درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : i love myself
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
make it done




یک چالش جدید برای خودم ایجاد کردم

چالش جدید توجه است
توجه به محیط دوروبرم، توجه به حرف آدم ها، توجه به اخبار، توجه توجه توجه
کلا دوست دارم وقتی تو خیابون راه میرم  و بعدا کسی ازم پرسید فلان جا رو دیدی؟ حتما حواسم بوده باشه

من تا الان اینمدلی بودم: هندزفری تو گوشم و غرق در افکار
اکثر افکار هم فکرهای پوچ بوده 
مثلا خودمو تصور میکردم در حال نواختن و یا خواندن آهنگی که دارم گوشش میدم!!
و  یا تصور خودم در حال بالا بردن جام قهرمانی
و و و 
همه اینا رویا و آرزو از یک قهرمان شدن ، قهرمانی که همه میشناسنش و بهش احترام میذارن و تنها یک خواب که هیچ خروجی نداره
قدیما اگه وسط خیابون رو کنده بودن و یا یک خیابون رو بسته بودن و من ازونور رد میشدم حتی بهش نگاه نمیکردم
کلا مغازه ها مثلا
اگه یکی ازم میپرسید اینطرفا داروخونه کجاست نمیتونستم بهش بگم مگر اینکه خودم با هدف گشتن دنبال داروخونه یک بار رفته باشم بیرون
یا گل فروشی روزنامه فروشی
کلا هر چیزی هیچوقت بهش دقت نکردم

از الان خیلی روی این موضوع انرژی میذارم

ایده اصلی این قضیه از جایی میاد که به من کمک میکنه بیشتر در واقعیت و البته حال زندگی کنم
از گذشته درس بگیرم و برای آینده تلاش کنم ولی فقط و فقط در حال زندگی کنم

یک سری شعر هم از خیام براتون میذارم حال کنید

این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت

چون آب به جویبار و چون باد به دشت

هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت

روزی که نیامده‌ست و روزی که گذشت

*******








از دی که گذشت هیچ ازو یاد مکن

فردا که نیامده ست فریاد مکن

برنامده و گذشته بنیاد مکن

حالی خوش باش و عمر بر باد مکن





نوع مطلب : چالش، شعر، 
برچسب ها : چالش، حواس جمع، حال، زندگی، شادی، زیبایی، خیام،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 19 بهمن 1395 :: نویسنده : i love myself
نظرات ()

الان حالم خوب نیست نمیدونم چرا شاید چون روزه ام گشنمه شاید چون خوابم میاد شاید چون درس خونده بودم ولی مث منگلا بودم سر امتحان شاید چون دقت نکردم شاید چون ی نفر ادعاش میشه کلا وقتی ی نفر جلوم ادعا میکنه دوس دارم خفش کنم دوست دارم تا اطلاع ثانوی نبینمش. اومده میگه من بلد بودم فلان کردم آخه تو مال این حرفا نیستی. ب قرااان. ولش بابا مهم نیست نوشتی دیگه دلیلش این بود ک جدی نگرفته بودی همینجور گفتی ک مهم نیست و اون جو روت تاثیر گذاشت و کلا هم رفته بودی ک ننویسی و خب کپیو یکم تغییر و نمیدونم چی چی نمیدونم چی چی حافظا… انصافا اینا کین دور خودت جمع کردی طرف پر ادعا فک کرده کی هست ب قرآن یکم افتاده یکم سر ب زیر یکم تواضع. الان دوس داشتم ک فقط نبود همین چون قبلش خوب بود داشتم میگفتم همه خندونن البته خودمم نخونده بودم باید مرور میکردم چون هیچی نبود تو ذهنم ایده نداشتم خب بلدم نبودم خوب بود خداروشکر باز اون برگه رو داشتم نوشتم از روش اون نبود ک سفیده سفید بود. حالا الان حالم بهتره بشینم بخوابم یا دراز بکشم بخابم :)) همون:)) بعدش هم سرحال شدم امتحان و این چیزایی ک میگین پسر گلم این چیزا رو ولش کار خودتو بکن جدی کار بکن بخون بفهم بپرس حل کن اشتباه کن ببین اشتباه کجا بوده دوباره بپرس بخون بفهم جلو برو. در این زمینه خاص هم بگم ک خب جدی نگرفتی جدی هم نبود ولی خب جدی کار بکن اون چنتا مورد اخر رو هم باریکلللا غم و غصه مصه نداریم ک دادا. اتفاقیه ک افتاده البته در چندین ماه قبل هم همین بودا میگفتی مفهوم و فلان اونم امتحاناش وقت نذاشته بودی حفظ اینا کرده بودی نابود شد نمره الانم این همین بود ولی خب عمیق باش جلو برو گور بابای بقیه یا علی البته الان نگاه کردم راه حل درست بود یعنی بتر ازین نمیتونستم بنویسم فقط عدد گذاریام اشتباه بود من فقط نفهمیدم جدول اینا چی بود ک این یارو میکفت رفتم ازش خوندم باریکلا باریکلا بخون جدول بخون



نوع مطلب :
برچسب ها : حال، شرح حال، روز نوشت، خاطره،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 19 خرداد 1395 :: نویسنده : i love myself
نظرات ()


 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic