد به خودم میپیچم، از درد ندادن حق به خودم. من ناراحتم من غمگینم من سخخخت شکست خورده ام ولی به خودم حق نمیدم واکنش نشون بدم، به خودم حق نمیدم ناراحت باشم به خودم حق نمیدم درد بکشم… من از منطق متنفرم… منطقی که همیشه همراهم هست و رفتارمو کنترل میکنه، از آینده بینی متنفرم وقتی مزاحم عکس العمل هامه… من وقتی به خودم حق نمیدم که ناراحت باشم چجوری میتونم با کسی درد دل کنم؟ من فردا صبح آروم میشم و به هیچکس نیاز ندارم برای درد دل. من الان با کی درد دل کنم و چی بگم بهش… من روز به روز بدتر میشم… من به خودم حق بدترشدن هم نمیدم…من دارم روانی میشم……من از درد به خودم میپیچم… پارسال وقتی داشتم درمورد لانتوری مینوشتم تو هنوز دوباره نیومده بودی پیشم، اون موقع دوست داشتم به همه بگم دیدن این فیلم چقد حس مشترک بهم القا کرد، من خودم رو دیدم که یک روز حواسم پرت میشه منطق و آینده بینی و تمام پرده های دروغینی که من راستین رو پنهان کرده کنار میره و من تنهاترین تنهای این سرزمین، زشت ترین زشت این سرزمین میشم. اون وقت هرکس به خودش اجازه میده درموردم قضاوت کنه… امروز که دوباره دیدم این فیلمو باز هم بهم ریختم… من درد دارم…درد…راستی سلام.



نوع مطلب : خاطره، داستان، دلم گرفته، 
برچسب ها : درد، رنج، غم،
لینک های مرتبط :


جمعه 22 بهمن 1395 :: نویسنده : I love you Too
نظرات ()
به نام خدا

ازش پرسیدم ببخشید پروسه درمان چقدر طول میکشه
گفت بستگی داره درمان چی
گفتم موضوع خودم
گفت  بستگی به سطح نوسانات متفاوته
گفتم من افتادم توی لووپ ی اتفاق ی عکس ی صحبت
گفت نه خب دلیلش اینه که تو از خودت مراقبت نمیکنی
گفت قرار نیست دوست داشتن رو قطع کنیم قراره رابطموون را با یک نفر تموم کنیم
گفت مراقبت از خود یعنی جاهایی که فکر میکنی میاد نری یعنی پیگیرش نباشی که چه عکسی گذاشته یعنی چک نکنی آخرین بار آنلاین بودنش کی بوده یعنی به خودت احترام بذاری از این گردونه بیای بیرون
گفتم خب من اومدم بیرون ولی چون دلم اونوره تصنعیه 
من اونورم اینور دارم فکر میکنم
گفت خب قرار نیست دوست داشتن رو تموم کنیم قرار هستت که  رابطه رو تموم کنیم
پس باسد مراقب باشیم 
ولی این کلاس ها رو میای خوبه
یک مقدار تخت تاثیر قرار گرفته بودم به این فکر میکردم که خب آره نباید پیگیری کنم من همش دنبالشم به این فکر میکنم که وای کی آنلاین بوده و حالا از صیب نبوده کجا بوده آخر هفته کم آنلاین بوده کجا بوده و و و و وو وو و وو
آره من همش دنبالشم  
عکساش هی نگاه میکنم
حتی به این فک میکنم که جاهایی که زییاد میره من برم 
خب این بعنی از خودم مراقب نیستم

یک موضوع دیگه هم خانمون گفت
گفت که من دقیقا زمانی که دست برداشتم از تغییر دیگران و شروع کردم به تغییر خودم دیدم همه چیز عوض شد
این دقیقا همون مسایلی بود که من روزای گذشته بهش فک میکردم و این مسله که مسوول حال بد من خودم هستم و باید کمک کنم خود=ب بشم نه دیگران
من ماکزیمم بتونم خودم خودمو کنترل و تغییر بدم نمیتونم دنبا رو عوض کنم
آره خانمش میگفت که من دقیقا وقتی متوجه شدم که باید  خودم تغییر بدم همه چی عوض شد و شاید اون آدم عوض نشد و همونجور هم موند ولی من دیگه اذیت نمیشدم...


دوس ندارم از صحبت های کلاس بگم تو این تکست
میخاستم بیشتر از تحت تاثیر قرار گرفتنم بگم
میخاستم بگم که 

بهم گفت اگه دوس داشتی میتونی برام توی تلگرام بنویسی
خب راست میگفت ما اینهمه میایم فکر میکنیم بحث میکنیم باد میگیریم که خودمون مهمیم باید برسیم به جایی که دیدممون عوض بشه باید برسیم به جایی که ارزش ها برامون مهم باشن خودمون رو ارزشمدن بدونیم نه اینکه لباس و قیافه و هر چیز دیگه ما یاد بگیریم به بچمون احترام بگذاریم و اون رو ارزشمند بدونیم  فارغ از نتایجی که کسب میکنه و این خود ارزشمند و اصیل هدف هست و رسیدن به استقلال
حالا تو از خودت مراقبت نمیکنی
به نظرم بیایم از اول شروع کنیم
دنبالش نرو
چکش نکن
مراقبت کن از خودت
میگفت تو اثرات بد اون رابطه رو دیدی
دیدی که چقد بد بود رفت و گریه کردی رفت و تنها موندی رفت و پرتت کرد بیرون از دانشگاه همه بدی های نه نه منظورم این نیست که اون بدی کرده منظورم اینه که اون اثرات ودحال های بد رو دیدی دیدی که چقد بده سه چهار روز قدم میزدی تو پارک ها تا چه ساعت هایی تو خیابون ها راه میرفتی نمیدونستی کجایی  کنار کدوم خیابونی توی بیابونی به نام حکیمیه راه میرفتی
بعد تو همه این حال های بد درس نخوندن معدل های کم رو دیدی
علم نیاموزی ها
چمیدونم بی سواد وبدن رزومه جمنکردن ها
اینکه هرکسی ازت میپرسه چرا فلان نرم افزار بلد نیستی چرا فلان درس خوب بلد نیستی چرا سر کار نرفتی البته نه اینکه دیگران بپرسن خودم انتظرا داشتم از خودم که بلد باشم 
تو اینهمه عقب موندگی ها رو دیدی
روزای بد ول کردن کلاس ها
تمرکز نداشتن سر کلاس ها
همین که سر کلاس ها سوال نمیپرسی دلیلش همین تمرکز نداشتنه دیگه که سوال پیش نمیاد و اصلا نمیفهمی استاد چی گفت اکثر عمر دانشجوییم درگیر عضق و غم عضق بگم بهتره چون عضق خوبه شادیه
درگیر این غم بودم 
خب پس تو که این غم رودیدی چرا از خودت مراقبت نمیکنی
نمیگم بدی کرده میگم تو غم دیدی اگه ندیدی بگو ندیدم... شما با هم رزونانس نمیکردین حالا اصلا بحث بدی کردناون نیست چیزی رو عوض نمیکنه ... تو اذیت شدی پس از خودت مراقبت کن
اون روز نتیجه افکارم هم این بود که یک رابطه ای باید تموم میشد و تموم شد و کسی به کسی بدی نکرده و هرکس زندگی خودشو داره پس بیخیال برو حال کن با زندگی و عمر و اهداف خودت....
گفت من اون روز هم بهت گفتم این گوری که داری روش گریه میکنی توش مرده نیست چیزی از توش در نمساد اون صراحتا گفته نمیخامت و برنمگیرده
ول کن همین




نوع مطلب :
برچسب ها : مشاور، مراقبت، عقل، زندگی، غم، گور،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 16 آبان 1395 :: نویسنده : i love myself
نظرات ()
ولی به هرحال دیرفهمیدن بهتر از هرگز نفهمیدن است.

آری در این مسیر پخته تر شدم. حرص و ولعم ریخت! منطقی تر شدم و آینده ای بهتر دارم………به هرحال خدا باید ی جوری ب ی وسیله ای کمکم میکرد…با گرفتن اون و این داستان ها معنای زندگی رو بهم فهموند تا مشکلی در زندگی اصلیم پیش نیاد…



نوع مطلب :
برچسب ها : درک، فهم، رسیدن، جدایی، غم، اگه اومد،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 23 تیر 1395 :: نویسنده : i love myself
نظرات ()
اجازع دارم چند خط گله کنم ، از بی وفایی دنیا از بی وفایی ما ادم ها. دلم گرفت راست میگه. میگه ک(رمان میگه)ما ادمها همیشه دنبال چیزهایی ک نداریم میریم و قدرچیزهایی ک داریم رو نمیدونیم و مثل یک حق طبیعی بهش نگاه میکنیم. دلم اونجایی گرفت ک پدر و مادر من عزیزترین ادم های روی زمین هستن با تمام اخم ها و تمام مخالفت هاشون با همه گذشته. فقط اونا هستن ک در هر شرایطی قدر ادمو میدونن فقط اونا هستن که تا تهش باهاتن تو شادی و غم از ته دل بدون اجبار… بدون منت… وای خدا منو ببخش دنبال کی بودم؟کسی که به خاطر قومیت از من دل کند کسی که…وای قومیت یعنی پدر و مادر و اصل و نسبم قومیت یعنی تمام وجودم یعنی ریشم یعنی پدرم دوستان پدرم یعنی پدر پدرم برادرها و خواهرر پدرم یعنی مادرم یعنی تمام وجود من. وای خدا معذرت میخوام اشکم داره در میاد. چیکار کردم من. دنبال کی بودم واقعا دنبال کی بودم. چرا من بعد اون ماجرا دلم واسه پدر مادرم تنگ نشد و بهم برنخورد و فقط ادامه دادم اصرارای بچه گانع ب کسی ک ارزشی واقعا نداره واقعا ارزشی نداره. آدم باید یکم متوجه رفتارش باشه یکم فهمیده باشه. ………… مامان بابا من غلط کردم ببخشید عزیزان دل من ببخشید. دوستون دارم خیلی زیاد. خیلی خیلی زیاد. :(:(:(:(



نوع مطلب :
برچسب ها : اگه اومد، غم، مامان، بابا، ببخشید، اصل و نسب،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 2 تیر 1395 :: نویسنده : i love myself
نظرات ()