make it done
سه شنبه 19 بهمن 1395 :: i love myself
چالش در پست بعدی توضیح داده شده

راستی قبلا در مورد این چالش در صفحه اینستاگرامم نوشته بودم
برای رسیدن به اون جمله ای  که نوشته بودم در صفحه اسنتاگرامم،  هم روزها فک کردم و از اون همه آشفتگی و غوغای درونی با حرف زدن با خودم درومدم

مدت هاست کسی به جز خودم نتونسته منو آروم کنه
 خیلی سخته اینکار خیلی




نوع مطلب : ذهنم درگیره، خاطره، چالش، 
برچسب ها : اگه اومد، چالش، گریه، با خودم حرف زدم،
لینک های مرتبط :
جمعه 15 بهمن 1395 :: I love you Too
سلام
شبتون خوش یا هروقت که این پست رو میخونید همون موقعتون خوش


تا حالا شده رو حرف کسی حساب باز بکنید و بعد یا اون پشیمون بشه (نامردی بکنه) و یا اون مجبور بشه که پشیمون بشه (روزگار مجبورش بکنه)... و تنها کسی که ضرر کرده باشه شما باشید... یعنی عمر و زمانتون رو وقف چیزی کردید که فایده ای داره

اگه شده برام بگیدش نیاز دارم ببینم چه کردید... مرسی


الان یعنی دقیقا همین الان،  یکم حالم بد شد...
حس کردم آدم مفیدی نیستم...

به نظرتون باید تا کجا پیش رفت؟ کی بالاخره باید یک تصمیم قطعی برای آینده گرفت و تغییرش نداد؟ چرا هر چند ماه و یا چند سال نظرات درمورد اینده عوض میشه؟

من الان تو شرایطی هستم که اهدافم برای آینده ام گم شده...

الان که دارم کتاب مرگ فروشنده رو میخونم و مطالبی که به صورت مشابه در فوتبال دیدم... نظام سرمایه داری... دلم گرفت.. دلم برای آنهایی گرفت که در صبح شیرین برفی من عزایشان شروع میشد چرا که پدر دیشب در سرما یخ زده و دیگر نفس نمیکشد..
من اگه پول نمیداشتم و اگه میداشتم زندگی ام فرق کاملا باهم میکرد... چرا زندگی یک عده ای وابسته به پول است .

من قسمت زیادی از تصمیمات اساسی زندگی ام مربوط به تصمیمات دیگران است، ...  من اگر روی حرفشان حساب باز کنم و آنها نظرشان عوض شود من بدجور زمین میخورم... نمیدونم اعتماد کنم یا نه... اینجا ته خطه باید تصمیم بگیرم..

باید بیشتر بهش فکر کنم
سخته منتظره نظر یکی دیگه باشی... نظری که ممکنه با توجه به شرایط اون طرف هر لحظه فرق بکنه....
 
هنوز بزرگ نشدم... شاید باید عمیق تر متوجه بشم که نباید روی حرف هیچکس حساب نکنم و فقط باید خودم پیش برم...

دوست دارم بیشتر در مردش فکر کنم ولی نیاز به منابع دارم ...
منبع یعنی فکر کردن به ارزش ها
یعنی فکر کردن به اهداف
یعنی فکر کردن به درصد موفقیت 
میخوام راهیو انتخاب کنم که در صورت شکست باز هم چیزی رو از دست نداده باشم
یکم سخته


نظر شما چیه... از تجربیاتتون بگید شاید دری باز بشه نوری بیاد چشام بتونه ببینه

راستی الان حالم بده ولی دلیلش تو نیستی ... بهت فکر میکنم راستشو بخوای... هنوز هر روز دنبالتم در مکان های مختلف... 
ولی صادقانه بگم حضور تو تنها دردی به دردهایم در حال حاضر اضافه میکند نمیخواهم میزان مجهولات این معادله رو بیشتر بکنم به همین خاطر حضور تورو کاملا حذف کردم از معادلات.. لطفا نیا چون اگه بیای دست و پام شل میشه... کاش خودت برای همیشه از زندگی من و دوستانم بیرون میرفتی.. من نمیخوام با کس دیگه ای ببینمت.. دوست بودن معمولی تو با دوستان من زمانی که من نیستم منو آزار میده لهم میکنه... وقتی با دوستام صحبت میکنم بهم حس حماقت رو منتقل میکنه.. منو گوشه گیر میکنه من میرم کنار از دوستانم دست میکشم چون تو هستی اونجا و من تنها و تنهاتر میشم...
من خیلیا رو به خاطر تو از دست دادم...
نه نه نه این حرفها درست نیست دارم خودمو توجیه میکنم و تقصیرها رو به گردن تو میندازم... نه اینمدلی نیست.. تو خوبی تو داری زندگی خودتو میکنی منو هم حتی یادت نمیاد... مطمئنا اگه من در دنیای مجازی از خودم اثری نذارم تو بعد یک مدت منو از یادت میبری...خیلی اونروز نزدیکه که ببینمت با یکی دیگه در دنیای محازی.. در حقیقت که من اونقدر گوشه گیر شدم که هیچ جا امکان نداره ببینمت چون من هیچ جا نیستم... تو هستی ولی همه جا هم در واقعیت هم در محازیت و من نیستم هیچ جا نه در واقعیت و نه در دنیای محازی...

راستی میخواستم برات بنویسم که در دل گرفته من جا نداری و من ازین بابت خوشحالم ولی دیدم که دست به بقچه قدیمی دردهام که میزنم سر باز میکنه و همه چیز شروع میکنع به بیرون ریختن ... الانم دوباره فقط سرشو بستم انداختمش کنار  و نشد که مرتب بذارمش یک گوشه...چون ازین فکرها خسته شدم







نوع مطلب : ذهنم درگیره، دلم گرفته، 
برچسب ها : اگه اومد، نیا، برو، ضعف، حالم بده، غمگین،
لینک های مرتبط :
جمعه 15 بهمن 1395 :: i love myself
سلام
صبح جمعتون به خیر

امروز با سر و صدا از خواب بیدار شدم
نمیدونم چرا ولی بابام داشت با صدای بلند دقیقا توی گوش من، بغلش نبود واقعا توش بود، داشت صحبت میکرد

ولی خب ازونجایی که قرار گذاشته بودم با خودم که صبح که پامیشم حتما بخندم ، خندیدم و حالم خوب بود و هست
و امیدوارم حال شما هم خوب باشه

ی نیمروز مشتی واسه صبونه زدم و بعدشم متاسفانه کلا تو نت مشغول چک کردن تلگرام و اینستاگرام و لایک کردن عکسهای حسن جوهرچی بودم

الانم میخوام بازی کنم
و بعد قیلم ببینم
البته نه . باید برم مهمونی
ازون مهمونی های الکی که فقط فایدش اینه که ادم از خونه میره بیرون
الان ی هفتس تقریبا که از خونه بیرون نرفتم، دارم فیلم میبینم فقط و حال میکنم و کمی بازی و در کنار همه اینها کتاب خوندن که اگه کتاب خوبی میشناسید بهم معرفی کنید.

کتاب خوب چی میشششناسید بخونم؟

البته الان باید مرگ فروشنده رو بخونم ...
فیلم خوب چی معرفی میکنید که ببینم...

راسیتی یک پیشنهاد برای جال خوب دارم، قسمت های مختلف خندوانه رو حتما دانلود کنید که اگه حالتون بد شد و این حال بد غیر منقی بود و زود میخواستید از شرش خلاص بشید رو با دیدن یک قسمت خندوانه حلش کنید... البته طنز های حسن ریوندی هم کارسازه

خلاصه همیشه یک منبع خوب داشته باشید که بتونید باهاش خوب باشید، مثل همین طنز ها و یا دوستانی که باهاشون بیرون برید و یا کارهایی که ازشون لذت ببرید

همین متن بالا باعث شد من یک موضوع جدید به وبلاگم اضافه کنم به نام سبد لذت و در اون چیزها کارها و آدم هایی که حال منو خوب میکنن رو بنویسم 

و حتی میتونم تو این موضوع کارهایی رو بنویسم که وقتی حالم بد بوده انجام دادم و باعث شده حالم بهتر بشه

اینجوری وقتی حالم بده کافیه بیام تو این وبلاگ و ببینم چیکار کنم که حالم خوب بشه و یا قبلا چ میکردم ... فک کنم تاثیرش از صد تا مشاور بهتر باشه

آره کار درستیه حتما اینکارو میکنم


راستی عزیزان نمیخواید به من بگید که یک انسان خوب و الیته یک مرد خوب یک پسر خوب چه ویژگی هایی داره از نظرتون؟
من این سوال رو هر ثانیه ازتون میپرسم جواب ندید میام و تو وبلاگاتون و تو تلگرام و اینستاگرام ازتون میپرسم
اگه فک میکنید میتونید از من  فرار کنید خیلی بیراهه فک کردید




نوع مطلب : سبد لذت، مشاوره، 
برچسب ها : سبد لذت، خندوانه، اگه اومد، سبدلذت، بازی، مهمونی، برف،
لینک های مرتبط :
جمعه 15 بهمن 1395 :: i love myself
سلام
من حالم خوبه و امیدوارم شما هم خوب باشید
همیشه همین بوده روزای برفی همه چیز خوب و خوش خرم بوده
داشتم سریال شرلوک هولمز رو میدیدم که اگه ندیدید توصیه میکنم که حتما ببینید جتی اگه کنکور دارید!
وقتی از اعتماد یک زن استفاده کرده بود و اونو عاشق خودش کرده بود، بهش میگفت human error 

یعنی از  این خطای انسانی میشه برای هرکاری استفاده کرد، شما ازین کارا کردید؟

یک روزی حس میکردم که تو با من ازینکارا کردی ولی گذشت و گذشت و گذشت تا من فهمیدم که نه تو فقط خودت بودی و این خودت بود که هی تغییر میکرد...
راستی اگه یک سر کوچیک اینجا میزنی باید بهت بگم که من خیلی این مسیله رو مخمه که تو اول منو ول کردی و بعد نفر حدید پیدا شد و یا نه تو اول نفر ججدید پیدا کردی و بعد منو ول کردی؟ خودت میدونی؟



البته ته همه این ماجراها به این فکر میکنم چیزی که قرار نیست درست بشه پس چه اهمیتی داره
who cares?
 راستی هوا خیلی سرده این ربطی به نبود تو در زندگی من نداره، فقط داره برف میاد همین.

سوال : یک مرد جذاب چه شکلیه؟




نوع مطلب : داستان، 
برچسب ها : سوال، شرلوک هولمز، اگه اومد، خیانت، برف،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 29 دی 1395 :: i love myself
فقط برای امروز در بعضی از لحظات هشیارانه رفتارم را مشاهده خواهم کرد و سعی خواهم داشت هشیارانه زندگی ام را به جریان عادت هایم نسپارم.

بارها با خودم تکرار میکنم که درگیر عادت ها نشوم

و بارها مراقب خودم هستم که سرما نخورم

بارها مراقب خودم هستم که از روی عادت تکرار اشتباهاتم را انجام ندهم

همین

من مراقب خودم هستم

شما چطور؟




نوع مطلب : عهد، 
برچسب ها : تعهد، مراقبت، مشاوره، اگه اومد، عکس گذاشتی،
لینک های مرتبط :
شنبه 11 دی 1395 :: I love you Too
با علی صبت کردم خالی شدم
البته در مورد ناراحتیم صحبت نکردم ولی خالی شدم
به هر حال خالی شدم

وگرنه دلم میخایست بیام اینجا بزنم لهت کنم

اصن جدیدا فهمیدم باید صحبت کنم
کلا فقط باید صحبت کنم

هر وقت حالم بده یا باید صحبت کنم یا باید بنویسم کلا ی کاری کنم جز اون کار بعد خالی میشم

فقط بعضی روزا خودم دلم میخاد به اون موضوع خاص فک کنم و راه حل بیندیشم برای مقاومت ووبهتر شدن آینده
ولی نه چیزی که درست نمیشه
تو هم که همینجور برو با پسرای مردم لاس بزن و بچرخ و حال کن و دوست شو

از همون اولشم همینمدلی بودی

عصبیم
اصن بهت فک میکنم عصبی میشم

چرا من هیچ نقشی ندارم

اگه بودی هم رابطمون همینجوری میشد
عصبی بودم


اگه بودی اینمدلی بودم :
عصبی
حواس پرت
دوست نداشته شو!
گوشه
تو حاشیه
دور افتاده
بی اهمیت
هرکاری دلت بخاد بکنی
با بقیه بری بیرون به من برسه بابات نمیذاره
با بقیه صبت کنی به من برسه عذاب وجدان بگیری
کلا با همه باشی
برای همه تولد بگیری
اه لنتی
خوبه که نیستی
خوبه که لازم نیست جلوت تحقیر بشم
اه
اه
اه




نوع مطلب :
برچسب ها : اگه اومد، اه، لعنتی، عصبی، متنفر،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 2 شهریور 1395 :: i love myself
سلام
برات کامل تر مینویسم...
فقط بدون دلم برات تنگ شده
نخواستی
با تمام خوبی هات، ولی نخواستی
دلم برات تنگ شده
دنبال مثل توام
شاید حتی خودت مثل خودت نباشی دیگه

اگه اومد بهش بگو تا الان کجا بودی که من اینهمه تو زندگیم اما و اگر داشتم، تا الن کجا بودی که ن اینهمه از همه دور بودم، تا الان کجا بودی که منو اینجور ول کردیو رفتی
آخه لعنتی کجایی

همیشه وقتی یادم میفته که اون یکی دیگه رو دوس داره همه چی تموم میشه برام
میگم باشه خداحافظ
این ینی واقعا منو نمیخاد که کسس دیگه ای رو میخاد

این یعنی حرفمو پس میگیرم برات کامل تر نمینویسم...
دلم برات تنگ شده بود
مراقب خودت باش
خوش بگذره بهت خونه





نوع مطلب :
برچسب ها : اگه اومد،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 20 مرداد 1395 :: i love myself
کاش نیای هیچوقت هیچجا
کاش تو خوابم هم نیای
چون حضورت همه جا باعث افت هست ، همه جا باعث حال بدی 
کاش حداقل تو خواب ها نباشی خواب خیلی واقعیه ولی وقتی بیدار میشی و میبینی که هرجی دیدی خواب و سراب بوده داغون میشی
یادت باعث حال بده یادت باعث فهمیدن دوباره این نکته که د وستم نداری یادت باعث یاداوری تمام حقارت هایی است که چشیدم یادت اذیت کنندست 
باعث این میشی که حس کنم نیستم کوچیکم تلاش کنم مثل تو بشم یا هرجور شده حتی از روش هایی که دوس ندارم بهت ثابت کنم از همه بهترم
نه این تو نییستی که من دوستش دارم من هیجوقت دوست نداشتم شاید من اقکارم رو دوست داشتم و یا من تصوری که همیشه ار تو داشتم رو دوست داشتم و هربار که با رفتارت به من ثابت میکردی که اونی نیستی که من میخوام من سعی میکردم مخالفت کنم من سعی میکردم بهت بگم که نه من اشتباه نکردم و من دوست دارم در حالی که حضور تو همه جا فقط باعث این میشد که من از خودم و خدای خودم دور و دورتر شوم
دیگه بگذریم از این نکات که تو هیچجا حتی منو راه ندادی حتی بین دوستات حتی تو زندگی واقعی 
ما دوتا فکر بودیم که مدتی با هم بودن و الان تو منو پاک کردی و یکی دیگه رو جایگزین کردی و من چون خیلی بیشتر بهت فکر کردم دیرتر میتونم جدا بشم
تنها چیری که میدونم اینه که من فقط فکر و یاد تورو دوست داشتم چون خودت به هیچ وجه دوست  داشتنی نیستی
من از چیزی فرار نمیکنم چون واقعیت و عینیت زندگی چیزیه که همین الان هست و میمونه چون نه من تورو میخوام نه تو یعنی دلیلی نمیبینم که بخوامت
واقعیت اینه و فکر هم کم کم درست میشه
اگه پست غمگین میذارم برای شخصیت خیالی ذهن خودم هست که کم کم باید جاشو بده بع یک آدم وافعی
یا دفیق تر اگه بخوام بگم باید کلا تو واقعیت زندگی کنم

لعنت به دنیای مجازی
یک بار اینو من متن نوشتم براش کاملا نامفهوم که فقط خودم میفهمم
مرسی خدا




نوع مطلب :
برچسب ها : اگه اومد، مجازی، توهم، خواب، فکر، خیال، دوست ندارم،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 13 مرداد 1395 :: i love myself
بعضیا اصن اومدن که حال آدمو بد کنن… بعضیا متخصص بد کردن حال آدمن$… بعضیا واسه اینکار دوره دیدن اصن… جالبه که زندگی عادی بعضیا باعث بد شدن حال ادم میشه… این نیز بگذرد/ب درک… پر از مفهومه واقعا نوشته های این روزام



نوع مطلب :
برچسب ها : اگه اومد، نکن اینکارو، لعنت، به درک،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 28 تیر 1395 :: i love myself
حافظم داره باهام بازی میکنه

آخه چرا
آخه چراا
این چیه گذاشتی جلودم
چرا بین اینهمه متن این!!!
چرا حافظ
چرا غزل
چرا این غزل
هنگام تایب فارسی

یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم میخوور

آپلود عکس




نوع مطلب :
برچسب ها : رفتم تو فکر، کدوم یوسف، یوسف، باز آی، کلبه، خنده، اگه اومد،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 27 تیر 1395 :: i love myself
چقدر بده که وقتی به تمام غم و غصه ها و روزای بد زندگیم نگاه میکنم تو هستی و وقتی به شادیام نگاه میکنم …
نمیخوام برداشت کنم ولی دنبالت که میگردم فقط روزای بد جلوی چشامه.
چرا همش خوبیاتو میبینم من پس…

با اینکه خوبی روزای بدی داشتیم همش دلم میخواست که بیای و روزای خوبی هم داشته باشیم.

این یعنی توهم.



نوع مطلب :
برچسب ها : توهم، اگه اومد،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 23 تیر 1395 :: i love myself
ولی به هرحال دیرفهمیدن بهتر از هرگز نفهمیدن است.

آری در این مسیر پخته تر شدم. حرص و ولعم ریخت! منطقی تر شدم و آینده ای بهتر دارم………به هرحال خدا باید ی جوری ب ی وسیله ای کمکم میکرد…با گرفتن اون و این داستان ها معنای زندگی رو بهم فهموند تا مشکلی در زندگی اصلیم پیش نیاد…



نوع مطلب :
برچسب ها : درک، فهم، رسیدن، جدایی، غم، اگه اومد،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 15 تیر 1395 :: i love myself
درسته که دوستت دارم هنوز. درسته که عکستو ک میبینم تاچند روز حال درست حسابی ندارم. درسته که هی میام چرت و پرت درموردت میگم به خودم شاید قانع بشم با نبودنت چیزیو از دست ندادم، درسته که سعی باور کنم که به درد هم نمیخوریم بدون اینکه دردنیای حقیقی همدیگه روشناخته باشیم . همه اینها درست ولی دلایل کافی برای اصرار نیستن دلایل کافی برای کوچیک کردن خودم نیستن دلایل کافی برای فاصله گرفتن من از اهدافم نیست دلایل کافی برای ادامه اشک ها نیستن دلایل کافی نیست واقعا که بخوام غصه نبودنت رو بخورم. باشه درست تو بهترین ادمی بودی تا الان که میتونستم داشته باشم ولی نخواستی و گذشتمون رو هم باها تصویر کردم ولی دلیل نمیشه که من برگردم یا اگه تو برگشتی من قبول کنم. خیلی طول کشید تابه اینجا برسم که قبول کنم نبودتت رو و مردنت رو به لحاظ بودن در زندگی من… من بازیچه احساسات و روزمرگی تو نیستم که در اوج احساسات و غم من درمورد ستاره ها باهام صحبت کنی… همه اینها درست. یادم میماند که باید از گردونه رابطه با تو خارج شوم تا بیشتر اسیب نبینم. حس های بد دوست نداشته شدن مورد توجه قرار نگرفتن دیده نشدن کم بودن کنار گذاشته شدن مقایسه شدن حسادت ها و ترس از دست دادن. رابطه باید دو نفره باشد بانو………………… اعصابم خورده اه اه اه.



نوع مطلب :
برچسب ها : عصبی، عشق، گردونه، رابطه، اگه اومد،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 13 تیر 1395 :: i love myself
اما این بار ناراحتم  و فک میکنم این کمترین حق یک نفر از زندگی باشه که بتونه ناراحت باشه و به خودش مربوطه
یادمان نرود که چه دنیایی است
کوچیکه خیلی هم کوچیکه
تو دلت از چیزی یا کسی میگیرد که پست بابت کس دیگری میگذارد
او دلتنگ کس دیگری است به تو میگووید که اونی که دوستش دارم / داشتم...
اینبار ناراحتم و میپذیزم که سخته ، دیدن آدم ها سخته ولی خوبی دنیای مجازی اینه  که خیلی چیزها توش عادی میشن. خیلی چیزها توش... منظورم اینه که مثلا دیگه حال یک عده ای رو نمیپرسی چون همیشه هستن همیشیه میبینیشون همیشهه در دسترس هستن. این باعث میشه که خیلی چیزا عادی بشن...
اما اینبار شاکی نیستم از هیچکس و هیچجا و هیچ مکان ، این بار شاکرم شاکرم خدایی را که به من کمک کرده و کمک میکند اینبار به جای ناشکری اعتماد میکنم به او که همواره همراه من بوده و هست.
این شعر رو من قبلا خونده بودم و دنبای شاعرش بودم و همون قبلا فهمیدم که یک ضرب المثله و شییشه نماد یک شهر هست که در سنگ میزدن بهش و با اعتمادی که داشته به خدا هی میخونده این شعر رو که گر نگه دار من آن است که من میدانم شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد.
آری صد بار هم که بیای اینجا دنبال بدی های یک آدم باشی که چ روزهای بدی رو برات رقم زده با نبودنش یا چ بدی هایی کرده بهت چه قضاوت های بدی کرده چ و چ و چ... باز هم با دیدنش اون روج پاک و عشق و علاقه خودن ظهور میکنن و میری تو فکر که آره ی روزی مال من بود و یک روزی تمام دنیای من بود و یک روزی من رو دوست داشت و عاشق من بود و برای آینده مون برنامه میریختیم ...
این بار و هر بار دیگه حق میدم به خودم و حق میدم به تو که دنیا اینگونه است تا ما آزمایش بشویم و خوبی های ما سنجش شوند تو هم مشکلات و حق و حقوقی داری تو هم زندگی داری تو هم حق انتخاب داری... بگذریم...نه البته از چی بگذریم همینه دیگه تمام حرف من همینه...
خب نمیشه دیگه همینه که میگم دنیا کوچیکه همینه که آدم گاهی غمگین میشه. آدم گاهی عزیزانی رو از دست میده عزیزیانی مه تمام دنیاش رو میساختن
این از ویژگی دنیا هست، فانی بودن از بین رفتن از دست دادن ولی تنها چیزی که باقی میمونه ما هستیم خوبی هایی که در حق آدم هایی که باهاشون  در ارتباط بودیم کردیم
خوب باش خوبی کن یادت نره که فقط خوبی ها میمونن
یادت نره که ی روزی قراره بزرگ بشی و بشینی با بچه ها با بچه ات درمورد درس زندگی صحبت کنی و اگه ضعیف باشی و کم بیاری اگه اهدافت یادت برن و اگه یادت برن ک چرا ی روزی اینهمه درس میخوندی اینهمه تلاش میکردی ، یادت بره معنی واقعی زندگی رو یادت بره مهربونی رو اون موقع حرقی برای گفتن نداری و تنها سرت پایینه و البته بادت باشه که همین وضعیت درمورد خدا هم هست و باید پیش اونم جواب بدی که دست آوردت ازین زندگی و ازین عمر چی بوده و چی خواهد بود...
خوب باش مهربون باش و بخند که خنده بر هر درد بی درمان دواست




نوع مطلب :
برچسب ها : اگه اومد، عکس، حق، خدا،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 9 تیر 1395 :: i love myself
هرکه دلارام دید از دلش آرام رفت/چشم ندارد خلاص هرکه در این دام رفت(سعدی). شب قدر بود و حال و هوای خودش و منی که در دوشب گذشته مجال استفاده و خلوت کردن نداشتم سعی کردم حضور داشته باشم و حضور هم داشتم. بیشتر فکر کردم فکر گذشته فکر به اینکه چی شد کهاینجوری شد…راه به جایی نبرد هرکه به اقدام رفت… اعترافات دل شکسته من. وای که باید اعتراف کنم باید اعتراف کنم و بابت تمام اعترافاتم و داشته هایم شکر کنم پ بابت تمام کاستی ها و کوتاهی هایم طلب بخشش و درخواست کمک. امشب دعا کردم و با شرمندگی دستمو دراز کردم با امید به رحمت خدایی که همیشه دستمو گرفته هرجا که بوذم…واقعا اگه حواسش به من نبود الان تو کدوم منجلابی دست و پا میزدم… خلاصه کنم حرفمو من واقعا بهترین خودم نبودم، من از امکاناتی که داشتم خوی استفاده نکردم. من صادقانه بگم کوتاهی کردم من اهدافمو فراموش کردم من بعضی وقتا ی سری مشکلات کوچیک که سر راهم قرار گرفتن یادم رفت که. چرا تلاش کردم چرا اینجام چرا این راهو اومدم کی کمکم کرد خدا چجوری نجاتم داد تو این پرتگاه های زندگی…آره من فراموش کردم و بابت این شرمنده ام… ولی میخوام تلاش کنم ،میخوام یادم بمونه، میخوام قدر خودمو بدونم، میخوام بهترین خودم باشم. و درخواست کمک دارم. خدایا کمکم کن که تلاش کنم پاک و سالم و خندان و خوشبخت و موفق زندگی کنم. کمک کن قدر داشته هامو بدونم و بهترین خودم باشم. درمورد این چنتا نمره آخر هن کمکم کن مرسی خیلی نیاز دارم چون واقعا نیاز ب جبران و تلاش دارم. آمین.



نوع مطلب :
برچسب ها : دعا، اعتراف، خدا، قدر، فراموشی، تلاش، اگه اومد،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   



مدیر وبلاگ : i love myself
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :