make it done
پنجشنبه 3 فروردین 1396 :: I love you Too
نشتم هواتو نفس میکشم 
ی چند وقتیه  حال من بهتره
دارم راه میفتم ببینم تهش این هوا تا کج میبره
دارم راه میفتم ببینم تورو
تویی رو که یک عمره راهی شدی
مگه میشه رد شد نگاهت نکرد
ببین توی آینه چه ماهی شدی


این چند وقته دورم شلوغ بود خیلی هم شلوغ بود خیلی دور هم بودیم خیلی حال داد مخصوصا رفتن در دل طبیعت و حضور اعضای خانواده در کنار هم روزهای خوبی رو ساخت ولی الان اکثرا همه رفتن خونه هاشون و دوباره تنها شدیم

منم اومدم نشستم با خودم خلوت میکنم
خیلی حال میده خلوت کردن، من حس میکنم اگه امشب نمیومد و من خلوت نمیکردم واقعا دیگه بهم خوش نمیگذشت یا بهتر بگم ی بخش از خودم خالی میموند همون بخشی که باید بهش غذا بدم تغذیه کنمش و منو همیشه همراهی میکنه و باهم کلی دوستیم
واقعا این لحظات خیلی زیباس و مخصوصا با گوش کردن یک سری آهنگ ها مثل همین آهنگ ماه عسل فرزاد فرزین و یا آهنگگ های شجریان که آدمو بیشتر خوشحال میکنن و عرفانی تا غمگین و ناراحت
من به شخصه ناراحت نمیشم و موسیقی سنتی رو غمگین نمیدونم بلکه ی شور خاصی هم در من ایجاد میکنه و البته که پر از معنی و مفهومه که در شعرهای دیگه خیلی نمیشه پیداشون کرد و تنها ی کسی به نام معشوق بوده که زده له کرده و  رفته و همین... از نظر خیلیا شاید زندگی یعنی همین ولی نه زندگی زیباس 

من خیلی خیلی به خودم وابسته شدم واقعا نمیتونم از خودم دل بکنم و به خودم میرسم

میخوام ی آهنگ گوش بدم که نمیدونم چی بود ولی خیلی رو مخمه نه خود آهنگ یادمه و نه خانندش ولی میدونم کی گوشش دادم و خیلی به دلم نشسته

دارم دوباره کتابی رو میخونم که شورعش اینه:

"
در این جهان هیچ تعالی راستینی وجود ندارد که بتوان آن را از درست زیستن جدا کرد.
در مدتی بیش از 25 سال کار با افراد در کسب و کار و دانشگاه و مسایل زناشویی و خانواده، با اشخاص بسیاری تماس پیدا کرده ام که به موفقیت بیرونی قابل توجهی رسیده اند ، اما دریافته اند از درون تشنه اند و عمیقا به تجانس شخصی و روابط موثر و سالم با دیگران نیاز دارند.

"

همین متن تنها میتونه منو جذب کنه برای رسیدگی به خودم
وقت گذاشتن برای خودم و عشق ورزیدن به خودم
کسی که همیشه همراهم بوده و هست.




نوع مطلب : خوشالم، مشاوره، 
برچسب ها : ماه عسل، فرزاد فرزین، هفت عادت، 7habits، مشاوهر، خود، رشد شخصی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 30 اسفند 1395 :: I love you Too
سلام
این بار با تمام عقل و احساسم مینویسم

این چنتا مطلب امروزم خیلی مهمه برام و به همین خاطر در تمام موضوعات وبلاگم قرارشون میدم که هر وقت هر موضوعی رو باز میکنم یادم بیفته که چ گذشت من چی خواستم و چی باید بشه

سال تحویل شد و الان در برزخ تاریخ درحالی که سال جدید شروع شده، همچنان در سال 95 به سر میبریم .
قبل از این که وارد این سال دوست داشتنی و سال 96 بشیم، داشتم به گذشته و سال 95 فکر میکردم
سال 95 حقیقتش شروعش با یک سری اتفاقات خوب بود، من داشتم تلاش میکردم که دختری رو که مدت ها رابطم باهاش تموم شده بود رو فراموش کنم و خودمو آماده کنم برای زندگی رها برای زندگی سرشار از شادی ، که در اون زندگی نوع ارتباطات اون آدم ننتونه منو تحت تاثیر قرار بده
واسه همین با یک مشاور خیلی خوب مشکلمو درمیون گذاشتم و اون به من گفت که رابطه ای کهک داشتی اصلا معیار های یک رابطه رو نداشت و این رابطه باید درست بشه باید در اینده رابطه خوبی رو تجربه کنی و قطعا همینطور خواهد بود... اون به من گفت که چطور تو اینهمه مدت بدون دیدن ادامه دادی.. گفت من اصلا اون رو مناسب نمیدیدم و در نهایت گفت که تو باید بری سراغ خوودت... من عید خوبی داشتم عروسی و مسافرت درجه یک  و عالی...
من در ادامه سال تلاش کردم ه برم سراغ خودم و در این مسیر کتاب خوندم.. اولین کتابی که تو این سال خوندم کتاب دالان بهشت بسود که واقعا جذاب و یک رمان عاشقانه که به من خیلی چیز اموخت و در مورد دغدغه های دختر ها به من بیشتر چیز اموخت
در ادامه من اهدافمو دنبال کردم و معدل پاایین ترم قبلم رو جبران کردم خیلی هم خوب جبران کردم
و درادامه من تفریح کردم سفر کردم و این ور اونور رفتم چیزی که دنبالش بودم مدت ها
همچنین دنبال حرفه ای رفتم که دوسش داشتم.. عکاسی.. کلاس عکاسی رفتم و با دوربین دوستم کلی عکس خوب گرفتمم
در ادامه و بعد از تابستون زیاد خوب نبود همه چیز یکم یاد اون یار قدیمی و اون دختر میفتادم و از بیشتر ازین که دنبال کنم زندگی خودم رو ، اونو دنبال میکردم... خیلی سخته وقتی داری برای هدفت تلاش میکنی ببینی یکی که دوسش داشتب داره با ی سری از دوستاش که پسر هم توش هست تفریح میکنه و صادقانه بگم من از شادی اون ناراحت میشدم

الان تلویزیون داره اینجوری دعا میکنه که اگه ی عده هستن که خوشحالی همدیگیه رو نمیتونن ببینن ایشالا تو امسال خدا بهشون عشقی بده که بتونن این خوشحالی رو ببینن... بتونن شادی همدیگه رو ببینن برای همدیگه ارزوهای خوبی داشته باشیم و به هم عشق بورزیم و مهربان باشیم

این مدت دوباره من برگشته بودم به همون روزای بد.. به خاطر همین دوباره سراغ مشاورم رفتم و به من جلساتی رو معرفی کرد که دیدم میشه در غالب همون جلسات به اهدافم برسم و به خودم برسم.. ولی این مدت چیزی که منو اذیت میکرد این بود که من دنبال اهدافم نبودم... من یادم رفته بود که چیکار کنم من یادم رفته بود که باید درس بخونم کار کنم و دنبال اون هدفی که دنبالشم مثلا  زبان خوندن و مقاله دادن باشم و در پی سربازی رفتن باشم و پوا هم در بیارم چون من نیاز دارم که زندگی مستقل رو تجربه کنم... یعنی طبق اصول من باید دنبال مقاله دادن و زبان و کار باشم و در ادامه و اضافه کردن سربازی که حتما امسال اینا رو دنبال میکنم....

در ادامه بگم که بد بود واقعا همه چیز یکم تلاش کردم با تفریح کردن و نزدیک شدن به دوستام جبران کنم این فضا رو ولی هیچ چیز جای هدفمندی رو نمیگیره من هدف اصلی امسال من علاوه بر مطالبی که در ادامه ذکر میکنم رسیدگی به اهدافم و تلاش برای اون ها هست و از همین امروز شروع میکنم...

سال پایان خوبی داشت یعنی پایان خوبی براش ساختم چون من عضو گروهی شدم که بهم چیز یاد دادن و منو در رسیدن به اهدافم حتما کمک خواهند کرد و هر هفته جملات خیلی زیبایی از اونها میشنوم و میاموزم و حتما در این گروه کلی چیز یاد میگیرم...




نوع مطلب : خوشالم، جملات عاشقانه، شکرگزاری، شعر، به همدیگه چی بگیم، ذهنم درگیره، سبد لذت، دلم گرفته، مشاوره، داستان، عهد، خاطره، عقب افتاده، چالش، خلاصه، سال جدید، 
برچسب ها : هدف، آینده، شادی، دل خوش، تلاش، هفت عادت، 7habits،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 23 اسفند 1395 :: I love you Too
سلام

فردا صبخ بیدار میشم و درمورد امروز خوبم و درمورد فردای بهترم برنامه هام و تصمیماتم مینویسم

الان هیلی خوابم میاد




نوع مطلب : خوشالم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





مدیر وبلاگ : i love myself
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :