درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : i love myself
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
make it done




سلام
نمیدونم شما خالتون چطوره 
نمیدونم کیا رو دارید که حالتون رو بپرسن
نمیدونم کسی هست دوذوبرتون که هرشب هر لحظه حال شما رو بدونه و براش مهم باشه یا نه
نمیدونم شما وقتی حالتون بد باشه چیککار میکنید
این حال بد شما ممکنه دلیلی هم نداشته باشه ی جوری بعد از چندین روز بهد یک حال بد طبیعیه
روزهای بی هدف
انتظار هایی که دیگران ازتون دارند
مثلا دوست نزدیکتون هرچی بهش زنگ میزنید جواب نمیده و وقتی که بعد بیست بار زنگ زدن موفق میشید باهاش تماس بگیرید تنها میشنوید که متاسف هست و ازین حرف ها
نمیدونم شما اهنگ سیروان خسروی رو دارید گوش میدید همزمان یا نه

برگای زرد
منو یاد تو میندازن
چ زود رسید پاییز بازم
اما این بار دوباره 
روزا دارن اروم اروم سرد میشن
غروبا دلگیر تر از همه دنیا بهم میگن نیستی تو را حت از غشقم گذشتی ورفتی
همیشه پیش من میمونی اما من تو خاظرات تو کم کم  گم میشم
کم کم گم میشم

اه لعنتی
دلم قدم ردن میخاد
دلم گریه میخاد
شنا هم همینمدلی اید

حال خوبی ندارم
تورو دیدن زیر بارون با تو خندیدن

مث ی خوابه واسه من 
کاش بازم تورو ببینم
تو راحت از عشقم گرشتی تو خاظراتت وو کم کم گن نیشن 
تو راخت از فشقم گذشتی اما من ارزوم اینه کم کم گن نیشن

کم کم گن میشم گن میشم

امروز روز خوبی نبود با وحود تمام تلاش هایم برای رسیدن به موفقیت

دوستم اومد تو اتاق
 یادم رفت حال بدم رو
خداحافظ




نوع مطلب : دلم گرفته، 
برچسب ها : بد، حال بد،
لینک های مرتبط :


شنبه 21 اسفند 1395 :: نویسنده : I love you Too
نظرات ()

بهتره      که     ننویسم 





نوع مطلب :
برچسب ها : حال بد، بد، خراب، غم عشق، درد، جفا، خیانت،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 16 آبان 1395 :: نویسنده : i love myself
نظرات ()
وقتی حرفاتو هیشکی نمیخونه و به هیچکی نمیگی دیگه ارزش خودشو از دست میده… چ فایده برا کی برای چی …………… حتی اگه ساعت 2 بعد از نصف شب باشه



نوع مطلب :
برچسب ها : حال بد،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 14 مرداد 1395 :: نویسنده : i love myself
نظرات ()
بذار یکم درمورد زندگی بیشتر فکر کنیم، ما آدم ها اکثر اوقات از فکر کردن خسته میشیم مخصوصا اگه در مورد موضوعی زمان زیادی فکر کرده باشیم دیگه فکر در اون مورد خاص رو بی فایده میدونیم چون فقط اعصابمون رو خورد میکنه… اعصاب خورد باعث میشه به اشتباه دست به کارهای زیادی بزنیم مثلا به موضوع دیگه فکر نکنیم یا مثلا از آدمهایی که مارو یاد اون مسایل میکنن دوری میکنیم یا مثلا. دیگه مکان هایی ک اون خاطرات رو زنده میکنن سر نمیزنیم یا هرچی… هرچی که هست محدودیته یعنی مراقبت از خود برای انجام ندادن یک سری کارها و یا مراقبت از خود برای انجام یک سری کار… شاید تنها چیزی که از زندگی فهمیده باشم این بوده که محدودیت باعث افت میشه هر نوع محدودیت فکری جسمی فرهنگی و هر نوع اجباری بدون ایمان و اعتقاد بهش مثل تمام دوستی هایی که با اینکه تموم شدن دنبال به هم پیوستنشون میگردیم یا مرام گذاشتن برای ادمهایی در زندگیمون ک هدف ازینکار گذشتشون هست و نه حال… اینا همه نمونه هایی از اجبار و گیر کردن در تعارفات به تناسب اجبار هست و گاهی نیز این تعارفات با خود آدم هست که دقیقا بدترین نوع تعارف و بدترین نوع عقب موندگی از مسیر اصلی زندگی هست اما مسیر اصلی زندگی چیه منظور اینکه هدف چیه ما باید کجا باشیم چجوری زندگی کنیم که راضی باشیم خیلی از ماها حتی نمیدونیم چجوری دوست داریم باشیم. فرض کن خدا اومده جلوت میگه تمام فکراتو بکن یک زندگی که دوست داری رو با تمام جزییات ترسیم من من همونو میدم بهت به نظرت ما چیکار میکنیم اولین و شاده ترین چیزها خونه ماشین همسر کار و اینچیزا هست که صادقانه بگم حتی توی انها هم نمیتونیم خیلی کلییر و صریح خواسته هامون رو ترسیم کنیم و بخواهیم ولی اینا مادیاتن که البته معتقدم اگه اونها هم خیلی واضح باشند بهشون میرسیم و اون خدایی ک اومده کنارمون نشسته گوش میده و عملیش میکنه. آره اینا مادیاتن درمورد معنویات چی درمورد روح زندگی چی درمورد شیوه زندگی درمورد نوع حرف زدن نوع معاشرت خندیدن و شایر مصارف عادی زندگی یعنی چیزهایی که مصرفشون میکنیم برای گذران عمری ک کوتاه تر از چیزیه که فکرشو بشه کرد و خیلی زود دیر میشه و به دنبال جبران میفتیم… بحث مادیات و معنویات شد، به نظرت بدبخت کیه آدم خوشبخت چجوری تعریف میشه به نظرت بدبخت کسیه که پدر و مادر بی سواد و بی پول بودن یا بدبخت کسیه که از سه سالگی باید میرفته مواد میخریده واسه پدرش یا بدبخت کسیه که باباش فروختتش واسه پول مواد یا بدبخت کسیه که … ی برنامه میدیدم فک میکنم برداشت هاش توی پارک لاله بود البته این تصور منه نمیدونم… اونجا از مردم میپرسیدن که آخرین باری که احساس خوشبختی کردین کی بود، ی پیرمرد جواب داد که این چیزارو ما اصلا نمیفهمیم یکی جواب داد کارگر چی میفهمه خوشبختی چیه از همون اول کار میکردیم… بذار شجریان پلی کنم ادامه میدم… اینم جز مواردیه که دیگه حوصله فکر کردن بهشو ندارم چون هروقت به اینجا میرسم دیگه خسته میشم مهم نیست کی بدبخته من بدبختم تو بدبختی اون بدبخته هیچکی بدبخت نیست همه خوشیم من غم دارم تو با یکی دیگه حال میکنی فلانی فلان جاست و هزاران مشکل و فکر به آینده و ترسیم حال و اینده… ول کن بذار یکم بشینیم فکر نکنیم به چیزی………… بی همگان به سر شود بی تو به سر نمیشود داد تو دارد این دلم جای دگر نمیشود هعییی خدا چی بگم خسته ام میشه همینجور درست بشه همه چی زندگی من برگرده ب روال عادی هیچوقت اینمدلی پریود نشم خوب باشم اوکی باشم… جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند…



نوع مطلب :
برچسب ها : حال بد،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 14 مرداد 1395 :: نویسنده : i love myself
نظرات ()