درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : i love myself
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
make it done




بعد ازین که در مورد چ گذشت صحبت کردم دلم میخواد با احساساتم بنویسم و با عقلم چردازش کنم که چرا من احساس خوبی ندارم با این که وقتی سالم رو بررسی میکنم پر از شادی بوده
اول بگم که حقیقت اینهکه زیباترین روزها برای من روزهایی هست که در اون ها پر از هدفم  و وقتی لا به لای تلاش برای اهدفم ، تفریح میکنم و به خودم جایزه میدم کلی حال میکنم


الان که اینجا نشستم و دارم صحبت میکنم ی جوزی به مهمونیو عید دیدنی خودم اومدم سال قبل رو مرور میکنم و احتمالا یک سری تصمیمات طلایی بگیرم برای آینده و سال جدید

درمورد یکی از مسایل اساسی میخوام صحبت کنم و اگه کسی هست که نظری داره حتما بهم بگهه: 
اینستاگرام
محیطی که در اون ادمها مختلف میان و احساسات خوب و بدشون رو با بقیه درمیون میذارن و از زندگی ها و تفریحاتشون عکس میذارن.. اگه بخوام بهتر بگم همیشه ی عده هستن که دارن تفریح میکنن.. همین الان اگه اینستاگرام رو باز کنم ی عده رفتن شیراز ی عده شمالن و از دریا عکس میذارن ی عده از کویر عکس میذارن ی عده از دریای حنوب ی عده هم از مکان های مذهبی مثل مشهد و قم...

خیلی سخته برای من وقتی دارم تلاش میکنم که به اهدافم برسم بیام شادی مردم رو ببینم چون شل میشم هوش میکنم و یادم میره که با چ شوق و ذوقی داشتم تلاش میکردم که تفریح کنم
بعضی وقتا حس میکنم که فقط تفریح میکنم که عکسشو شیر کنم و به بقیه نشونش بدم
بعضی وقتا دوس دارم با ی جمع که توش دختره برم بیرون و عکس بذارم که به اون دختری که دوسش دارم نشون بدم که اگه تو با پسرا میری بیرون منم نشستم فقط واسه تو غصه بخورم
بعضی وقتا حس میکنم که این دیدن تفریحات مردم حالم رو بد میکنه
چحوری بگم دیدن مکالمات اون کسی که دوسش دارم با ادم های دیگه و پسرهای دیگه حال منو بد میکنه
میدونی دقیقا حس میکنم که من در حاشیه هستم و کسی منو نمیبینه بعد اون در متن قرار داره و کلی دوست داره و باهاشون خوش میگذرونه و من تنهام و  هیچ کس و کاری ندارم و هیچ تفریحی هم نمیکنم، جس میکنم که اون کلس خوشبخته و رشتشو دوس داره و همش همم تفریح میکنه و اخرش هم موفق میشه ولی من نه من اینمدلی نیستم... دقیقا در همون لحظات از رشتم بدم میاد و میگم که  من همش دارم درس میخونم من تفریح نمیکنم بعد انگیزه هام کم میشه درسمو ول میکنم و تفریح میکنم و این تفریح هیچ لذتی توش نیست و فقط واسه اینکه به خودم بگم که تو هم داری تفریح میکنی میرم بیرون...
میدونی دارم چی میگم؟ من به موقع تفریح نمیکنم من به موقع کار نمیکنم و من سرد شدم
یکی از این دلایل دیدن اون شخص و یکی از دلایل دیدن تفریحات سایر افراد است... 
دنیای مجازی هدف های منو کمرنگ میکنه منو لا به لای اطلاعات زیاد گم میکنه الاعاتی که لزوما به در من نمیخوره...

همه ی این دلایلی که تا الان ذکر کردم درکنار حرف مشاورم باعث میشه که من دنیای مجازی رو کنار بذارم...
به من گفت فعلا دیسکانکت کن تا یکم جون بگیری

من هم میخوام شجاعانه دیسکانکت کنم و یکم جون بگیرم
البته بعد از خوندن نظرات آدم های مختلف در این مورد


سوال :
دنیای محازی فوایدش چیه؟ ترجیحا دارم درمورد اینستاگرام و فیس بوک صحبت میکنم.. چون فعلا دلیل خاصی نمیبینم که تلگرامم رو پاک کنم


خب تمام مطالبی که نوشته بودم پاک شد
خلاصه این که نوشته بودم که من روی تو هیچ کنترلی نداشتم توهرکار که من دوست نداشتم رو کردی من نتونستم هیچ کنترلی کنم تورو
این کار ها تنها حال منو بد میکرد 
یادته؟ تو از پایان نامه دوستای من خبر داشتی .. تو با پسرها بیرون رفتی.. تو برای پسرها منت نوشتی و دلداریشون داشتی.. یکی از دوستام عکس تورو گذاشت اسنتاگرامش و تگت کرد.. تو احتمالا گلی صحبت کردی با اونها در پی وی که من بی خبرم... تو تور رفتی اونم توری که احتمالا پر از اهنگه...تو خیلی کارها کردی کارهایی که من روی اونها هیچ کنترلی نداشتم و بودن و یا نبودن من در انجام اون کارها هیچ تاثیری نداشت و تنها دیدن اون کارها حال منو بد میکرد

دیدن کارهای ادمی که قراره از دایره دووستان من خارج بشود و به دایره اشنایان برود
ادمی که ممکنه دوسش داشته باشم ولی دیگه به هیچ وجه نمیتونه در زندگی من وجوود داشته باشه

من در پاسان اون منتی که پاک شد نوشته بودم که من یه دلیل این که هیچ کنترلی روت ندارم تورورها میکنم و من تمام چیزهای ی هکه روشوون کننترلی ندارم و حال منو بد میکنن رو رها خواهرم کرد من خیلی چیزها رو رها خواهم کرد

عمر و زندگی من خیلی بیش از اینها ارزشمند هستن
من در این مدت تلاش میکردم که تو رو عوض کنم کنترلکنم و به همین خاطر چکت میکردم کامنتات لایکات لییست فرندات ولی تو لایک میکردی کامنت میذاشتی و با تمام دوستای من هم فرند شدی 
من دست از تلاش برای تغییر و کنترل تو برمیدارم و شرط اولیه اون هم که چک کردنت بود رو برمیدارم من دیگه چکت نمیکنم
دنیای مجازی هم که در بالا توضیح دادم که چرا خوب نیست واهداف منو کمرنگ میکنه وانگیزه هامو  کم میکنه

ی جمله دیگه هم نوشته بودم
اونم اینکه مگه تنها دختری که تو فرندام هست تویی که من میترسم دوستام بیان پی وی تو؟ دوستام نمیرن پی وی بقیه؟ چرا پس نگران اونا نیستی؟ نگران نباش و رها کن


راستی
تصمیم قطعی من رها کردندنیای بیرون است و دنیایی که در اون هیچ تاثیری ندارم

برای شروع من تورو رها میکنم تویی که هیچ تاثیری روت ندارم وقرار هم نیست تاثیری داشته باشم
تو قرار هست که بروی در دایره آشنایان من حتی با اینکه دوست دارم و آدم خوبی هستی




نوع مطلب : به همدیگه چی بگیم، ذهنم درگیره، دلم گرفته، مشاوره، داستان، عهد، خاطره، چالش، سال جدید، 
برچسب ها : اینستاگرام، دنیای مجازی، هدف، تفریح، چشم روی هم چشمی،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 30 اسفند 1395 :: نویسنده : I love you Too
نظرات ()
سلام
این بار با تمام عقل و احساسم مینویسم

این چنتا مطلب امروزم خیلی مهمه برام و به همین خاطر در تمام موضوعات وبلاگم قرارشون میدم که هر وقت هر موضوعی رو باز میکنم یادم بیفته که چ گذشت من چی خواستم و چی باید بشه

سال تحویل شد و الان در برزخ تاریخ درحالی که سال جدید شروع شده، همچنان در سال 95 به سر میبریم .
قبل از این که وارد این سال دوست داشتنی و سال 96 بشیم، داشتم به گذشته و سال 95 فکر میکردم
سال 95 حقیقتش شروعش با یک سری اتفاقات خوب بود، من داشتم تلاش میکردم که دختری رو که مدت ها رابطم باهاش تموم شده بود رو فراموش کنم و خودمو آماده کنم برای زندگی رها برای زندگی سرشار از شادی ، که در اون زندگی نوع ارتباطات اون آدم ننتونه منو تحت تاثیر قرار بده
واسه همین با یک مشاور خیلی خوب مشکلمو درمیون گذاشتم و اون به من گفت که رابطه ای کهک داشتی اصلا معیار های یک رابطه رو نداشت و این رابطه باید درست بشه باید در اینده رابطه خوبی رو تجربه کنی و قطعا همینطور خواهد بود... اون به من گفت که چطور تو اینهمه مدت بدون دیدن ادامه دادی.. گفت من اصلا اون رو مناسب نمیدیدم و در نهایت گفت که تو باید بری سراغ خوودت... من عید خوبی داشتم عروسی و مسافرت درجه یک  و عالی...
من در ادامه سال تلاش کردم ه برم سراغ خودم و در این مسیر کتاب خوندم.. اولین کتابی که تو این سال خوندم کتاب دالان بهشت بسود که واقعا جذاب و یک رمان عاشقانه که به من خیلی چیز اموخت و در مورد دغدغه های دختر ها به من بیشتر چیز اموخت
در ادامه من اهدافمو دنبال کردم و معدل پاایین ترم قبلم رو جبران کردم خیلی هم خوب جبران کردم
و درادامه من تفریح کردم سفر کردم و این ور اونور رفتم چیزی که دنبالش بودم مدت ها
همچنین دنبال حرفه ای رفتم که دوسش داشتم.. عکاسی.. کلاس عکاسی رفتم و با دوربین دوستم کلی عکس خوب گرفتمم
در ادامه و بعد از تابستون زیاد خوب نبود همه چیز یکم یاد اون یار قدیمی و اون دختر میفتادم و از بیشتر ازین که دنبال کنم زندگی خودم رو ، اونو دنبال میکردم... خیلی سخته وقتی داری برای هدفت تلاش میکنی ببینی یکی که دوسش داشتب داره با ی سری از دوستاش که پسر هم توش هست تفریح میکنه و صادقانه بگم من از شادی اون ناراحت میشدم

الان تلویزیون داره اینجوری دعا میکنه که اگه ی عده هستن که خوشحالی همدیگیه رو نمیتونن ببینن ایشالا تو امسال خدا بهشون عشقی بده که بتونن این خوشحالی رو ببینن... بتونن شادی همدیگه رو ببینن برای همدیگه ارزوهای خوبی داشته باشیم و به هم عشق بورزیم و مهربان باشیم

این مدت دوباره من برگشته بودم به همون روزای بد.. به خاطر همین دوباره سراغ مشاورم رفتم و به من جلساتی رو معرفی کرد که دیدم میشه در غالب همون جلسات به اهدافم برسم و به خودم برسم.. ولی این مدت چیزی که منو اذیت میکرد این بود که من دنبال اهدافم نبودم... من یادم رفته بود که چیکار کنم من یادم رفته بود که باید درس بخونم کار کنم و دنبال اون هدفی که دنبالشم مثلا  زبان خوندن و مقاله دادن باشم و در پی سربازی رفتن باشم و پوا هم در بیارم چون من نیاز دارم که زندگی مستقل رو تجربه کنم... یعنی طبق اصول من باید دنبال مقاله دادن و زبان و کار باشم و در ادامه و اضافه کردن سربازی که حتما امسال اینا رو دنبال میکنم....

در ادامه بگم که بد بود واقعا همه چیز یکم تلاش کردم با تفریح کردن و نزدیک شدن به دوستام جبران کنم این فضا رو ولی هیچ چیز جای هدفمندی رو نمیگیره من هدف اصلی امسال من علاوه بر مطالبی که در ادامه ذکر میکنم رسیدگی به اهدافم و تلاش برای اون ها هست و از همین امروز شروع میکنم...

سال پایان خوبی داشت یعنی پایان خوبی براش ساختم چون من عضو گروهی شدم که بهم چیز یاد دادن و منو در رسیدن به اهدافم حتما کمک خواهند کرد و هر هفته جملات خیلی زیبایی از اونها میشنوم و میاموزم و حتما در این گروه کلی چیز یاد میگیرم...




نوع مطلب : خوشالم، جملات عاشقانه، شکرگزاری، شعر، به همدیگه چی بگیم، ذهنم درگیره، سبد لذت، دلم گرفته، مشاوره، داستان، عهد، خاطره، عقب افتاده، چالش، خلاصه، سال جدید، 
برچسب ها : هدف، آینده، شادی، دل خوش، تلاش، هفت عادت، 7habits،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 30 اسفند 1395 :: نویسنده : I love you Too
نظرات ()
امروز داشتم با یکی از دوستام صحبت میکردم

یادم اومد که یک روز فباد جان به من گفت که مکالماتت با دوستت چرا انقد بی محتواس
چرا انقد رابطتت توش حرف نبود
میگفت تو به اون قسمت هایی تاکید داری که تقریبا هیچ بخشی از رابطه رو تشکیل نمیده

تو اگه میخواستی در مورد چمیدونم اپلای کردن صحبت کنی خیلی محتوا بیشتر داشتی

یا مثلا میگفت تو اگه داشتی درمورد  علمت صحبت میکردی خیلی بیشتر محتوا داشتی که میدادی و میگرفتی

میگفت مکالماتتون باید محتوا داشته باشه

من توصیه میکنم به شما ها که این موضوع رو جدی بگیرید
صحبت هاتون هدف داشته باشه اطلاعت کسب کنید محبت بدید محبت بگیرید محتوا تولید کنید

نه اینکه اگه فردا خودت از خودت بپرسی چی گفتیم ما به هم به خودت بگی هیچی

کاش یکم برای صحبت هامون وقت بذاریم مثلا من میرم پیش فلانی درمورد این چیز ها صحبت کنم حالا اگه چیز دیگه گفتیم عیب نداره ولی خب محتوا داشته باشه

نه اینکه کل مکالمه از من اصرار و از تو انکار باشه و یا برعکس

خیلی پیچیده شد

خلاصه :
برای خودتون وقت بذارید




نوع مطلب : به همدیگه چی بگیم، مشاوره، 
برچسب ها : اشتباه، گذشته، رابطه، محتوا، محتوی،
لینک های مرتبط :


جمعه 20 اسفند 1395 :: نویسنده : I love you Too
نظرات ()

تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم

تو را به خاطر عطر نان گرم

برای برفی که آب می شود دوست می دارم

تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم

تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم

برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت

لبخندی که محو شد و هیچ گاه نشکفت دوست می دارم

تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم

برای پشت کردن به آرزوهای محال

به خاطر نابودی توهم و خیال دوست می دارم

تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

تو را به خاطربوی لاله های وحشی

به خاطر گونه ی زرین آفتاب گردان

برای بنفشیِ بنفشه ها دوست می دارم

تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم

تو را به جای همه کسانی که ندیده ام دوست می دارم

تورا برای لبخند تلخ لحظه ها

پرواز شیرین خاطره ها دوست می دارم

تورا به اندازه ی همه ی کسانی که نخواهم دید دوست می دارم

اندازه قطرات باران ، اندازه ی ستاره های آسمان دوست می دارم

تو را به اندازه خودت ، اندازه آن قلب پاکت دوست می دارم

تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

تو را به جای همه ی کسانی که نمی شناخته ام ... دوست می دارم

تو را به جای همه ی روزگارانی که نمی زیسته ام ... دوست می دارم

برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب می شود و برای نخستین گناه

تو را به خاطر دوست داشتن ... دوست می دارم

تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی دارم ... دوست می دارم ...

" پل الووار ، ترجمه احمد شاملو "




نوع مطلب : جملات عاشقانه، به همدیگه چی بگیم، شعر، 
برچسب ها : عشق، محبت، دوستی،
لینک های مرتبط :


جمعه 20 اسفند 1395 :: نویسنده : I love you Too
نظرات ()
من تا الان تورو در زباله دونی ذهنم نگه داشتم
مثل اون سیخ زنگ زده ته انباری که همیشه نگهش داشتیم نکنه یک روز لازم بشه...

یک روز باید از شرش خلاص بشویم و بندازیمش دور... 

اینجا یک اتفاق جالب میفته
اونم اینه که دقیقا دو ساعت بعد از دور انداختن اون سیخی که 15 سال بهش احتیاج پیدا نکردی بهش اجتیاج پیدا میکنی و خودتو لعنت میکین
میدونی داستان چیه؟ کائانت دارن تورو آزماییش میکنن دارن تورو امتحان میکنن ببینن رها شدی کامل یا نه هنوز وابسته ای...

من هم تورو از انباری ذهنم بیرون میذارم
میبخشمت
بدون انتظار

من مسوول زندگی خوددمم
من 18 آذر امسال به خودم قول دادم که دیگه گریه ذزاری نکنم یعنی گریه زاری که تو ببینی و فکر کنی خبریه... و من اینکار رو کردم من دیگر از تو برای هیچکس نگفتم حتی برای خودت

من 8 اسفند 95 یعنی امروز تورو بخشیدم و بیرون گذاشتمت ... بی انتظار ... بیدون نیاز بدون هیچ فکر و کینه و ناراحتی ای... هر اتفاقی هم افتاده من مسوول اون هستم و تو هیچ مسوولیتی ندازی اگه یکوقت فکر میکنی داری من تورو بخشیدم...

من آماده ام کائنات... بیا و من رو امتحان کن..
آمادگی هرچیزی رو دارم
دیدنش
دوست شدن با دوست صمیمی ام
پی ام دادنش
عکس گذاشتن با پسری دیگر
و حتی اعلام بودن یکی دیگه در زندگیش
کامنت گذاشتن خودش برای دوستام و یا دوستام برای اون

و کلا چیزهایی که یک روز منو اذیت میکردن و همین الان هم که دارم مینویسم قولی نمیدم که اذیت نمیشم ولی من تورو میبحشم و هرکازی بکنی به خودت مربوطه و برات آرزوی خوشبختی میکنم

امروز حتما با مشاورم در مورد این موضوع صحیت میکنم 




نوع مطلب : شعر، به همدیگه چی بگیم، ذهنم درگیره، سبد لذت، دلم گرفته، مشاوره، داستان، عهد، خاطره، عقب افتاده، چالش، خلاصه، رونوشت تعهد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 8 اسفند 1395 :: نویسنده : i love myself
نظرات ()
از خودم عاجزانه میخوام که همه رو دوست داشته باشم به همه محبت کنم، همه خوبن مگر اینکه خلافش ثابت بشه. آخه فطرت و ذات همه پاکه… باازم خواهش دارم، خواهش میکنم وقتی یکی صحبت میکنه با نیت فهمیدن به حرفهاش گوش بده نه با نیت جواب دادن…ازت خواهش میکنم حواست به مکالمات مردم باشه



نوع مطلب : چالش، دلم گرفته، به همدیگه چی بگیم، 
برچسب ها : خوبی، مهربانی، خواهش،
لینک های مرتبط :


جمعه 22 بهمن 1395 :: نویسنده : I love you Too
نظرات ()
پست حواست به مصرفت و دخل و خرجت باشه رو خوندید؟


موقع خداحافظی صد بار به هم میگفتن سلامت باشید و جمله ی "خب اگه اجازه بدید ما رفع زحمت کنیم" 
هزار بار و نان استاپ هم تشکر کردن که زحمت دادیم دستتون درد نکنه واقعا خوش گذشت خیلی ممنون و جواب تمام صحبت های طرف مقابل سلامت باشید بود


دور هم که جمع شده بودن یکم در مورد مسابقه گفتن و بقیش سکوت کرده بودن هیچی نمیگفتن تقریبا




نوع مطلب : به همدیگه چی بگیم، 
برچسب ها : خانه ما، مسابقه، افق، شبکه افق،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 19 بهمن 1395 :: نویسنده : i love myself
نظرات ()


( کل صفحات : 2 )    1   2