درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : i love myself
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
make it done




در زمینه افزایش ارتباطات امروز خوب پیش رفتم 

عامل بودم هم به بابک زنگ زدم هم به دوستم هم اومدم وقت اضافیم رو با بچه ها گذروندم

مرسی پسر


راستی باید بگم که یکی  از مواردی که حال منو بد میکرد همین ارتباطات ضعیف بود 
این موضوع که فلانی همه رو میشناخت ولی من نه 
این موضوع که حس میکردم در  جمع کمتر صحبت میکنم و اعتماد به نفسم زیر سوال میرود
گاهی نیاز هست که زیاد و بلند و رسا صحبت کنی و تپق نزنی
در مورد دوست دختر و رفتن با دوستاش بیرون و تحت تاثیر قرار دادن خود دوست دختر و ازین که اون خچالت نکشه منو به دوستاش معرفی کنه

حالا منظورم این نیست که قبلیه منو بجه تصور میکرد و آدممم حساب نمیکرد و منو جایی راه نمیداد و به کسی معرفی نمیکرد
ولی خب عامل بودن میگه که حالا که روی اون تاثیری ندازی پس کاری کن کسی همچین فکری نکنه و خودت هم همچین فکری نکنی (چون این فکر توعه و ممکنه اون همچین فکری نکرده راجع به خودت پس به خاطر خودت جبرانش کن) و صحیت کردن همه جا بدردت میخوره چه زیان چ سخنرانی چه تحت تاثیر فرار دادن اینو اون...





نوع مطلب :
برچسب ها : عامل بودن، ارتباطات، رابطه، دوست دختر،
لینک های مرتبط :


جمعه 23 مهر 1395 :: نویسنده : i love myself
نظرات ()
به نام خدا
به زودی متنی با همین عنوان و هشتگ درمورد پدیده عامل بودن و این موضوع که مسوولیت زندگی من به عهده خود من است و رخداد هایی که در زندگی من رقم میخورد را نباید تقصیر آب و هوا و یا انسان هایی انداخت که گویی فکر میکنیم آنها باعث و بانی این مشکلات ما هستند....

قبل از نوشتن این موضوع یک مسله خیلی مهم را باید در اینجا بنویسم ...
 چندی  پیش همون شب آرزوهایی که روزه گرفتم شبش خوابم نبرد عصبی بودم و صبش رفتم پارک و تا ساعت های حدود 12 آنفدر راه رفتم که وفتی برگشتم بیهوش شدم...
در آن روز بارانی و زیبا من متنی را نوشتم و امروز یه آن نگاه کردم و آن متن اشاره به موضوع عامل بودن داشن و این که من تاثیری در یک سری اتفاقات زندگیم ندارم و قرار هست که از یک سری آدم ها فاصله بگیرم و آدم های دورو بر من هرکدام زندگی منحصر به فرد خودشونو دارند و مثلا ممکنه اون کسی که من دوستش داشتم یک زمانی به دلایلی با یکی دیگگه رابطه داشته باشه و باهم بیرون برن و عکس و جیغ و هورا و کلا هرچیزی اون زندگی خودشو دازه ...

گاهی  فکر میکنم دلیل اینکه من روی کارهاش حساس هستم این مسله هست که فکر میکنم اون یک روزی مال من میشود و قرار هست که من کنترلش کنم و این جرکات امروزش را نمیپسندم و من را ناراخت میکند با این دید که او با من است مال من است و به من وفادار است و تعهد داده است درحالی که نه او مال من است نه وفادار است و نه تعهدی دارد و نه قرار است روزی همچین چیزی باشد ...

ادامه میدم ...
نوشته بودم که اونها زندگی خودشوننو دارند و تو قرار هست که فاصله بگیری و در داخل دایره نفوذت سرمایه گذاری کن و در چهارچوب ارزش ها بشین و اقدام کن....

ولی این چند روز متوجه شدم که آن حرف ها یادم رفته چون طی این مدت بارها چکش کردم ازش ناراخت شدم و بارها  دلم گرفت
البته دل گرفتن چیزی منطقی است ولی کش دادن و طولانس شدن و تکرار شدنش چیز پذیرفتنی نیست


تمام دلیل این متن این بود که بدانی این بار تو وسط شلوغ ترین روزهای زندگیت وقت گذاشتی و فکر کردی منظقی و خارج از هرکدام از احساسات کاملا در یک فضای ایزوله

پس مثل دفعات قبلی فراموش کار نشو و سعی کن عمل کنی و رشد کنی


مرسی




نوع مطلب :
برچسب ها : عامل بودن، برنامه، زندگی، رشد، پیشرفت،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 22 مهر 1395 :: نویسنده : i love myself
نظرات ()


 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات