make it done http://thinkasaman.mihanblog.com 2017-04-26T13:05:24+01:00 text/html 2017-04-26T04:03:17+01:00 thinkasaman.mihanblog.com i love myself چیه عشق http://thinkasaman.mihanblog.com/post/349 تجربه عشق یعنی تمام تلاش رو بکنی که به معضوق برسیم و اگه اینکارو نکردیم یعنی عاشق نیودیم؟<div><br></div><div>اگه معشوق نخواد مارو و ما دیگه نای تلاش کردن نداشته باشیم تکلیف چیه؟</div><div><br></div><div>اصن چیه این عشق</div> text/html 2017-04-25T14:27:49+01:00 thinkasaman.mihanblog.com i love myself هوا بارونیه http://thinkasaman.mihanblog.com/post/348 <div>سلام</div><div>امروز 5 #اردیبهشت سال 96</div><div><br></div><div>دیشب **** یکی از عزیزانم برنامه ست کرد برای دیدن #فیلم سینمایی در #سینما، فیلمی که احتمالا آخرین روز اکرانش بود و اولین ساخته #پیمان_قاسم_خانی بود.</div><div><br></div><div>خیلی نه مشتاق بودم برای بیرون رفتن و نه مشتاق بودم که برم فیلم آبکی ببینم و نه مشتاق بودم که برم و پول خرج کنم.. چون سینما نیم بها نبود و الان که برگشتم 15 هزارتومان هزینه این برنامه شد.</div><div><br></div><div>ولی الان خوشحالم به این دلیل که به یکی از عهدهایم وفا کردم و آن این بود که در لحظه زندگی کنم، اگه دیرم شده، خیلی غصه نخورم و از دورو برم لذت ببرم، اگه دارم راه میرم اطرافم رو ببینم و اگه دارم فیلم میبینم خیلی حس نکنم که آدم خاصیم و کارهای خاصی باید منو خوشحال کنه و حال کنم واقعا با تک تک لحظاتم ... آره اینکار رو کردم و خیلی خوشحالم الان که تونستم اینکارو بکنم</div><div>#در_لحظه_زندگی_کردن</div><div><br></div><div>و از همه مهمتر این که موقع برگشت برای خودم و الانم برنامه ریختم، برنامه ای که بشینم و ی سری کارامو انجام بدم ، در واقع این ی موضوع مهم در زندگی من هست که میخوام اسمش رو بذارم کسی که میدونه چیکار میکنه و میخواد بکنه و بهش بگم #معلوم_الحال</div><div>امروز من معلوم الحال بودم</div><div><br></div><div>در آخر ی گله داشتم و اون هم تلف کردن وقت بسیار زیاد در تلگرام درحالی که هیچ کار مفیدی نکردم، اینکه بگم با کسی چت کردم و یا... نه هیچ کار مفیدی نکردم متاسفانه</div><div><br></div><div>خدایا شکرت دستمو بگیر یکم تنهام، تنها آفریده شدم و تنها مبعوث میشم، هوامو داشته باش</div> text/html 2017-04-21T12:37:11+01:00 thinkasaman.mihanblog.com i love myself کمک http://thinkasaman.mihanblog.com/post/346 بچه ها آیا روشی هست که نذاریم ی نفر با نام مشخص کامنت نذاره؟<div><br></div><div>ی بات هست منو نموده روزی 300 تا کامنت میذاره</div> text/html 2017-04-21T07:24:19+01:00 thinkasaman.mihanblog.com i love myself زندگی میکنم http://thinkasaman.mihanblog.com/post/345 <div><br></div>سلام<div>ظهر جمعتون ب خیر</div><div>شب بیشتر مینویسم الان میخوام بخوابم</div><div><br></div><div>یکم خسته ام ولی در مورد خونه تکونی بازسازی خونه و آواره شدن خونه خواهم نوشت<div><br></div><div>امروز با عزیزانی رفتم کوه که به من یاد دادند که همه ی خوبی ها و بدی های زندگی مهمه و شادی رو در لحظه آفریدن بسیار زیبا است.</div><div><br></div><div>در لحظه زندگی کنیم و از لحظه لحظه زندگیمون لذت ببریم و با انرژی همین روزهای خوب و با خوبی های همین روزها و به قول استاد با هوا زندگی میکنیم و با هووای اینجا زندگی اونجامون رو هم بسازیم</div></div> text/html 2017-04-20T05:31:00+01:00 thinkasaman.mihanblog.com i love myself سلام http://thinkasaman.mihanblog.com/post/344 <div>براتون دعا میکنم بهترین ها رو داشته باشید</div><div><br></div>سلام<div>از بی هدفی دلم میگیره</div><div>از زمان هایی که میدونیم داریم هدر میدیم حال و روزمون رو و دوباره در تمام تعادفات با خودمون گیر میکنیم</div><div><br></div><div>گاهی حس میکنم با خودم تعارف دارم به جای تعارف با دیگران</div><div>راستش خیلی وقته مسئله عاشقی مسئله مهمی برام نیست انقدر درگیر شدم با خودم که نمیتونم جایی رو ببینم</div><div><br></div><div>الان وقت شاید ندارم چون باید کلی درس بخونم و کار دارم</div><div>ی پروژه ای دارم که باید تحویل بدم و تحویلش یکشنبس و من میرم و تحویل میدم تا همون یکشنبه&nbsp;</div><div>نسبتا آسونه و تنها وقت گیر</div><div><br></div><div>دیروز استادیوم رفتم و باعث شد کمی وقتم تنگ بشه و فردا هم تفریح همیشگی جمعه ها رو دارم&nbsp;</div><div>برام دعا کنید</div> text/html 2017-04-09T05:19:34+01:00 thinkasaman.mihanblog.com I love you Too مراقبت از جان http://thinkasaman.mihanblog.com/post/343 <div><br></div><div>جسم</div><div>---------------------------------------------------------</div><div>خواب خوب</div><div>غذای خوب و سالم</div><div>زندگی جنسی سالم</div><div><br></div><div>ذهن</div><div>--------------------------------------------------------</div><div>درست کردن تله های شخصیت</div><div>مراقب باشیم کمال طلبی اذیتمون نکنه</div><div>مراقی باشیم نذاریم خود کمبینی ، حقارت ها و ناکامی ها اذیتمون بکنه</div><div>خطاهای شناختیمونو درست کنیم</div><div>فکرمونو درست کنیم که یک وقت دچار خطاهای فکری نباشه</div><div>جلوی افسردگی و اضطراب هامون رو بگیریم</div><div><br></div><div>حوزه جان و روح</div><div>-------------------------------------------------------</div><div>روح ما در این جسم محدود داره اذیت میشه</div><div>مراقبت از جان</div> text/html 2017-04-09T01:21:14+01:00 thinkasaman.mihanblog.com I love you Too یکم سردمه http://thinkasaman.mihanblog.com/post/342 بند به آب دادن<div>خوشال نیستم ناراحتم نیستم باید دوباره شروع کنم</div><div>من تکلیفم رو با خودم نمیتونم معلوم کنم چرا</div><div>لذت نمیبرم</div><div>شاد نیستم</div><div>حالم خوب نیست</div><div><br></div> text/html 2017-04-06T10:01:52+01:00 thinkasaman.mihanblog.com i love myself قبلا چی فکر میکردم http://thinkasaman.mihanblog.com/post/341 <font size="2">سلام مجدد</font><div><font size="2">من باید به خودم یاداوری کنم که روزهایم برایم مهم هستند</font></div><div><font size="2">تمرکزم برایم مهم هست</font></div><div><font size="2">بدن و زمانم برایم مهم است</font></div><div><font size="2"><br></font></div><div><font size="2">امروز داشتم فکر میکردم به بعضی از زمان ها، زمان هایی که مغزمون نمیتونه فکر درست بکنه و یا اگه فکر میکنه بعدا پشیمون میشیم</font></div><div><font size="2">مثلا وقتی عصبانی هستیم و واکنش عجیب غریبی انجام میدیم در حالی که بعدا میبینیم شاید بهتر بود که صبر میکردم و تنها ترک محل میکردم</font></div><div><font size="2"><br></font></div><div><font size="2">دیروز من توی یکی از این شرایط گیر کردم و نمیتونستم فکر کنم، یعنی میخواستم داد بزنم و بزنم همه جارو بریزم بهم ولی فقط یک ثانیه صبر کردم و به خودم گفتم:</font></div><div><font size="2">&nbsp;زمانی که آروم بودی و میتونستی درست فکر کنی قصدت این بود که از این فاجعه تنها بری بیرون بدون واکنش. درسته که الان یادم نمیاد دلیل اون خواسته ام چی بود و الان هیچ دلیل منطقی ندارم برای این کار و دلم میخواد داد بزنم... همه اینا درست .. ولی الان همون تصمیم قبلی رو اجرا کن، حتما اونموقع بهتر فکر کرده بودی</font></div><div><font size="2"><br></font></div><div><font size="2">دوست دارم این رویه رو در این روز ها و سالها به کار ببرم و این مسله رو به عنوان چالش قبول میکنم و در لیست چالش هایم اضافه میکنم</font></div><div><font size="2"><br></font></div><div><font size="2">مراقب خودمون باشیم که تمرکزمون از بین نره لازمش داریم همیشه</font></div><div><font size="2">در واقع به کمک این چالش من مراقبت میکنم از خودم در برابر عادت هایی که دوست دارم ترکشون کنم و هزاران دلیل برای ترکشون وجود داره و من تنها به دلیل عادت کردنم میرم و انجامش میدم</font></div><div><font size="2">مثل چک کردن شخصی که دوسش داشتم</font></div><div><font size="2">درست زمانی که اینستاگرام رو نصب کردم رفتم چکش کردم و کامنتاش رو خوندم بدون این که دلیلی داشته باشه و خودم تعجب کردم</font></div><div><font size="2"><br></font></div><div><b><font size="2"><br></font></b></div><div><b><font size="2">میکوشم آگاهانه خود را به جریان عادت هایم نسپارم</font></b></div><div><font size="2">راستی چالش قبلی رو هم یاداوری میکنم زندگی در لحظه و هواس جمع بودن</font></div><div><font size="2"><br></font></div><div><br></div> text/html 2017-04-06T08:57:57+01:00 thinkasaman.mihanblog.com i love myself مرسی بازم خدا http://thinkasaman.mihanblog.com/post/340 ی چیزی اومدم بگم چون خیلی برام جذابه<div><br></div><div>هرجا و هر فردی یک نشونه از خداست برای یادگیری رشد و لذت بردن از زندگی</div><div>حتی شکست هامون و لحظه های بد زندگی</div><div><br></div><div>تحول در زندگی از همین چیزها شروع میشه</div><div><br></div><div>واقعا اگه اتفاق بدی برام نمیفتاد چشمم باز نمیشد و اینهمه کتاب نمیخوندم و اینهمه چیز نمیدونستم که بخوام به بقیه هم توضیح بدم</div><div>رشد کردم رشد زیادی کردم و ادامه میدم این رشد رو</div><div><br></div><div>مرسی خدا</div> text/html 2017-04-06T08:29:41+01:00 thinkasaman.mihanblog.com i love myself اثر مرکب http://thinkasaman.mihanblog.com/post/339 <p dir="RTL" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span lang="AR-SA"><font size="2">چرا تصمیمات سال نو، معمولا" عملی نمی شوند؟</font></span></p><p dir="RTL" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font size="2"><span lang="AR-SA">کمتر از 10 درصد از تصمیماتی که افراد برای سال جدید میگیرن، عملی میشن. راهکارهای علمی رفع این مشکل رو در دو مقوله بررسی می کنیم؛ یکی بحث عادات و دیگه بحث "داستان شخصی</span><span dir="LTR">"</span></font></p><p dir="RTL" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span dir="LTR"><font size="2">&nbsp;</font></span></p><p dir="RTL" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font size="2"><span lang="AR-SA">مردم فکر میکنن که تغییر عادات کار خیلی سختیه ولی اگر از طریق علمی پیش بریم، واقعا" این طور نیست. ما در زندگی روزمره صدها عادت داریم که حتی خیلیاشون رو یادمون نمیاد کِی ایجاد شدند. عادات، پاسخ‌های رفتاری شرطی‌شده‌ ما هستند که برای ایجاد یا تغییرشون، در هر صورت باید عادات جدیدی ایجاد کنیم. و این کار سه اصل داره</span><span dir="LTR">:</span></font></p><p dir="RTL" style="margin: 0in 0.5in 8pt 0in; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font size="2">1-<span style="font-variant-numeric: normal; font-stretch: normal; line-height: normal; ">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span><span lang="AR-SA">باید از گام‌های کوچیک شروع کنیم</span><span dir="LTR">.</span></font></p><p dir="RTL" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font size="2"><span dir="LTR">&nbsp;</span><span lang="AR-SA">این که "از این به بعد بیشتر ورزش می کنم" یا "سالم‌تر غذا می خورم" زیادی بزرگه. به جاش می تونیم بگیم از این به بعد به جای آسانسور از پله استفاده می کنم یا توی آبمیوه‌م کلم هم اضافه می کنم</span><span dir="LTR">.</span><span lang="AR-SA"></span></font></p><p dir="RTL" style="margin: 0in 0.5in 8pt 0in; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font size="2">2-<span style="font-variant-numeric: normal; font-stretch: normal; line-height: normal; ">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span><span lang="AR-SA">عادات جدید رو به عادات موجود اضافه کنیم</span><span dir="LTR">. </span></font></p><p dir="RTL" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font size="2"><span lang="AR-SA">مثلا" الان هم هفته‌ای چند بار ورزش میرفتی، از این به بعد تصمیم میگیری 10 دقیقه "بیشتر" ورزش کنی یا هر روز صبح اولین کار به آشپزخونه می رفتی، حالا تصمیم می گیری آماده کردن آب سبزیجات رو هم بهش "اضافه" کنی</span><span dir="LTR">.</span><span lang="AR-SA"></span></font></p><p dir="RTL" style="margin: 0in 0.5in 8pt 0in; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font size="2">3-<span style="font-variant-numeric: normal; font-stretch: normal; line-height: normal; ">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span><span lang="AR-SA">برای شروع و حداقل هفته‌ اول، تا جایی که ممکنه گام‌های اولیه رو ساده در نظر بگیریم</span><span dir="LTR">.</span></font></p><p dir="RTL" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font size="2"><span lang="AR-SA">برای این که یک پاسخ شرطی (عادت) ایجاد بشه، نیاز به حداقل 3 تا 7 روز تکرار داره. در آغاز فقط مهم اینه که این مرحله حتما" انجام بشه. برای یادآوری می تونیم از کاغذهای چسبون و یادداشت نویسی برای خودمون استفاده کنیم</span><span dir="LTR">.</span></font></p><p dir="RTL" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font size="2"><span lang="AR-SA">اما بخش "داستان شخصی" برای ایجاد تغییرات بزرگ و بلندمدت شاید مهم‌تر باشه</span><span dir="LTR">.</span></font></p><p dir="RTL" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font size="2"><span lang="AR-SA">داستان شخصی تعریفی هست که از این که من چه آدمی هستم و چه چیزهایی برام مهمه، در ذهن داریم. ما بیشتر تصمیماتمون رو به طور ناخودآگاه، طوری می گیریم که با اون داستان شخصی که در پس ِ ذهنمون هست منطبق باشه. برای ویرایش این داستان، دو گام رو باید انجام بدیم</span><span dir="LTR">:</span><span lang="AR-SA"></span></font></p><p dir="RTL" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font size="2"><span lang="AR-SA">1- داستان موجود رو به طور واقع‌بینانه بنویسیم و به طور خاص توجه کنیم که کدوم قسمتاش با اهدافی که برای سال جدید می خوایم مشخص کنیم تضاد دارن. مثلا" صادقانه بنویسیم که در شرایط پرتنش در خونه و محل کار، زیادی مضطرب می شم</span><span dir="LTR">.</span></font></p><p dir="RTL" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font size="2"><span lang="AR-SA">2- داستان مطلوبمون رو بنویسیم. داستان وقتی رو بنویسیم که برای زندگی و سلامتی و زمانمون ارزش قائلیم</span><span dir="LTR">.</span></font></p><p dir="RTL" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font size="2"><span lang="AR-SA">این مراحل اونقدر ساده هستند که بعید به نظرمون میاد که واقعا" چنان تأثیر عمیق و مؤثری داشته باشند، ولی تحقیقات نشون دادن که حتی فقط یک بار انجام این مراحل "ویرایش داستان شخصی" میتونه تمام تغییرات مورد نظرمون رو به همراه داشته باشه</span><span dir="LTR">.</span></font></p><p dir="RTL" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font size="2"><span lang="AR-SA">نویسنده</span><span dir="LTR">:</span></font></p><p dir="RTL" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span dir="LTR"><font size="2">Dr. Susan Weinschenk</font></span></p><p dir="RTL" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font size="2"><span lang="AR-SA">روانشناس، دانشمند علوم رفتاری، نویسنده، استاد دانشگاه ویسکانسین</span><span dir="LTR"></span></font></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi: embed"> </p><p dir="RTL" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span lang="AR-SA"><font size="2">منبع: سایت سایکولوژی تودی</font></span></p> text/html 2017-04-05T16:41:31+01:00 thinkasaman.mihanblog.com i love myself مرور عهدها http://thinkasaman.mihanblog.com/post/336 <div><div><br></div><div><span style="text-align: right; ">فقط برای امروز در بعضی از لحظات هشیارانه رفتارم را مشاهده خواهم کرد و سعی خواهم داشت هشیارانه زندگی ام را به جریان عادت هایم نسپارم.</span></div><div><span style="text-align: right; ">----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------<br></span></div><div><span style="text-align: right; "><br></span></div><div><div>قرار بود هر شب قبل خواب بخندم هر روز بعد خواب هم بخندم</div><div>شبا قبل خواب نت چک نکنم و شبا قبل خواب آهنگ گوش ندم&nbsp;</div></div><div>-------------------------------------------------------------------------------------------------------------</div><div><br></div><div><font color="#241801" face="Tahoma"><span style="font-size: 10.6667px;">فقط باید از خوودم مراقبت کنم که سرما نخورم و بعد تب و لرز نیاد سراغم</span></font></div><div><br></div><div>پی نوشت : رسیدن بهار نزدیکه، تنها موقعی که داریم از زمستون به بهار میرسیم و بعضی روزا فکر میکنیم بهار شده و هوا گرمه، یهو ممکنه شب سرد بشه</div><div>اون وقت اگه لباس گرم همراهم باشه سرما نمیخورم و تا رسیدن کامل بهار و هوای بهاری حالم خوبه و تنها گاهی با لباس گرم و متفاوتم</div><div><br></div><div>از طبیعت بیاموزم چون تولد هرچیزی مرگ یک چیز دیگر است. یک جایی باید قبول کنم مرگ یک چیز رو تا متولد بشه چیز دیگه.</div><div>من بخشیدمت و کنار گذاشتمت. میدونم نمیشه فراموش کرد ولی بعد اینهمه سال منم نباید تو این موضوع گیز کنم نباید توی تله ی رهایی گیر کنم و یا به عبارتی باید یک تکونی به خودم بدم. من بخشیدمت 5 اسفند و من مسوول همه چیز هستم. من رهات کردم 1 فروردین چون من هیچ کنترلی ندارم در دنیای خارج</div><div><br></div><div>&nbsp;و من تلاش میکنم که عادت ها منو کنترل نکنن... چون گاهی بر اساس عادت حالم بد میشه چون همیشه حالم بد بوده و مراقب خودم نبودم</div><div>گاهی بر اساس عادت میام چکت میکنم چون همیشه چکت میکردم</div><div>یادت نره که تو این یک سال هر اتفاقی که من دوست نداشتم بیفته افتاد.. پس دیگه چک کردنش فایده نداره</div><div>من رهات کردم</div><div>من رهات کردم</div><div>----------------------------------------------------------------------------------------------------------</div><div><br></div><div><div>بیاید انتظاراتمون رو ببرریم به سمت صفر</div><div>بیاید به هم قول بدیم و باهم تلاش کنیم</div><div><br></div><div>چالش جدید انتظار نداشتن از آدم هاست و کمک کردن به آدم هاست</div></div><div><br></div><div>پی نوشت:</div><div><br></div><div>بیایم این حساب کتاب بازی ها رو بذاریم کنار</div><div>گاهی یک کار به خاطر خودمونه چون انجام دادن این کار داوطلبانه و محبت به دیگران ، اون بخش از مارو میلرزونه و فعال میکنه که هیچ کاره دیگه قادر به انجارم اون نیست.</div><div>------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------</div><div><br></div><div style="text-align: right; "><div>من مسوول زندگی خوددمم</div><div>من 18 آذر امسال به خودم قول دادم که دیگه گریه ذزاری نکنم یعنی گریه زاری که تو ببینی و فکر کنی خبریه... و من اینکار رو کردم من دیگر از تو برای هیچکس نگفتم حتی برای خودت</div><div><br></div><div>من 8 اسفند 95 یعنی امروز تورو بخشیدم و بیرون گذاشتمت ... بی انتظار ... بیدون نیاز بدون هیچ فکر و کینه و ناراحتی ای... هر اتفاقی هم افتاده من مسوول اون هستم و تو هیچ مسوولیتی ندازی اگه یکوقت فکر میکنی داری من تورو بخشیدم...</div><div><br></div><div>من آماده ام کائنات... بیا و من رو امتحان کن..</div><div>----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------</div><div><br></div><div><div>من در این مدت تلاش میکردم که تو رو عوض کنم کنترل کنم و به همین خاطر چکت میکردم کامنتات لایکات لیست فرندات ولی تو لایک میکردی کامنت میذاشتی و با تمام دوستای من هم فرند شدی&nbsp;</div><div>من دست از تلاش برای تغییر و کنترل تو برمیدارم و شرط اولیه اون هم که چک کردنت بود رو برمیدارم من دیگه چکت نمیکنم</div><div>دنیای مجازی هم که در بالا توضیح دادم که چرا خوب نیست واهداف منو کمرنگ میکنه وانگیزه هامو &nbsp;کم میکنه</div><div><br></div><div>ی جمله دیگه هم نوشته بودم</div><div>اونم اینکه مگه تنها دختری که تو فرندام هست تویی که من میترسم دوستام بیان پی وی تو؟ دوستام نمیرن پی وی بقیه؟ چرا پس نگران اونا نیستی؟ نگران نباش و رها کن</div><div><br></div><div><br></div><div>راستی</div><div>تصمیم قطعی من رها کردن دنیای بیرون است و دنیایی که در اون هیچ تاثیری ندارم</div><div><br></div><div>برای شروع من تورو رها میکنم تویی که هیچ تاثیری روت ندارم وقرار هم نیست تاثیری داشته باشم</div><div>تو قرار هست که بروی در دایره آشنایان من حتی با اینکه دوست دارم و آدم خوبی هستی</div><blogextendedpost>---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------</blogextendedpost></div><div><blogextendedpost><br></blogextendedpost></div><div><blogextendedpost><div>چون همچنان داشتم در دنیای بیرون تلاش میکردم من اونو چک میکردم من ازش ناراحت میشدم و من نگران بودم که اون با دوستام دوست میشه یا نه کامنت گذاشته یا گذاشتن یا نه و من همچنان داشتم دنیای بیرون از خودمو کنترل میکردم...من تلاش بیهوده میکردم…</div><div>ولی</div><div>من اینبار آگاهانه دست از تلاش بر میدارم</div><div>---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------</div><div style="font-size: 10.6667px; "></div></blogextendedpost></div></div></div> text/html 2017-04-05T16:20:01+01:00 thinkasaman.mihanblog.com i love myself تصمصم کبری http://thinkasaman.mihanblog.com/post/335 در خصوص اینستاگرام<div>&nbsp;با توجه به پست اخیرم در این وبلاگ و تلاشم برای پیگیری کم اینستاگرام</div><div>&nbsp;بعد عید دوباره پیگیری این دنیا رو نیز انجام میدم</div><div>ولی تنها دلیلش اینه که نمیخوام خودمو منع کنم</div><div>چون زمانی که خودمو منع میکنم هی تحریک کننده میشه</div><div><br></div><div>ولی تنها شب ها چکش میکنم اونم به مدت حدود یک نیم ساعت</div><div><br></div> text/html 2017-03-23T02:54:03+01:00 thinkasaman.mihanblog.com i love myself خلاصه مطالب کتاب دیشب 11 صفحه http://thinkasaman.mihanblog.com/post/334 سلام<div>خوبید</div><div>کتاب دیشب شروع طوفنای اس داشت و به این موضوع اشاره میکرد که خارج از ما خبری نیست و هرچیزی که هست داخل ما داره اتفاق میفته</div><div><br></div><div>تغییرات اساسی و بنیادین از درون رخ میدهند</div><div>دیشب داشتم در این مورد میخوندم که تغییرات و موفقیت های پایدار نتیجه توجه به اصول و زندگی بر اساسی اصول است</div><div>زندگی بر اساس مطالبی مانند تکنیک ها و کتاب هایی از این قبیل تنها به درد روابط کوتاه مدت و روابط کوتاه و به درد نخورن</div><div>چجوری بگم برای جذب آدم ها خوبن ولی برای دوستی دایمی و برای همسر و رابطه دایمی فایده ندارهف طرف جذبت میشه ولی وقتی میبینه که چ خبره همه چیز مثل باد کنک میترکه و تو از اون اعتباری که ایجاد کرده بودی و از بین رفته حالت بد میشه</div><div><br></div><div>به این تکنیک ها میگن اخلاقیات شخصیت که مبتنی بر بیرون است و اصولا به دو دسته تقسیم میشوند دسته اول بر روابط انسانیب و رابطه اشاره دارد و دسته دوم بر انگیزه های مثبت.</div><div>درمورد دسته دوم لازم است این توضیح رو بدم که مادامی که از درون حس میکنیم که فلانی شکست خوردس، فلانی به جایی نمیرسد و فلانی هوش کمی داره و بیایم به اون انگیزه بدیم چیزی درست نمیشه، و تاثیر منفی داره. راستشو بخوایم شاید خود ما هم نمیدونیم درونمون چ میگذره و دونستن این نیاز به شناخت خودمون و اصولمون داره... چون در صورت نداشتن ایمان به طرف مقابل، روحیه دادن احساسات بد اون طرف رو تشدید میکنه.</div><div><br></div><div>نکته بعدی که در این کتاب میخوام بهش اشاره کنم بحث یکرنگی هست، یکرنگ بودن در واقع یعنی زندگی بر اساس اصول، وقتی اصولی زندگی میکنیم در تمام تصمیمات ، صحبت ها و در تمام زندگی ما یک مسیر خاص و یک رنگ خاص دیده میشود که همه میبینننش، خودمون میبینیمش و از اون لذت میبریم و به شادی و موفقیت پایدار میرسیم.</div><div><br></div><div>بذارید کمی در مرود نکته آخری که میخوام درموردش باهاتون صحبت کنم، بنویسم.</div><div>داستانی رو درمورد پدر و مادری گفته بود که میخواستن پدر مادری با ارزش باشن، یانچوری اونا برای بچشون وقت میذاشتن و کلی ازش حمایت میکردن. پسر اونها زیاد درسش خوب نبود و پدر مادر نگران پسرشون بودند و بهش روحیه میدادن که تو میتونی . اگر یک ذره پیشرفتی میکرد خیلی &nbsp;تشویقش میکردن. مثلا تو بیسبای پسرشون خیلی بد بود و دوستاش مسخرش میکردن و این پدر مادر از پسرشون حمایت میکردن و بقیه رو سرزنش.</div><div>اینجا میاد توضیح میده که نباید احساس ارزشمندی ما به کارایی وابسته باشه. یعنی این پدر مادر برای اینکه حس ارزشمندی پیدا کنند فکر میکرند که باید بچشون فلان باشه...</div><div>به بچشون روحیه میدادن در صورتی که درونشون فکر دیگه ای میکردن...</div><div>بعد مدتی این پدر مادر درون خودشون رو درست کردن، حس کردن که فارغ از نتیجه پسرشون ارزشمنده و دوسش دارن و ویژگی های مثبتش رو برای خودشون یاداوری کردن</div><div><br></div><div>اینجور شد که پسرشون حس ارزشمند بودن رو دریافت کرد و مستقل شد و پیرشفت کرد در درس و ورزش</div><div>راستی ی جمله قشنگ داشت:</div><div>در مقابل تمسخر دوستاش هم از پسرشون حمایت نکردن و در درون خودشون این جمله رو گفتن "تو از نظر ما انسان ارزشمند و توانایی هستی پس نیاز به حمایت ما نداری"</div> text/html 2017-03-22T15:23:35+01:00 thinkasaman.mihanblog.com I love you Too نشستم هواتو نفس میکشم http://thinkasaman.mihanblog.com/post/333 نشتم هواتو نفس میکشم&nbsp;<div>ی چند وقتیه &nbsp;حال من بهتره</div><div>دارم راه میفتم ببینم تهش این هوا تا کج میبره</div><div>دارم راه میفتم ببینم تورو</div><div>تویی رو که یک عمره راهی شدی</div><div>مگه میشه رد شد نگاهت نکرد</div><div>ببین توی آینه چه ماهی شدی</div><div><br></div><div><br></div><div>این چند وقته دورم شلوغ بود خیلی هم شلوغ بود خیلی دور هم بودیم خیلی حال داد مخصوصا رفتن در دل طبیعت و حضور اعضای خانواده در کنار هم روزهای خوبی رو ساخت ولی الان اکثرا همه رفتن خونه هاشون و دوباره تنها شدیم</div><div><br></div><div>منم اومدم نشستم با خودم خلوت میکنم</div><div>خیلی حال میده خلوت کردن، من حس میکنم اگه امشب نمیومد و من خلوت نمیکردم واقعا دیگه بهم خوش نمیگذشت یا بهتر بگم ی بخش از خودم خالی میموند همون بخشی که باید بهش غذا بدم تغذیه کنمش و منو همیشه همراهی میکنه و باهم کلی دوستیم</div><div>واقعا این لحظات خیلی زیباس و مخصوصا با گوش کردن یک سری آهنگ ها مثل همین آهنگ ماه عسل فرزاد فرزین و یا آهنگگ های شجریان که آدمو بیشتر خوشحال میکنن و عرفانی تا غمگین و ناراحت</div><div>من به شخصه ناراحت نمیشم و موسیقی سنتی رو غمگین نمیدونم بلکه ی شور خاصی هم در من ایجاد میکنه و البته که پر از معنی و مفهومه که در شعرهای دیگه خیلی نمیشه پیداشون کرد و تنها ی کسی به نام معشوق بوده که زده له کرده و &nbsp;رفته و همین... از نظر خیلیا شاید زندگی یعنی همین ولی نه زندگی زیباس&nbsp;</div><div><br></div><div>من خیلی خیلی به خودم وابسته شدم واقعا نمیتونم از خودم دل بکنم و به خودم میرسم</div><div><br></div><div>میخوام ی آهنگ گوش بدم که نمیدونم چی بود ولی خیلی رو مخمه نه خود آهنگ یادمه و نه خانندش ولی میدونم کی گوشش دادم و خیلی به دلم نشسته</div><div><br></div><div>دارم دوباره کتابی رو میخونم که شورعش اینه:</div><div><br></div><div>"</div><div>در این جهان هیچ تعالی راستینی وجود ندارد که بتوان آن را از درست زیستن جدا کرد.</div><div>در مدتی بیش از 25 سال کار با افراد در کسب و کار و دانشگاه و مسایل زناشویی و خانواده، با اشخاص بسیاری تماس پیدا کرده ام که به موفقیت بیرونی قابل توجهی رسیده اند ، اما دریافته اند از درون تشنه اند و عمیقا به تجانس شخصی و روابط موثر و سالم با دیگران نیاز دارند.</div><div><br></div><div>"</div><div><br></div><div>همین متن تنها میتونه منو جذب کنه برای رسیدگی به خودم</div><div>وقت گذاشتن برای خودم و عشق ورزیدن به خودم</div><div>کسی که همیشه همراهم بوده و هست.</div> text/html 2017-03-20T10:32:47+01:00 thinkasaman.mihanblog.com I love you Too عید بزرگ http://thinkasaman.mihanblog.com/post/332 بازم سلام<div>صدتا سلام</div><div><br></div><div>سر سفره عید داشتم فکر میکردم و از خدای خودم میخواستم که امسال بهم دریچه نوری نشون بده که جواب سوال هام رو بگیرم</div><div><br></div><div>سوالهایی درمورد خود خدا درمورد اختیارم درمورد روانم</div><div>سوال دارم منو درگیر کرده ایمانمو تحت تاثیر قرار داده</div><div>از خدای خودم تقاضای کمک کردم که امسال بتونم اینو حل کنم</div><div><br></div><div>امروز سر سفره عید به خدای خوودم قل دادم که امسال درمورد آدمها قضاوت نکنم و مهربون باشم</div><div><br></div><div>امسال دلم میخواد اینو در خودم تقویت کنم رها کنم آنچه در بیرون من هست و من در اونها تاثیری ندارم</div><div><br></div><div>امسال سال خوبیه برای من چون پر از هدف خواهد بود</div><div>امسال سالیه که بعدها از اون یاد خواهم کرد</div>