make it done
دوشنبه 30 اسفند 1395 :: I love you Too
سلام دوباره
همچنان در تاریخ گیر کردیم بین 95 و 96 به صورت رسمی سال شروع شده ولی تقویم حرف دیگری میزند

ناهار خوردم چه ناهاری ماهی شکم پور اصن چی بود
دم مامان گرم ایشالا که هیمشه سالم باشه سایش بالا سر ما

از اهداف میگفتم
از رها کردن بیرون
دست برداشتن از تلاش برای کنترل بیرون
اولین باره که میخوام رها بشم و دارم رو نوشت مینویسم ازش
بارها تصمیم گرفته بودم ولی نه به این جدی ای
سال قبل رو مرور کردم دیدم که هرچه نباید میشد شد، پس من نتونستم ونمیتونم کنترل کنم
و در مورد بعد باید بگم که اون با دختخرای دیگه فرق نباید داشته باشه و همونطور که بقیه فرق ندارن که چ میکنن اینم باید به همچین نقطه ای برسه من در این یک ساله تلاش کردم ولی نشد.... 
من ازش خواستم و نشد، من بهش گفتم ک ناراحت شدم ولی نفهمید، من در ملا عام اظهار ناراحتی کردن حتی دوستم فهمیذ و بهم گفت، و خود اون هم فهمید ولی باز هم تکرار کرد، من خواستم دورش کنم از دوستام من خپاستم کنترلش کنم ولی نشد، هر اتفاقی که نمیخاستم بیفته افتاد، هرکاری ک بد میدونستم رو انجام داد… من نتونستم کنترل کنم، اون کاملا بیرون منه و من هیچ کنترلی ندارم روشش…
من تلاش کردم ولی نشد…

چون همچنان داشتم در دنیای بیرون تلاش میکردم من اونو چک میکردم من ازش ناراحت میشدم و من نگران بودم که اون با دوستام دوست میشه یا نه کامنت گذاشته یا گذاشتن یا نه و من همچنان داشتم دنیای بیرون از خودمو کنترل میکردم...من تلاش بیهوده میکردم…
ولی
من اینبار آگاهانه دست از تلاش بر میدارم




نوع مطلب : رونوشت تعهد، سال جدید، عهد، 
برچسب ها : عهد، پسمان، سال نو، عید، دنیای بیرون، رها،
لینک های مرتبط :
جمعه 15 بهمن 1395 :: i love myself
به نام خدا
خیلیا اعلام کردن که داره برف میاد و خیلیا هم پستای قبلی من رو نخوندن یعنی عادت من اینه که طوری بنویسم که حرف های اصلی منو کسی نخونه اینجوری یک مخاطب خاص تنها میتونه درک داشته باشه در نوشته هایی که درست در مقابل چشمان همه است...

االان که دارم مینویسم سرم پایینه و با توجه به گردن درد نمیتونم به صغحه مونیتور نگاه کنم.   تصورش خیلی براتون سخت نیست دیگه احتمالا... روی شکم خوابیدم و گردنم داره درد میگیره که نمیتونم بالا رو نگاه کنم...
سخت شد..

بعد از وصف حال از وصف دوران بگن

من به خودم یک قول دادم
قول که نه ی مسیله کهه باید بهش عمل کنم و حیلی باید سخت باشه در ادامه کار ولی تا الان راحت بوده فقط باید از خوودم مراقبت کنم که سرما نخورم و بعد تب و لرز نیاد سراغم

یک قول دیگه هم دادم به خودم که هی یادم میره
قرار بود هر شب قبل خواب بخندم هر روز بعد خواب هم بخندم
شبا قبل خواب نت چک نکنم و شبا قبل خواب آهنگ گوش ندم 

همین

راستی هنوز سوالم سر جاشه : یک مرد جذاب چه ویژگی هایی داره؟




نوع مطلب : عهد، 
برچسب ها : جداب، برف، عهد، قول، قرار، پیمان،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 15 دی 1395 :: I love you Too
صبح که بیدار شدم و وقتی دیدم که یکی از دستان قدیمی ات را فاول کردی کمی بهم ریختم ولی ...

یادم اومد که قبلن بهم گفته بودی که من به خاطر تو...

و من یادم رفته بود که اون قبلن بود و دوست دارم همیشه یادم بمونهکه نذارم کسی به خاطر من کاری بکنه

بذارم هرکسی خودش باشه

دلگیر شدم
از کنارت رد شدم

پست اینستاگرام




نوع مطلب :
برچسب ها : حالم بده، برو، نیا، درد دل، عهد، پیمان، مرغ امین،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 22 آذر 1395 :: I love you Too
من دستانم میلرزد زمانی که با ناز نگاه میکنی

چ ب ی دختر دیگر
چ ب یک دیوار
چ به یک گل
وحتی...

من نمیدانم به کجا گاه میکردی و چ کسی از تو عکس گرفت ولی من دستانم میلرزد

دلتنگت هستم و یادم رفته که چگونه بدون تو شاد و سرحال زندگی کنم

یادم رفته که بدون تو هم زندگی ممکن است و زندگی جاریست و بسیار هم زیبا است

من یادم رفت برای دثایقی که نباید فالو ات کنم
البته فالو نکردم بلکه عکست اومد دیدم و بهم ریختم

همین

الان در خلوت خودم نشتم و مراقب خودمم ک نکنه سرما بیاد داخل و من سرما بخورم..

تو هم مراقب خودت و نگاه و خنده هات باش

دلتنگتم




نوع مطلب :
برچسب ها : دل تنگ، دلتنگ، دلتنگی، عکس گذاشتی، قول وقرار، عهد، پیمان،
لینک های مرتبط :





مدیر وبلاگ : i love myself
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :