درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : i love myself
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
make it done




سلام
خوبید
کتاب دیشب شروع طوفنای اس داشت و به این موضوع اشاره میکرد که خارج از ما خبری نیست و هرچیزی که هست داخل ما داره اتفاق میفته

تغییرات اساسی و بنیادین از درون رخ میدهند
دیشب داشتم در این مورد میخوندم که تغییرات و موفقیت های پایدار نتیجه توجه به اصول و زندگی بر اساسی اصول است
زندگی بر اساس مطالبی مانند تکنیک ها و کتاب هایی از این قبیل تنها به درد روابط کوتاه مدت و روابط کوتاه و به درد نخورن
چجوری بگم برای جذب آدم ها خوبن ولی برای دوستی دایمی و برای همسر و رابطه دایمی فایده ندارهف طرف جذبت میشه ولی وقتی میبینه که چ خبره همه چیز مثل باد کنک میترکه و تو از اون اعتباری که ایجاد کرده بودی و از بین رفته حالت بد میشه

به این تکنیک ها میگن اخلاقیات شخصیت که مبتنی بر بیرون است و اصولا به دو دسته تقسیم میشوند دسته اول بر روابط انسانیب و رابطه اشاره دارد و دسته دوم بر انگیزه های مثبت.
درمورد دسته دوم لازم است این توضیح رو بدم که مادامی که از درون حس میکنیم که فلانی شکست خوردس، فلانی به جایی نمیرسد و فلانی هوش کمی داره و بیایم به اون انگیزه بدیم چیزی درست نمیشه، و تاثیر منفی داره. راستشو بخوایم شاید خود ما هم نمیدونیم درونمون چ میگذره و دونستن این نیاز به شناخت خودمون و اصولمون داره... چون در صورت نداشتن ایمان به طرف مقابل، روحیه دادن احساسات بد اون طرف رو تشدید میکنه.

نکته بعدی که در این کتاب میخوام بهش اشاره کنم بحث یکرنگی هست، یکرنگ بودن در واقع یعنی زندگی بر اساس اصول، وقتی اصولی زندگی میکنیم در تمام تصمیمات ، صحبت ها و در تمام زندگی ما یک مسیر خاص و یک رنگ خاص دیده میشود که همه میبینننش، خودمون میبینیمش و از اون لذت میبریم و به شادی و موفقیت پایدار میرسیم.

بذارید کمی در مرود نکته آخری که میخوام درموردش باهاتون صحبت کنم، بنویسم.
داستانی رو درمورد پدر و مادری گفته بود که میخواستن پدر مادری با ارزش باشن، یانچوری اونا برای بچشون وقت میذاشتن و کلی ازش حمایت میکردن. پسر اونها زیاد درسش خوب نبود و پدر مادر نگران پسرشون بودند و بهش روحیه میدادن که تو میتونی . اگر یک ذره پیشرفتی میکرد خیلی  تشویقش میکردن. مثلا تو بیسبای پسرشون خیلی بد بود و دوستاش مسخرش میکردن و این پدر مادر از پسرشون حمایت میکردن و بقیه رو سرزنش.
اینجا میاد توضیح میده که نباید احساس ارزشمندی ما به کارایی وابسته باشه. یعنی این پدر مادر برای اینکه حس ارزشمندی پیدا کنند فکر میکرند که باید بچشون فلان باشه...
به بچشون روحیه میدادن در صورتی که درونشون فکر دیگه ای میکردن...
بعد مدتی این پدر مادر درون خودشون رو درست کردن، حس کردن که فارغ از نتیجه پسرشون ارزشمنده و دوسش دارن و ویژگی های مثبتش رو برای خودشون یاداوری کردن

اینجور شد که پسرشون حس ارزشمند بودن رو دریافت کرد و مستقل شد و پیرشفت کرد در درس و ورزش
راستی ی جمله قشنگ داشت:
در مقابل تمسخر دوستاش هم از پسرشون حمایت نکردن و در درون خودشون این جمله رو گفتن "تو از نظر ما انسان ارزشمند و توانایی هستی پس نیاز به حمایت ما نداری"




نوع مطلب : خلاصه، مشاوره، 
برچسب ها : 7habits، هفت عادت، هفت عادت مردمان موثر، برنامه، هدف، اصول،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 3 فروردین 1396 :: نویسنده : i love myself
نظرات ()


 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic