make it done
پنجشنبه 3 فروردین 1396 :: i love myself
سلام
خوبید
کتاب دیشب شروع طوفنای اس داشت و به این موضوع اشاره میکرد که خارج از ما خبری نیست و هرچیزی که هست داخل ما داره اتفاق میفته

تغییرات اساسی و بنیادین از درون رخ میدهند
دیشب داشتم در این مورد میخوندم که تغییرات و موفقیت های پایدار نتیجه توجه به اصول و زندگی بر اساسی اصول است
زندگی بر اساس مطالبی مانند تکنیک ها و کتاب هایی از این قبیل تنها به درد روابط کوتاه مدت و روابط کوتاه و به درد نخورن
چجوری بگم برای جذب آدم ها خوبن ولی برای دوستی دایمی و برای همسر و رابطه دایمی فایده ندارهف طرف جذبت میشه ولی وقتی میبینه که چ خبره همه چیز مثل باد کنک میترکه و تو از اون اعتباری که ایجاد کرده بودی و از بین رفته حالت بد میشه

به این تکنیک ها میگن اخلاقیات شخصیت که مبتنی بر بیرون است و اصولا به دو دسته تقسیم میشوند دسته اول بر روابط انسانیب و رابطه اشاره دارد و دسته دوم بر انگیزه های مثبت.
درمورد دسته دوم لازم است این توضیح رو بدم که مادامی که از درون حس میکنیم که فلانی شکست خوردس، فلانی به جایی نمیرسد و فلانی هوش کمی داره و بیایم به اون انگیزه بدیم چیزی درست نمیشه، و تاثیر منفی داره. راستشو بخوایم شاید خود ما هم نمیدونیم درونمون چ میگذره و دونستن این نیاز به شناخت خودمون و اصولمون داره... چون در صورت نداشتن ایمان به طرف مقابل، روحیه دادن احساسات بد اون طرف رو تشدید میکنه.

نکته بعدی که در این کتاب میخوام بهش اشاره کنم بحث یکرنگی هست، یکرنگ بودن در واقع یعنی زندگی بر اساس اصول، وقتی اصولی زندگی میکنیم در تمام تصمیمات ، صحبت ها و در تمام زندگی ما یک مسیر خاص و یک رنگ خاص دیده میشود که همه میبینننش، خودمون میبینیمش و از اون لذت میبریم و به شادی و موفقیت پایدار میرسیم.

بذارید کمی در مرود نکته آخری که میخوام درموردش باهاتون صحبت کنم، بنویسم.
داستانی رو درمورد پدر و مادری گفته بود که میخواستن پدر مادری با ارزش باشن، یانچوری اونا برای بچشون وقت میذاشتن و کلی ازش حمایت میکردن. پسر اونها زیاد درسش خوب نبود و پدر مادر نگران پسرشون بودند و بهش روحیه میدادن که تو میتونی . اگر یک ذره پیشرفتی میکرد خیلی  تشویقش میکردن. مثلا تو بیسبای پسرشون خیلی بد بود و دوستاش مسخرش میکردن و این پدر مادر از پسرشون حمایت میکردن و بقیه رو سرزنش.
اینجا میاد توضیح میده که نباید احساس ارزشمندی ما به کارایی وابسته باشه. یعنی این پدر مادر برای اینکه حس ارزشمندی پیدا کنند فکر میکرند که باید بچشون فلان باشه...
به بچشون روحیه میدادن در صورتی که درونشون فکر دیگه ای میکردن...
بعد مدتی این پدر مادر درون خودشون رو درست کردن، حس کردن که فارغ از نتیجه پسرشون ارزشمنده و دوسش دارن و ویژگی های مثبتش رو برای خودشون یاداوری کردن

اینجور شد که پسرشون حس ارزشمند بودن رو دریافت کرد و مستقل شد و پیرشفت کرد در درس و ورزش
راستی ی جمله قشنگ داشت:
در مقابل تمسخر دوستاش هم از پسرشون حمایت نکردن و در درون خودشون این جمله رو گفتن "تو از نظر ما انسان ارزشمند و توانایی هستی پس نیاز به حمایت ما نداری"




نوع مطلب : خلاصه، مشاوره، 
برچسب ها : 7habits، هفت عادت، هفت عادت مردمان موثر، برنامه، هدف، اصول،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 3 فروردین 1396 :: I love you Too
نشتم هواتو نفس میکشم 
ی چند وقتیه  حال من بهتره
دارم راه میفتم ببینم تهش این هوا تا کج میبره
دارم راه میفتم ببینم تورو
تویی رو که یک عمره راهی شدی
مگه میشه رد شد نگاهت نکرد
ببین توی آینه چه ماهی شدی


این چند وقته دورم شلوغ بود خیلی هم شلوغ بود خیلی دور هم بودیم خیلی حال داد مخصوصا رفتن در دل طبیعت و حضور اعضای خانواده در کنار هم روزهای خوبی رو ساخت ولی الان اکثرا همه رفتن خونه هاشون و دوباره تنها شدیم

منم اومدم نشستم با خودم خلوت میکنم
خیلی حال میده خلوت کردن، من حس میکنم اگه امشب نمیومد و من خلوت نمیکردم واقعا دیگه بهم خوش نمیگذشت یا بهتر بگم ی بخش از خودم خالی میموند همون بخشی که باید بهش غذا بدم تغذیه کنمش و منو همیشه همراهی میکنه و باهم کلی دوستیم
واقعا این لحظات خیلی زیباس و مخصوصا با گوش کردن یک سری آهنگ ها مثل همین آهنگ ماه عسل فرزاد فرزین و یا آهنگگ های شجریان که آدمو بیشتر خوشحال میکنن و عرفانی تا غمگین و ناراحت
من به شخصه ناراحت نمیشم و موسیقی سنتی رو غمگین نمیدونم بلکه ی شور خاصی هم در من ایجاد میکنه و البته که پر از معنی و مفهومه که در شعرهای دیگه خیلی نمیشه پیداشون کرد و تنها ی کسی به نام معشوق بوده که زده له کرده و  رفته و همین... از نظر خیلیا شاید زندگی یعنی همین ولی نه زندگی زیباس 

من خیلی خیلی به خودم وابسته شدم واقعا نمیتونم از خودم دل بکنم و به خودم میرسم

میخوام ی آهنگ گوش بدم که نمیدونم چی بود ولی خیلی رو مخمه نه خود آهنگ یادمه و نه خانندش ولی میدونم کی گوشش دادم و خیلی به دلم نشسته

دارم دوباره کتابی رو میخونم که شورعش اینه:

"
در این جهان هیچ تعالی راستینی وجود ندارد که بتوان آن را از درست زیستن جدا کرد.
در مدتی بیش از 25 سال کار با افراد در کسب و کار و دانشگاه و مسایل زناشویی و خانواده، با اشخاص بسیاری تماس پیدا کرده ام که به موفقیت بیرونی قابل توجهی رسیده اند ، اما دریافته اند از درون تشنه اند و عمیقا به تجانس شخصی و روابط موثر و سالم با دیگران نیاز دارند.

"

همین متن تنها میتونه منو جذب کنه برای رسیدگی به خودم
وقت گذاشتن برای خودم و عشق ورزیدن به خودم
کسی که همیشه همراهم بوده و هست.




نوع مطلب : خوشالم، مشاوره، 
برچسب ها : ماه عسل، فرزاد فرزین، هفت عادت، 7habits، مشاوهر، خود، رشد شخصی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 30 اسفند 1395 :: I love you Too
بعد ازین که در مورد چ گذشت صحبت کردم دلم میخواد با احساساتم بنویسم و با عقلم چردازش کنم که چرا من احساس خوبی ندارم با این که وقتی سالم رو بررسی میکنم پر از شادی بوده
اول بگم که حقیقت اینهکه زیباترین روزها برای من روزهایی هست که در اون ها پر از هدفم  و وقتی لا به لای تلاش برای اهدفم ، تفریح میکنم و به خودم جایزه میدم کلی حال میکنم


الان که اینجا نشستم و دارم صحبت میکنم ی جوزی به مهمونیو عید دیدنی خودم اومدم سال قبل رو مرور میکنم و احتمالا یک سری تصمیمات طلایی بگیرم برای آینده و سال جدید

درمورد یکی از مسایل اساسی میخوام صحبت کنم و اگه کسی هست که نظری داره حتما بهم بگهه: 
اینستاگرام
محیطی که در اون ادمها مختلف میان و احساسات خوب و بدشون رو با بقیه درمیون میذارن و از زندگی ها و تفریحاتشون عکس میذارن.. اگه بخوام بهتر بگم همیشه ی عده هستن که دارن تفریح میکنن.. همین الان اگه اینستاگرام رو باز کنم ی عده رفتن شیراز ی عده شمالن و از دریا عکس میذارن ی عده از کویر عکس میذارن ی عده از دریای حنوب ی عده هم از مکان های مذهبی مثل مشهد و قم...

خیلی سخته برای من وقتی دارم تلاش میکنم که به اهدافم برسم بیام شادی مردم رو ببینم چون شل میشم هوش میکنم و یادم میره که با چ شوق و ذوقی داشتم تلاش میکردم که تفریح کنم
بعضی وقتا حس میکنم که فقط تفریح میکنم که عکسشو شیر کنم و به بقیه نشونش بدم
بعضی وقتا دوس دارم با ی جمع که توش دختره برم بیرون و عکس بذارم که به اون دختری که دوسش دارم نشون بدم که اگه تو با پسرا میری بیرون منم نشستم فقط واسه تو غصه بخورم
بعضی وقتا حس میکنم که این دیدن تفریحات مردم حالم رو بد میکنه
چحوری بگم دیدن مکالمات اون کسی که دوسش دارم با ادم های دیگه و پسرهای دیگه حال منو بد میکنه
میدونی دقیقا حس میکنم که من در حاشیه هستم و کسی منو نمیبینه بعد اون در متن قرار داره و کلی دوست داره و باهاشون خوش میگذرونه و من تنهام و  هیچ کس و کاری ندارم و هیچ تفریحی هم نمیکنم، جس میکنم که اون کلس خوشبخته و رشتشو دوس داره و همش همم تفریح میکنه و اخرش هم موفق میشه ولی من نه من اینمدلی نیستم... دقیقا در همون لحظات از رشتم بدم میاد و میگم که  من همش دارم درس میخونم من تفریح نمیکنم بعد انگیزه هام کم میشه درسمو ول میکنم و تفریح میکنم و این تفریح هیچ لذتی توش نیست و فقط واسه اینکه به خودم بگم که تو هم داری تفریح میکنی میرم بیرون...
میدونی دارم چی میگم؟ من به موقع تفریح نمیکنم من به موقع کار نمیکنم و من سرد شدم
یکی از این دلایل دیدن اون شخص و یکی از دلایل دیدن تفریحات سایر افراد است... 
دنیای مجازی هدف های منو کمرنگ میکنه منو لا به لای اطلاعات زیاد گم میکنه الاعاتی که لزوما به در من نمیخوره...

همه ی این دلایلی که تا الان ذکر کردم درکنار حرف مشاورم باعث میشه که من دنیای مجازی رو کنار بذارم...
به من گفت فعلا دیسکانکت کن تا یکم جون بگیری

من هم میخوام شجاعانه دیسکانکت کنم و یکم جون بگیرم
البته بعد از خوندن نظرات آدم های مختلف در این مورد


سوال :
دنیای محازی فوایدش چیه؟ ترجیحا دارم درمورد اینستاگرام و فیس بوک صحبت میکنم.. چون فعلا دلیل خاصی نمیبینم که تلگرامم رو پاک کنم


خب تمام مطالبی که نوشته بودم پاک شد
خلاصه این که نوشته بودم که من روی تو هیچ کنترلی نداشتم توهرکار که من دوست نداشتم رو کردی من نتونستم هیچ کنترلی کنم تورو
این کار ها تنها حال منو بد میکرد 
یادته؟ تو از پایان نامه دوستای من خبر داشتی .. تو با پسرها بیرون رفتی.. تو برای پسرها منت نوشتی و دلداریشون داشتی.. یکی از دوستام عکس تورو گذاشت اسنتاگرامش و تگت کرد.. تو احتمالا گلی صحبت کردی با اونها در پی وی که من بی خبرم... تو تور رفتی اونم توری که احتمالا پر از اهنگه...تو خیلی کارها کردی کارهایی که من روی اونها هیچ کنترلی نداشتم و بودن و یا نبودن من در انجام اون کارها هیچ تاثیری نداشت و تنها دیدن اون کارها حال منو بد میکرد

دیدن کارهای ادمی که قراره از دایره دووستان من خارج بشود و به دایره اشنایان برود
ادمی که ممکنه دوسش داشته باشم ولی دیگه به هیچ وجه نمیتونه در زندگی من وجوود داشته باشه

من در پاسان اون منتی که پاک شد نوشته بودم که من یه دلیل این که هیچ کنترلی روت ندارم تورورها میکنم و من تمام چیزهای ی هکه روشوون کننترلی ندارم و حال منو بد میکنن رو رها خواهرم کرد من خیلی چیزها رو رها خواهم کرد

عمر و زندگی من خیلی بیش از اینها ارزشمند هستن
من در این مدت تلاش میکردم که تو رو عوض کنم کنترلکنم و به همین خاطر چکت میکردم کامنتات لایکات لییست فرندات ولی تو لایک میکردی کامنت میذاشتی و با تمام دوستای من هم فرند شدی 
من دست از تلاش برای تغییر و کنترل تو برمیدارم و شرط اولیه اون هم که چک کردنت بود رو برمیدارم من دیگه چکت نمیکنم
دنیای مجازی هم که در بالا توضیح دادم که چرا خوب نیست واهداف منو کمرنگ میکنه وانگیزه هامو  کم میکنه

ی جمله دیگه هم نوشته بودم
اونم اینکه مگه تنها دختری که تو فرندام هست تویی که من میترسم دوستام بیان پی وی تو؟ دوستام نمیرن پی وی بقیه؟ چرا پس نگران اونا نیستی؟ نگران نباش و رها کن


راستی
تصمیم قطعی من رها کردندنیای بیرون است و دنیایی که در اون هیچ تاثیری ندارم

برای شروع من تورو رها میکنم تویی که هیچ تاثیری روت ندارم وقرار هم نیست تاثیری داشته باشم
تو قرار هست که بروی در دایره آشنایان من حتی با اینکه دوست دارم و آدم خوبی هستی




نوع مطلب : به همدیگه چی بگیم، ذهنم درگیره، دلم گرفته، مشاوره، داستان، عهد، خاطره، چالش، سال جدید، 
برچسب ها : اینستاگرام، دنیای مجازی، هدف، تفریح، چشم روی هم چشمی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 30 اسفند 1395 :: I love you Too
سلام
این بار با تمام عقل و احساسم مینویسم

این چنتا مطلب امروزم خیلی مهمه برام و به همین خاطر در تمام موضوعات وبلاگم قرارشون میدم که هر وقت هر موضوعی رو باز میکنم یادم بیفته که چ گذشت من چی خواستم و چی باید بشه

سال تحویل شد و الان در برزخ تاریخ درحالی که سال جدید شروع شده، همچنان در سال 95 به سر میبریم .
قبل از این که وارد این سال دوست داشتنی و سال 96 بشیم، داشتم به گذشته و سال 95 فکر میکردم
سال 95 حقیقتش شروعش با یک سری اتفاقات خوب بود، من داشتم تلاش میکردم که دختری رو که مدت ها رابطم باهاش تموم شده بود رو فراموش کنم و خودمو آماده کنم برای زندگی رها برای زندگی سرشار از شادی ، که در اون زندگی نوع ارتباطات اون آدم ننتونه منو تحت تاثیر قرار بده
واسه همین با یک مشاور خیلی خوب مشکلمو درمیون گذاشتم و اون به من گفت که رابطه ای کهک داشتی اصلا معیار های یک رابطه رو نداشت و این رابطه باید درست بشه باید در اینده رابطه خوبی رو تجربه کنی و قطعا همینطور خواهد بود... اون به من گفت که چطور تو اینهمه مدت بدون دیدن ادامه دادی.. گفت من اصلا اون رو مناسب نمیدیدم و در نهایت گفت که تو باید بری سراغ خوودت... من عید خوبی داشتم عروسی و مسافرت درجه یک  و عالی...
من در ادامه سال تلاش کردم ه برم سراغ خودم و در این مسیر کتاب خوندم.. اولین کتابی که تو این سال خوندم کتاب دالان بهشت بسود که واقعا جذاب و یک رمان عاشقانه که به من خیلی چیز اموخت و در مورد دغدغه های دختر ها به من بیشتر چیز اموخت
در ادامه من اهدافمو دنبال کردم و معدل پاایین ترم قبلم رو جبران کردم خیلی هم خوب جبران کردم
و درادامه من تفریح کردم سفر کردم و این ور اونور رفتم چیزی که دنبالش بودم مدت ها
همچنین دنبال حرفه ای رفتم که دوسش داشتم.. عکاسی.. کلاس عکاسی رفتم و با دوربین دوستم کلی عکس خوب گرفتمم
در ادامه و بعد از تابستون زیاد خوب نبود همه چیز یکم یاد اون یار قدیمی و اون دختر میفتادم و از بیشتر ازین که دنبال کنم زندگی خودم رو ، اونو دنبال میکردم... خیلی سخته وقتی داری برای هدفت تلاش میکنی ببینی یکی که دوسش داشتب داره با ی سری از دوستاش که پسر هم توش هست تفریح میکنه و صادقانه بگم من از شادی اون ناراحت میشدم

الان تلویزیون داره اینجوری دعا میکنه که اگه ی عده هستن که خوشحالی همدیگیه رو نمیتونن ببینن ایشالا تو امسال خدا بهشون عشقی بده که بتونن این خوشحالی رو ببینن... بتونن شادی همدیگه رو ببینن برای همدیگه ارزوهای خوبی داشته باشیم و به هم عشق بورزیم و مهربان باشیم

این مدت دوباره من برگشته بودم به همون روزای بد.. به خاطر همین دوباره سراغ مشاورم رفتم و به من جلساتی رو معرفی کرد که دیدم میشه در غالب همون جلسات به اهدافم برسم و به خودم برسم.. ولی این مدت چیزی که منو اذیت میکرد این بود که من دنبال اهدافم نبودم... من یادم رفته بود که چیکار کنم من یادم رفته بود که باید درس بخونم کار کنم و دنبال اون هدفی که دنبالشم مثلا  زبان خوندن و مقاله دادن باشم و در پی سربازی رفتن باشم و پوا هم در بیارم چون من نیاز دارم که زندگی مستقل رو تجربه کنم... یعنی طبق اصول من باید دنبال مقاله دادن و زبان و کار باشم و در ادامه و اضافه کردن سربازی که حتما امسال اینا رو دنبال میکنم....

در ادامه بگم که بد بود واقعا همه چیز یکم تلاش کردم با تفریح کردن و نزدیک شدن به دوستام جبران کنم این فضا رو ولی هیچ چیز جای هدفمندی رو نمیگیره من هدف اصلی امسال من علاوه بر مطالبی که در ادامه ذکر میکنم رسیدگی به اهدافم و تلاش برای اون ها هست و از همین امروز شروع میکنم...

سال پایان خوبی داشت یعنی پایان خوبی براش ساختم چون من عضو گروهی شدم که بهم چیز یاد دادن و منو در رسیدن به اهدافم حتما کمک خواهند کرد و هر هفته جملات خیلی زیبایی از اونها میشنوم و میاموزم و حتما در این گروه کلی چیز یاد میگیرم...




نوع مطلب : خوشالم، جملات عاشقانه، شکرگزاری، شعر، به همدیگه چی بگیم، ذهنم درگیره، سبد لذت، دلم گرفته، مشاوره، داستان، عهد، خاطره، عقب افتاده، چالش، خلاصه، سال جدید، 
برچسب ها : هدف، آینده، شادی، دل خوش، تلاش، هفت عادت، 7habits،
لینک های مرتبط :
جمعه 20 اسفند 1395 :: I love you Too
امروز داشتم با یکی از دوستام صحبت میکردم

یادم اومد که یک روز فباد جان به من گفت که مکالماتت با دوستت چرا انقد بی محتواس
چرا انقد رابطتت توش حرف نبود
میگفت تو به اون قسمت هایی تاکید داری که تقریبا هیچ بخشی از رابطه رو تشکیل نمیده

تو اگه میخواستی در مورد چمیدونم اپلای کردن صحبت کنی خیلی محتوا بیشتر داشتی

یا مثلا میگفت تو اگه داشتی درمورد  علمت صحبت میکردی خیلی بیشتر محتوا داشتی که میدادی و میگرفتی

میگفت مکالماتتون باید محتوا داشته باشه

من توصیه میکنم به شما ها که این موضوع رو جدی بگیرید
صحبت هاتون هدف داشته باشه اطلاعت کسب کنید محبت بدید محبت بگیرید محتوا تولید کنید

نه اینکه اگه فردا خودت از خودت بپرسی چی گفتیم ما به هم به خودت بگی هیچی

کاش یکم برای صحبت هامون وقت بذاریم مثلا من میرم پیش فلانی درمورد این چیز ها صحبت کنم حالا اگه چیز دیگه گفتیم عیب نداره ولی خب محتوا داشته باشه

نه اینکه کل مکالمه از من اصرار و از تو انکار باشه و یا برعکس

خیلی پیچیده شد

خلاصه :
برای خودتون وقت بذارید




نوع مطلب : به همدیگه چی بگیم، مشاوره، 
برچسب ها : اشتباه، گذشته، رابطه، محتوا، محتوی،
لینک های مرتبط :
جمعه 20 اسفند 1395 :: i love myself


عید واقعی از آن کسی است که پایان سالش را جشن بگیرد،
نه آغاز سالی که از آن
بی خبر است
#شکرگزاری 


از کانال یکی از مرکز مشاوره ها کپی کردم

مرکز مشاوره شایگانه
واسه تبلیغات اونا

دستشون درد نکنه خیلی خوبن من عاشقشونم
باسواد چه جووور


چنتا کلیپ هم دارن که چرا باید شکرگزار باشم و اصن پایان سال  شکرگزاری کردن چه حس خوبیه و حتما اینکارو بکنید جمعی هم بکنید به اشتراک هم بذارید بقیه رو هم ترغیب کنید که این حس خوب رو تجربه کننن

وای حتما اینکارو بکنید چقد خدا مهربونه





نوع مطلب : شکرگزاری، مشاوره، 
برچسب ها : شکرگزاری، 95، پایان سال، شایگانه، مرکز مشاوره، مشاور،
لینک های مرتبط :
جمعه 20 اسفند 1395 :: i love myself
من مسوولم
برای کارهای نکرده و کرده

برای تمام تلاش هایم در مسیر شکست و موفقیت




نوع مطلب : مشاوره، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 8 اسفند 1395 :: i love myself
من ندیدم دو صنوبر را با هم دشمن.

من ندیدم بیدی، سایه اش را بفروشد به زمین.
رایگان می بخشد، نارون شاخه خود را به کلاغ.
هر کجا برگی هست ، شور من می شکفد.
بوته خشخاشی، شست و شو داده مرا در سیلان بودن.

مثل بال حشره وزن سحر را می دانم.
مثل یک گلدان ، می دهم گوش به موسیقی روییدن.
مثل زنبیل پر از میوه تب تند رسیدن دارم.
مثل یک میکده در مرز کسالت هستم.
مثل یک ساختمان لب دریا نگرانم به کشش های بلند ابدی.

تا بخواهی خورشید ، تا بخواهی پیوند، تا بخواهی تکثیر.

من به سیبی خوشنودم
و به بوییدن یک بوته بابونه.
من به یک آینه، یک بستگی پاک قناعت دارم.
من نمی خندم اگر بادکنک می ترکد.
و نمی خندم اگر فلسفه ای ، ماه را نصف کند.
من صدای پر بلدرچین را ، می شناسم،
رنگ های شکم هوبره را ، اثر پای بز کوهی را.
خوب می دانم ریواس کجا می روید،
سار کی می آید، کبک کی می خواند، باز کی می میرد،
ماه در خواب بیابان چیست ،
مرگ در ساقه خواهش
و تمشک لذت ، زیر دندان هم آغوشی.





نوع مطلب : مشاوره، شعر، 
برچسب ها : سهراب، سهراب سپهری، بخشش، انتظار،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 8 اسفند 1395 :: i love myself
من تا الان تورو در زباله دونی ذهنم نگه داشتم
مثل اون سیخ زنگ زده ته انباری که همیشه نگهش داشتیم نکنه یک روز لازم بشه...

یک روز باید از شرش خلاص بشویم و بندازیمش دور... 

اینجا یک اتفاق جالب میفته
اونم اینه که دقیقا دو ساعت بعد از دور انداختن اون سیخی که 15 سال بهش احتیاج پیدا نکردی بهش اجتیاج پیدا میکنی و خودتو لعنت میکین
میدونی داستان چیه؟ کائانت دارن تورو آزماییش میکنن دارن تورو امتحان میکنن ببینن رها شدی کامل یا نه هنوز وابسته ای...

من هم تورو از انباری ذهنم بیرون میذارم
میبخشمت
بدون انتظار

من مسوول زندگی خوددمم
من 18 آذر امسال به خودم قول دادم که دیگه گریه ذزاری نکنم یعنی گریه زاری که تو ببینی و فکر کنی خبریه... و من اینکار رو کردم من دیگر از تو برای هیچکس نگفتم حتی برای خودت

من 8 اسفند 95 یعنی امروز تورو بخشیدم و بیرون گذاشتمت ... بی انتظار ... بیدون نیاز بدون هیچ فکر و کینه و ناراحتی ای... هر اتفاقی هم افتاده من مسوول اون هستم و تو هیچ مسوولیتی ندازی اگه یکوقت فکر میکنی داری من تورو بخشیدم...

من آماده ام کائنات... بیا و من رو امتحان کن..
آمادگی هرچیزی رو دارم
دیدنش
دوست شدن با دوست صمیمی ام
پی ام دادنش
عکس گذاشتن با پسری دیگر
و حتی اعلام بودن یکی دیگه در زندگیش
کامنت گذاشتن خودش برای دوستام و یا دوستام برای اون

و کلا چیزهایی که یک روز منو اذیت میکردن و همین الان هم که دارم مینویسم قولی نمیدم که اذیت نمیشم ولی من تورو میبحشم و هرکازی بکنی به خودت مربوطه و برات آرزوی خوشبختی میکنم

امروز حتما با مشاورم در مورد این موضوع صحیت میکنم 




نوع مطلب : شعر، به همدیگه چی بگیم، ذهنم درگیره، سبد لذت، دلم گرفته، مشاوره، داستان، عهد، خاطره، عقب افتاده، چالش، خلاصه، رونوشت تعهد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 8 اسفند 1395 :: i love myself
آنچه را نپاید دلبستگی نشاید



نوع مطلب : مشاوره، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 22 بهمن 1395 :: I love you Too
دوست داشتم تو اینستاگرامم برات مینوشتم… ولی یادم اومد قرار گذاشتم که ناله و زاری و التماس ممنوع…



نوع مطلب : مشاوره، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 19 بهمن 1395 :: i love myself
این جمله رو یکی از دوستانم برام کامنت گذاشته وازشش خیلی ممنونم
خیلی خوبه این جمله بخونید

من همیشه خوشحالم میدانید چرا؟ برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظار ندارم. انتظارات صدمه زننده هستند، زندگی کوتاه است، پس به زندگی ات عشق بورز، خوشحال باش و لبخند بزن، قبل از اینکه صحبت کنی گوش کن قبل از اینکه بنویسی فکر کن قبل از اینکه خرج کنی در آمد داشته باش قبل از اینکه دعا کنی ببخش قبل از اینکه صدمه بزنی احساس کن قبل از تنفر عشق بورز در حقیقت زندگی این است احساسش کن زندگی کن و عشق بورز 

#شکسپیر




نوع مطلب : مشاوره، 
برچسب ها : شکسپیر،
لینک های مرتبط :
جمعه 15 بهمن 1395 :: i love myself
اجازه میخوام ازتون که کمی براتون درمورد سبد لذت توضیح بدم

البته به نام خدا و سلام

سبد لذت درواقع محموعه ای از کارها و فعالیت هایی است که یک انسان به کمک اون میتونه حس بهتری داشته باشه، میتونه حال بهتری داشته باشه، حال بدش به کمک این کارها خوب میشه و کلا خنده میاد رو لبش و احساس مفید بودن بهش دست میده.

سبد لذت برای آدم های مختلف کاملا متفاوته یکی تنیس روی میز حالش رو خوب میکنه و یک بدمینتون تو  پارک لاله، یکی فوتبال رو دست داره و یکی مطالعه کتاب... البته توجه کنید که خیلی تضادی ندارن باهم . میتونه یک نفر همه اینا رو دوست داشته باشه و خیلی خوبه این موضوع..

توضیح بیشتر بدم... 
درواقع هرکاری که یک روزی انجامش دادید، دیدیدش و یا حسش کردید که به کمک اون حالتون بهتر میشه رو داخل این سبد لذت باید اضافه کنید و یک روز تجربش کنید  و در صورت لزوم میتونید پاکش کنید از سبدتون..

دوتا نکته  
1- سبد لذت به مرور زمان و با افزایش شناخت شما از خودتون کامل تر میشه
2- هرکه سبد لذتش پر از کاهاری مختلف باشه و به قولی پر تر باشه ، آدم خوشحال تریه .. یعنی کارهای زیادتری هستند که خوشحالش میکنن و احتمالا در زندگی کلا خوشحالتره..
پس سعی کنید سبد لذتتون رو افزایش بدید.. حتی میتونید ببینید که سبد لذت بقیه در کشورهای مختلف چیه اونا با چی حال میکنن و چرا شما حال نمیکنید و سعی کنید شمام با همون چیزا حال کنید و کلی خوش وخرم زندکی کنید.

در آخر بگم که سخت نگیرید و فقط شروع کنید، خدا خودش کمک میکنه ، کافیه حال ما فقط خوب باشه.

تو وبلاگاتون و اینستاگرامتون مطالب سبد لذت رو با هشتگ سبدلذت بنویسید تا بیام ببینم و کلی لذت ببرم از شادیهاتون 


مرسی و موفق باشید




نوع مطلب : سبد لذت، مشاوره، 
برچسب ها : سبدلذت، سبد لذت، زندگی، شادی، خنده،
لینک های مرتبط :
جمعه 15 بهمن 1395 :: i love myself
سلام
صبح جمعتون به خیر

امروز با سر و صدا از خواب بیدار شدم
نمیدونم چرا ولی بابام داشت با صدای بلند دقیقا توی گوش من، بغلش نبود واقعا توش بود، داشت صحبت میکرد

ولی خب ازونجایی که قرار گذاشته بودم با خودم که صبح که پامیشم حتما بخندم ، خندیدم و حالم خوب بود و هست
و امیدوارم حال شما هم خوب باشه

ی نیمروز مشتی واسه صبونه زدم و بعدشم متاسفانه کلا تو نت مشغول چک کردن تلگرام و اینستاگرام و لایک کردن عکسهای حسن جوهرچی بودم

الانم میخوام بازی کنم
و بعد قیلم ببینم
البته نه . باید برم مهمونی
ازون مهمونی های الکی که فقط فایدش اینه که ادم از خونه میره بیرون
الان ی هفتس تقریبا که از خونه بیرون نرفتم، دارم فیلم میبینم فقط و حال میکنم و کمی بازی و در کنار همه اینها کتاب خوندن که اگه کتاب خوبی میشناسید بهم معرفی کنید.

کتاب خوب چی میشششناسید بخونم؟

البته الان باید مرگ فروشنده رو بخونم ...
فیلم خوب چی معرفی میکنید که ببینم...

راسیتی یک پیشنهاد برای جال خوب دارم، قسمت های مختلف خندوانه رو حتما دانلود کنید که اگه حالتون بد شد و این حال بد غیر منقی بود و زود میخواستید از شرش خلاص بشید رو با دیدن یک قسمت خندوانه حلش کنید... البته طنز های حسن ریوندی هم کارسازه

خلاصه همیشه یک منبع خوب داشته باشید که بتونید باهاش خوب باشید، مثل همین طنز ها و یا دوستانی که باهاشون بیرون برید و یا کارهایی که ازشون لذت ببرید

همین متن بالا باعث شد من یک موضوع جدید به وبلاگم اضافه کنم به نام سبد لذت و در اون چیزها کارها و آدم هایی که حال منو خوب میکنن رو بنویسم 

و حتی میتونم تو این موضوع کارهایی رو بنویسم که وقتی حالم بد بوده انجام دادم و باعث شده حالم بهتر بشه

اینجوری وقتی حالم بده کافیه بیام تو این وبلاگ و ببینم چیکار کنم که حالم خوب بشه و یا قبلا چ میکردم ... فک کنم تاثیرش از صد تا مشاور بهتر باشه

آره کار درستیه حتما اینکارو میکنم


راستی عزیزان نمیخواید به من بگید که یک انسان خوب و الیته یک مرد خوب یک پسر خوب چه ویژگی هایی داره از نظرتون؟
من این سوال رو هر ثانیه ازتون میپرسم جواب ندید میام و تو وبلاگاتون و تو تلگرام و اینستاگرام ازتون میپرسم
اگه فک میکنید میتونید از من  فرار کنید خیلی بیراهه فک کردید




نوع مطلب : سبد لذت، مشاوره، 
برچسب ها : سبد لذت، خندوانه، اگه اومد، سبدلذت، بازی، مهمونی، برف،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 4 بهمن 1395 :: i love myself
اینجا نوشته

افسرده ها :

آنها همه اش در حال فکر کردن به این قضیه هستند که چطور خلاف آنچه در زندگی شان می گذرد عمل کنند.




نوع مطلب : مشاوره، 
برچسب ها : افسرده، روانشناس، روانشناسی،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   



مدیر وبلاگ : i love myself
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :