درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : i love myself
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
make it done




چالش در پست بعدی توضیح داده شده

راستی قبلا در مورد این چالش در صفحه اینستاگرامم نوشته بودم
برای رسیدن به اون جمله ای  که نوشته بودم در صفحه اسنتاگرامم،  هم روزها فک کردم و از اون همه آشفتگی و غوغای درونی با حرف زدن با خودم درومدم

مدت هاست کسی به جز خودم نتونسته منو آروم کنه
 خیلی سخته اینکار خیلی




نوع مطلب : ذهنم درگیره، خاطره، چالش، 
برچسب ها : اگه اومد، چالش، گریه، با خودم حرف زدم،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 19 بهمن 1395 :: نویسنده : i love myself
نظرات ()
سلام
شبتون خوش یا هروقت که این پست رو میخونید همون موقعتون خوش


تا حالا شده رو حرف کسی حساب باز بکنید و بعد یا اون پشیمون بشه (نامردی بکنه) و یا اون مجبور بشه که پشیمون بشه (روزگار مجبورش بکنه)... و تنها کسی که ضرر کرده باشه شما باشید... یعنی عمر و زمانتون رو وقف چیزی کردید که فایده ای داره

اگه شده برام بگیدش نیاز دارم ببینم چه کردید... مرسی


الان یعنی دقیقا همین الان،  یکم حالم بد شد...
حس کردم آدم مفیدی نیستم...

به نظرتون باید تا کجا پیش رفت؟ کی بالاخره باید یک تصمیم قطعی برای آینده گرفت و تغییرش نداد؟ چرا هر چند ماه و یا چند سال نظرات درمورد اینده عوض میشه؟

من الان تو شرایطی هستم که اهدافم برای آینده ام گم شده...

الان که دارم کتاب مرگ فروشنده رو میخونم و مطالبی که به صورت مشابه در فوتبال دیدم... نظام سرمایه داری... دلم گرفت.. دلم برای آنهایی گرفت که در صبح شیرین برفی من عزایشان شروع میشد چرا که پدر دیشب در سرما یخ زده و دیگر نفس نمیکشد..
من اگه پول نمیداشتم و اگه میداشتم زندگی ام فرق کاملا باهم میکرد... چرا زندگی یک عده ای وابسته به پول است .

من قسمت زیادی از تصمیمات اساسی زندگی ام مربوط به تصمیمات دیگران است، ...  من اگر روی حرفشان حساب باز کنم و آنها نظرشان عوض شود من بدجور زمین میخورم... نمیدونم اعتماد کنم یا نه... اینجا ته خطه باید تصمیم بگیرم..

باید بیشتر بهش فکر کنم
سخته منتظره نظر یکی دیگه باشی... نظری که ممکنه با توجه به شرایط اون طرف هر لحظه فرق بکنه....
 
هنوز بزرگ نشدم... شاید باید عمیق تر متوجه بشم که نباید روی حرف هیچکس حساب نکنم و فقط باید خودم پیش برم...

دوست دارم بیشتر در مردش فکر کنم ولی نیاز به منابع دارم ...
منبع یعنی فکر کردن به ارزش ها
یعنی فکر کردن به اهداف
یعنی فکر کردن به درصد موفقیت 
میخوام راهیو انتخاب کنم که در صورت شکست باز هم چیزی رو از دست نداده باشم
یکم سخته


نظر شما چیه... از تجربیاتتون بگید شاید دری باز بشه نوری بیاد چشام بتونه ببینه

راستی الان حالم بده ولی دلیلش تو نیستی ... بهت فکر میکنم راستشو بخوای... هنوز هر روز دنبالتم در مکان های مختلف... 
ولی صادقانه بگم حضور تو تنها دردی به دردهایم در حال حاضر اضافه میکند نمیخواهم میزان مجهولات این معادله رو بیشتر بکنم به همین خاطر حضور تورو کاملا حذف کردم از معادلات.. لطفا نیا چون اگه بیای دست و پام شل میشه... کاش خودت برای همیشه از زندگی من و دوستانم بیرون میرفتی.. من نمیخوام با کس دیگه ای ببینمت.. دوست بودن معمولی تو با دوستان من زمانی که من نیستم منو آزار میده لهم میکنه... وقتی با دوستام صحبت میکنم بهم حس حماقت رو منتقل میکنه.. منو گوشه گیر میکنه من میرم کنار از دوستانم دست میکشم چون تو هستی اونجا و من تنها و تنهاتر میشم...
من خیلیا رو به خاطر تو از دست دادم...
نه نه نه این حرفها درست نیست دارم خودمو توجیه میکنم و تقصیرها رو به گردن تو میندازم... نه اینمدلی نیست.. تو خوبی تو داری زندگی خودتو میکنی منو هم حتی یادت نمیاد... مطمئنا اگه من در دنیای مجازی از خودم اثری نذارم تو بعد یک مدت منو از یادت میبری...خیلی اونروز نزدیکه که ببینمت با یکی دیگه در دنیای محازی.. در حقیقت که من اونقدر گوشه گیر شدم که هیچ جا امکان نداره ببینمت چون من هیچ جا نیستم... تو هستی ولی همه جا هم در واقعیت هم در محازیت و من نیستم هیچ جا نه در واقعیت و نه در دنیای محازی...

راستی میخواستم برات بنویسم که در دل گرفته من جا نداری و من ازین بابت خوشحالم ولی دیدم که دست به بقچه قدیمی دردهام که میزنم سر باز میکنه و همه چیز شروع میکنع به بیرون ریختن ... الانم دوباره فقط سرشو بستم انداختمش کنار  و نشد که مرتب بذارمش یک گوشه...چون ازین فکرها خسته شدم







نوع مطلب : ذهنم درگیره، دلم گرفته، 
برچسب ها : اگه اومد، نیا، برو، ضعف، حالم بده، غمگین،
لینک های مرتبط :


جمعه 15 بهمن 1395 :: نویسنده : I love you Too
نظرات ()
سلام
صبح جمعتون به خیر

امروز با سر و صدا از خواب بیدار شدم
نمیدونم چرا ولی بابام داشت با صدای بلند دقیقا توی گوش من، بغلش نبود واقعا توش بود، داشت صحبت میکرد

ولی خب ازونجایی که قرار گذاشته بودم با خودم که صبح که پامیشم حتما بخندم ، خندیدم و حالم خوب بود و هست
و امیدوارم حال شما هم خوب باشه

ی نیمروز مشتی واسه صبونه زدم و بعدشم متاسفانه کلا تو نت مشغول چک کردن تلگرام و اینستاگرام و لایک کردن عکسهای حسن جوهرچی بودم

الانم میخوام بازی کنم
و بعد قیلم ببینم
البته نه . باید برم مهمونی
ازون مهمونی های الکی که فقط فایدش اینه که ادم از خونه میره بیرون
الان ی هفتس تقریبا که از خونه بیرون نرفتم، دارم فیلم میبینم فقط و حال میکنم و کمی بازی و در کنار همه اینها کتاب خوندن که اگه کتاب خوبی میشناسید بهم معرفی کنید.

کتاب خوب چی میشششناسید بخونم؟

البته الان باید مرگ فروشنده رو بخونم ...
فیلم خوب چی معرفی میکنید که ببینم...

راسیتی یک پیشنهاد برای جال خوب دارم، قسمت های مختلف خندوانه رو حتما دانلود کنید که اگه حالتون بد شد و این حال بد غیر منقی بود و زود میخواستید از شرش خلاص بشید رو با دیدن یک قسمت خندوانه حلش کنید... البته طنز های حسن ریوندی هم کارسازه

خلاصه همیشه یک منبع خوب داشته باشید که بتونید باهاش خوب باشید، مثل همین طنز ها و یا دوستانی که باهاشون بیرون برید و یا کارهایی که ازشون لذت ببرید

همین متن بالا باعث شد من یک موضوع جدید به وبلاگم اضافه کنم به نام سبد لذت و در اون چیزها کارها و آدم هایی که حال منو خوب میکنن رو بنویسم 

و حتی میتونم تو این موضوع کارهایی رو بنویسم که وقتی حالم بد بوده انجام دادم و باعث شده حالم بهتر بشه

اینجوری وقتی حالم بده کافیه بیام تو این وبلاگ و ببینم چیکار کنم که حالم خوب بشه و یا قبلا چ میکردم ... فک کنم تاثیرش از صد تا مشاور بهتر باشه

آره کار درستیه حتما اینکارو میکنم


راستی عزیزان نمیخواید به من بگید که یک انسان خوب و الیته یک مرد خوب یک پسر خوب چه ویژگی هایی داره از نظرتون؟
من این سوال رو هر ثانیه ازتون میپرسم جواب ندید میام و تو وبلاگاتون و تو تلگرام و اینستاگرام ازتون میپرسم
اگه فک میکنید میتونید از من  فرار کنید خیلی بیراهه فک کردید




نوع مطلب : سبد لذت، مشاوره، 
برچسب ها : سبد لذت، خندوانه، اگه اومد، سبدلذت، بازی، مهمونی، برف،
لینک های مرتبط :


جمعه 15 بهمن 1395 :: نویسنده : i love myself
نظرات ()
سلام
من حالم خوبه و امیدوارم شما هم خوب باشید
همیشه همین بوده روزای برفی همه چیز خوب و خوش خرم بوده
داشتم سریال شرلوک هولمز رو میدیدم که اگه ندیدید توصیه میکنم که حتما ببینید جتی اگه کنکور دارید!
وقتی از اعتماد یک زن استفاده کرده بود و اونو عاشق خودش کرده بود، بهش میگفت human error 

یعنی از  این خطای انسانی میشه برای هرکاری استفاده کرد، شما ازین کارا کردید؟

یک روزی حس میکردم که تو با من ازینکارا کردی ولی گذشت و گذشت و گذشت تا من فهمیدم که نه تو فقط خودت بودی و این خودت بود که هی تغییر میکرد...
راستی اگه یک سر کوچیک اینجا میزنی باید بهت بگم که من خیلی این مسیله رو مخمه که تو اول منو ول کردی و بعد نفر حدید پیدا شد و یا نه تو اول نفر ججدید پیدا کردی و بعد منو ول کردی؟ خودت میدونی؟



البته ته همه این ماجراها به این فکر میکنم چیزی که قرار نیست درست بشه پس چه اهمیتی داره
who cares?
 راستی هوا خیلی سرده این ربطی به نبود تو در زندگی من نداره، فقط داره برف میاد همین.

سوال : یک مرد جذاب چه شکلیه؟




نوع مطلب : داستان، 
برچسب ها : سوال، شرلوک هولمز، اگه اومد، خیانت، برف،
لینک های مرتبط :


جمعه 15 بهمن 1395 :: نویسنده : i love myself
نظرات ()
فقط برای امروز در بعضی از لحظات هشیارانه رفتارم را مشاهده خواهم کرد و سعی خواهم داشت هشیارانه زندگی ام را به جریان عادت هایم نسپارم.

بارها با خودم تکرار میکنم که درگیر عادت ها نشوم

و بارها مراقب خودم هستم که سرما نخورم

بارها مراقب خودم هستم که از روی عادت تکرار اشتباهاتم را انجام ندهم

همین

من مراقب خودم هستم

شما چطور؟




نوع مطلب : عهد، 
برچسب ها : تعهد، مراقبت، مشاوره، اگه اومد، عکس گذاشتی،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 29 دی 1395 :: نویسنده : i love myself
نظرات ()
با علی صبت کردم خالی شدم
البته در مورد ناراحتیم صحبت نکردم ولی خالی شدم
به هر حال خالی شدم

وگرنه دلم میخایست بیام اینجا بزنم لهت کنم

اصن جدیدا فهمیدم باید صحبت کنم
کلا فقط باید صحبت کنم

هر وقت حالم بده یا باید صحبت کنم یا باید بنویسم کلا ی کاری کنم جز اون کار بعد خالی میشم

فقط بعضی روزا خودم دلم میخاد به اون موضوع خاص فک کنم و راه حل بیندیشم برای مقاومت ووبهتر شدن آینده
ولی نه چیزی که درست نمیشه
تو هم که همینجور برو با پسرای مردم لاس بزن و بچرخ و حال کن و دوست شو

از همون اولشم همینمدلی بودی

عصبیم
اصن بهت فک میکنم عصبی میشم

چرا من هیچ نقشی ندارم

اگه بودی هم رابطمون همینجوری میشد
عصبی بودم


اگه بودی اینمدلی بودم :
عصبی
حواس پرت
دوست نداشته شو!
گوشه
تو حاشیه
دور افتاده
بی اهمیت
هرکاری دلت بخاد بکنی
با بقیه بری بیرون به من برسه بابات نمیذاره
با بقیه صبت کنی به من برسه عذاب وجدان بگیری
کلا با همه باشی
برای همه تولد بگیری
اه لنتی
خوبه که نیستی
خوبه که لازم نیست جلوت تحقیر بشم
اه
اه
اه




نوع مطلب :
برچسب ها : اگه اومد، اه، لعنتی، عصبی، متنفر،
لینک های مرتبط :


شنبه 11 دی 1395 :: نویسنده : I love you Too
نظرات ()
سلام
برات کامل تر مینویسم...
فقط بدون دلم برات تنگ شده
نخواستی
با تمام خوبی هات، ولی نخواستی
دلم برات تنگ شده
دنبال مثل توام
شاید حتی خودت مثل خودت نباشی دیگه

اگه اومد بهش بگو تا الان کجا بودی که من اینهمه تو زندگیم اما و اگر داشتم، تا الن کجا بودی که ن اینهمه از همه دور بودم، تا الان کجا بودی که منو اینجور ول کردیو رفتی
آخه لعنتی کجایی

همیشه وقتی یادم میفته که اون یکی دیگه رو دوس داره همه چی تموم میشه برام
میگم باشه خداحافظ
این ینی واقعا منو نمیخاد که کسس دیگه ای رو میخاد

این یعنی حرفمو پس میگیرم برات کامل تر نمینویسم...
دلم برات تنگ شده بود
مراقب خودت باش
خوش بگذره بهت خونه





نوع مطلب :
برچسب ها : اگه اومد،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 2 شهریور 1395 :: نویسنده : i love myself
نظرات ()


( کل صفحات : 3 )    1   2   3