درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : i love myself
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
make it done





ساعت 9 شب روز شنبه 4 اردیبهشت

دیروز یک اتفاق خوب بود، خیلی شک داشتم که برم یا نرم ولی تبدیل شد به یکی از روزای خوب زندگیم. آشنا شدن با آدم هایی که هرکدوم فارغ از اینکه تو کی هستی و چرا اونجایی و هرچی دوست داشتن صحبت کنن ، آشنا بشن و دوست جدید پیدا کنن ....میشد اینجور فکر کنی که دوست داشتن خوش بگدرونن هرجور که شده....

ی گروه عکس میگرفتن و با هدف هم آشنا بودن و هنراشون رو رو میکردن دوربینای خوبی همراهشون بود و البته ی سری لنز که نمیدونم اسمش چیه ولی واید بود رو آیفون زده بودن.... فیلم هایی با سرعت بالا بین جمعیت که خیلی باحال شده بود بچه ها گذاشته بودن تو صفحه های مجازی!

ی گروه که خوش تیپ بودن یا هرچی بودن متفاوت بودن ... ی گروه رنگی با دید رنگی با لذت بردن از زندگی... ی گروه که شاید نشه بعدا دوباره ببینمشون ولی با یک هدف مشخص شاید دوباره جمع بشن هرکدوم رشته ای متفاوت داشتن و گروهی کار متفاوت .. بیزینس و مارکتینگ کاریه که خیلیا اینروزا درگیرشن....

اینکه آدم های زیادی باشن تو گروه دوستانت یا آشنایانت خیلی خوبه خیلی خوبه ولی این که کی اجازه پیدا میکنه بیاد تو گروه های بالاتر خیلی باید طرف خوش شانس باشه رقابتشون سخته :دی

خنده در هر شرایط...  احترام به همه..  خاکی بودن... همه آدم ها تو هر شرایطی محترمن...

قضاوت ممنوع


جملات دوستان
  • چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بد است چو بر صحیفه ی هستی رقم نخواهد ماند
  • خوشبین باشیم -   بخندیم  -   صاف و ساده باشیم    -   با امید، فقط جلو بریم






نوع مطلب :
برچسب ها : دوستی_جدی، بخند،
لینک های مرتبط :


شنبه 4 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : i love myself
نظرات ()


به نام آن کس که زمانی که همه رهایم میکنند به یادش میبفتم

پنجشنبه دوم اردیبهشت روز پدر بود

ی مدتی بود که زنگ نمیزدم و فقط زنگ میزدم به مامانم اونم همینطور زنگ نمیزد... از عید شروع شده بود سر ی وضوعی که خوشش نمیومد من به حرفش عمل نکردم یعنی عملی نبود ولی من کار خودمو کردم که خوشش نیومد... تو این مدت هیچ بی احترامی از جانب من سر نزد و تنها این بود که چیزی نگفتم حتی خداحافظی و سلامم هم بود....

روز پدر که داشت نزدیک میشد همش تو این فکر بودم که دقیقا چه اتفاقی میفته؟ فرض کن که خودت دری و پسرت مدت ها بهت زنگ نزنه وو باهاتت صحبت نکنه تو چیکار میکنی؟ مطمینا کلی دلخوری و طبیعتا تصورت اینه که خودت عالم مطلقی و بچه ها نمیفهمن... من زنگ زدم و روز پدر تبریک گفتم و این نه معنای کوچک شدن دشات و ن معنای پا روی غرور گذاشتن... زندگی و دنیا انقدر کوچیکه که این زمان ها و این کارها ارزش انجام ندادنشو ندارن ...چند روز بعد تو میمونی و خاطرات همین روزها و همین کارها....شاید تو چند روز بعد خیلی از عزیزان کنارت نباشن و اونموقع تو میمونی و حسرت(اگه اینکارارو انجام ندی)....

زندگی انقدر بی وفاس انقدر کوچیکه انقدر آدم های دورو برمون نامردن که مطمین باش تو سخت ترین شرایط و شرایططی که واقعا به دور و بریات نیاز داری تنها خونوادت هستن که واست میمونن و این جمع کوچیک تنها سرمایه تو هیتن از این دنیا و بقیه انسان ها تنها شوخی هستن که میان و میرن و برای سرگرم کردن خودشون کمی تو رور هم تو بازی زندگیشون بازی میدن... این دید نسبت به آدم های دورو برمون درست نیست ولی اینن حقیقت تلخ ترین حقیقتیه که تا حالا بهش دست یافتم....همونطور که خیلیا فقط مارو بازی دادن...چون زندگی براشون بازی بود و همه چی براشون خنده بود حتی زندگی و اشک و تنهایی یک آدم دیگه....

سرمایه زندگی من عزیزان من مطمین باشید من قدر دان زحمات شما خواهم بود... این تعهد غیر رسمی خودم به خودم هست با مهر و امضا... مگه چقدر عمر میکنیم مگه اصلا چه ارزشی داره زندگی مگه چند سال عمر میکنیم مگه مگه مگه....

مگه کی منو بزرگ کرده مگه کی شبایی که نیاز داشتم بهشون بیدار موندن بالا سرم مگه چی از خودش زده واسه دل من واسه رشد من واسه زندگی من... تو کل عمرت کیو جز اینا پیدا میکنی....

نکته مهم اینه که عمر کوتاهه خدا خطاب به پدر و مادرها گفته که دمتون گرم حال دادید ولی فرزندان وسیله هستن....اونا رو واسه آزمایش شما آوردیم و تنها خدا هست که میمونه و آخرت اونا رو هم ازتون میگیریم و فقط تو هستی و عمل صالحت....

نکته اینه که  حواست باشه عمر کوتاس این دنیا قدر کسایی که قدر تورو میدونن بدون و البته تنها تویی و تو و خدا...

پدر من ای کسی که بیش از همه چیز و کس حواست به رشد و پیشرفت و بالندگی و آینده من هست ای کسی که همیشه تمام تخبارها رو با جهت آینده بچه هات میبینی و ای کسی که عینکی که زندی جوری دنیا رو میبینه که فقط توش بچه هات هستن و مبدا و مقصد اونا هستن و بچه ا خیلی کم درک میکنن.... بدون که درک میکنیم و حواسمون بهت هست فقط متاسفانه مغرووریم...دوست دارم امیدوارم بدونی که خیلی خیلی دوست دارم و میدونم که دوسم داری....





نوع مطلب :
برچسب ها : پدر، غرور،
لینک های مرتبط :


جمعه 3 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : i love myself
نظرات ()


ی مدتی هست که یک سری اتفاق های ناخوشایند تکراری تو زندگی داره واسم میفته...

دیروز داشتم به این فکر میکردم که استاد سر کلاس(نصیح میرکد) داره راست میگه چرا به زندگی رنگی نگاه نمیکنم
واقعا تمام آدم های بزرگ ی ویژگی مشترک داشتند اونم این بوده که به زندگی با دید مثبت نگاه میکردند درون آدم ها بیرون رو میساره و این ثابت شده حتی تو علم پزشکی الان یک شاخه هست به نام نمیدونم چی چی که مال هندیاس میگن تمرکز کن ی چیزی تو هووا هستن علاوه بر اکسیژن و .. به نام حیات تمرکز کن رو دردت و نفس عمیق بکش اون میاد و درمانت میکنه خلی از سرطان ها رو اینجوری درمان کردن جدیدا هم مجوز گرفتن علمی کار میکنن ... راست و دروغش مهم نیست مهم اینه که محدوده اون علم رو بشناسی و ازش استفاده کنی پس درون ما بیرون رو میسازه خیلی جاها ثابت شده و حداقل اون فکر و دید ما حال ما رو تشکیل میده دنیا رو تبدیل به جایی میکنه برای زندگی....

پس به زندگی رنگی نگاه میکنیم همه چیو رنگی میبینیم و برای همه طلب خیر میکنیم...

نکته دوم مورد اهمیت در فضای بحث با استاد این لود که مذهب تولید نکنیم هرچیزی ی جایی خوبه و کااربردیه... کافیه محدوده کاربرد ون چیز رو متوج بشیم و ازش استفاده کنیم.. مثل پزشکی که میاد برای سرماخوردگی ام آر آی مینویسه! درسته که اون دقیق تره ولی مسخرس هیچ پزشکی همچین کاری نمیکنه چون اصلا لازم نیست الان ازش استفاده کنیم ولی این دلیل نمیشه که آم آر آی بده... تو رشته های ما هم همینه ما باید همه چیو یاد بگیریم و هنر مهندس اینه که تو زمان مناسب از روش مناسب استفاده کنه...

نکته جالب در بحث فوق اهمیت ابحث شخصیت هست .. واقعا تا درون آدم و انسان ها خرابه مذهب چیه واقعا میاد روش...راست میگفت استاد . میگفت بد ترین کارها رو آدم های مذهبی انجام میدن وو اگه یکی آدم باشه واقعا درونش درست شده باشه میتونه واقعا کارهای اونا رو درک کنه؟ فقط مذهبیا میتونن این کارا رو بکنن... نتیجه اینکه سنگاتو با خودت وا بکن اون موقع هیت که همه چی درست میشه آدم خوبی که باشی درونت که آدم باشه هر مذهبی رو روش بذاری قشنگ میشه.. هر مذهبی...

تمام مذاهب هم همون ده توصیه لقمان هست دیگه

1ـ توحید

2-احترام گذاشتن به پدر و مادر

3ـ معاد

4 ـ نماز

5ـ امر به معروف و نهی از منكر

6- صبر و استقامت

7 ـ تواضع

8ـ دوری از خود خواهی

9ـ اعتدال در رفتار

10ـ اعتدال در صدا و سخن گفتن

تو زندگیت اتفاق های بدی افتادن و میفتن

اصل بقای مشکلات

تو چجور ازش میتونی سود بگیری از اتفاق های بد ، درس بگیری ، عوض بشی ، تکرارش نکنی ، با اتفاق های بد زندگیت بخندی ، ازشون تنظ درست کنی که هرکی میشنوه بخنده ، زندگیتو جلو ببری رشد کنی پیشرفت کنی ، تو انتخاب دوست دقت کنی چون تجربه کسب کردی همون آدم قبلی نیتی رشد کردی... کمترین چیزش آدم بودنه اینکه تو هر شرایط پا رو یآرمان ها نذاری تو دوستیات دنیای مجازی رو رها کنی دنیایی که چیزی توش نیست واقعا.. فکر و بذاری کنار دنبال واثعیت باشی.. تو همه زمینه ها... از کسی ناراحتی با فکر پرورشش ندی زنگ بزنی بهش بگی یا به خودش بگی... از کسی خوشحالی همینطور با دوستت بری بیرون.. روابط اجتماعی دوست پیدا کردن...مجازی بودن خیلی بده تنها چیزی که خسته میشه فکره و به خودت میای میبینی آدم ها دورو برت مشابه تو فکر نمیکنن و تنهایی و باید از همون اول تو واقعیت زندگی میکردی نه توفکر... قبول کردنواقعیت و مشکلات و تلاش برای حلشون و بپذیزی که مسوولی در قبال خودت...

پس تو هر مشکلی سعی کن بزرگ بشی ادم متفاوتی بشی بعد حل مشکل آدمی که بلده چجور برخورد کنه با اون قضیه تجربه داره و زندگیشو میکنه و آرمانهاش هیچوقت فراموش نشدن...

شاد باش شاد زندگی کن و تو هر شرایطی بخند و از تلخ ترین وقایع زندگیت جوک بساز تا بخندی...

پیشرفت کن تجربه کن و جلو برو هر ثانیه درجا نزن....

تو زندگی کارهایی رو انجام بده که دوست داری انجام بدی تجربه کسب کن و جلو برو ... تفریح کنار کار و بارت باشه اون تفریح و  ورزشی که دوست داری...

آدم ها که میان و میرن همه وسیله آزمایش تو هستن تو میمونی و خطا و آزمایش و مرگ و روح و کار درست و خنده و تجربه و خاطرات و خانواده و انتها مرگ و از بین رفتن همه اینها و باقی موندن آرمان ها و خنده ها و حق انفس و پرسش که چه کردی تو این زمانی که بهت داده شد؟ غصه خوردی؟ واسه کسی یا چیزی که فقط یک آزمایش بود تو زندگیت واسه اینکه تجربه کسب کنیو سنجیده بشه که چقد آرمان هات محکمن یا اینکه اصلا آرمان داری یا نه یا ممکنه خیلی راحت فروبپاشی... و سوال بعد مرگت که به چه علت باید از تو یاد کنند؟ دوست داری بعد مرگت مردم رموردت چی بگن؟ و دوست داری در پنجاه سالگی و در پیر در چ جایگاه اجتماعی و فردی قرار داشته باشی و به فرزندان و نوادگانت چ توصیه هایی بکنی؟

تو روابط چی؟ چه دلیل داره که یک نفر رابطه اش با تو رو ادامه بده؟ چه دلیل داره یک نفر تو رو به عنوان دوست خودش انتخاب کنه یا اینکه مشکلی براش پیش میاد به تو زنگ بزنه مشورت کنه و یا... ارزش افزوده تو توی روابط چیه؟

چقد تو اجتماع هستی دوست های متفاوتی داری؟





نوع مطلب :
برچسب ها : ممنوعیات،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 2 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : i love myself
نظرات ()

وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ یَعِظُهُ یَا بُنَیَّ لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ 
﴿۱۳﴾
و [یاد كن] هنگامى را كه لقمان به پسر خویش در حالى كه وى او را اندرز مى‏داد گفت اى پسرك من به خدا شرك میاور كه به راستى شرك ستمى بزرگ است (۱۳)
وَوَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِی عَامَیْنِ أَنِ اشْكُرْ لِی وَلِوَالِدَیْكَ إِلَیَّ الْمَصِیرُ ﴿۱۴﴾
و انسان را در باره پدر و مادرش سفارش كردیم مادرش به او باردار شد سستى بر روى سستى و از شیر باز گرفتنش در دو سال است [آرى به او سفارش كردیم] كه شكرگزار من و پدر و مادرت باش كه بازگشت [همه] به سوى من است (۱۴)
وَإِن جَاهَدَاكَ عَلى أَن تُشْرِكَ بِی مَا لَیْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیَا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِیلَ مَنْ أَنَابَ إِلَیَّ ثُمَّ إِلَیَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿۱۵﴾
و اگر تو را وادارند تا در باره چیزى كه تو را بدان دانشى نیست به من شرك ورزى از آنان فرمان مبر و[لى] در دنیا به خوبى با آنان معاشرت كن و راه كسى را پیروى كن كه توبه‏كنان به سوى من بازمى‏گردد و [سرانجام] بازگشت‏شما به سوى من است و از [حقیقت] آنچه انجام مى‏دادید شما را با خبر خواهم كرد (۱۵)یَا بُنَیَّ إِنَّهَا إِن تَكُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ فَتَكُن فِی صَخْرَةٍ أَوْ فِی السَّمَاوَاتِ أَوْ فِی الْأَرْضِ یَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِیفٌ خَبِیرٌ ﴿۱۶﴾
اى پسرك من اگر [عمل تو] هموزن دانه خردلى و در تخته‏سنگى یا در آسمانها یا در زمین باشد خدا آن را مى‏آورد كه خدا بس دقیق و آگاه است (۱۶)
یَا بُنَیَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنكَرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَكَ إِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ ﴿۱۷﴾
اى پسرك من نماز را برپا دار و به كار پسندیده وادار و از كار ناپسند باز دار و بر آسیبى كه بر تو وارد آمده است‏شكیبا باش این [حاكى] از عزم [و اراده تو در] امور است (۱۷)
وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ﴿۱۸﴾
و از مردم [به نخوت] رخ برمتاب و در زمین خرامان راه مرو كه خدا خودپسند لافزن را دوست نمى‏دارد (۱۸)
وَاقْصِدْ فِی مَشْیِكَ وَاغْضُضْ مِن صَوْتِكَ إِنَّ أَنكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِیرِ ﴿۱۹﴾

و در راه‏رفتن خود میانه‏رو باش و صدایت را آهسته‏ساز كه بدترین آوازها بانگ خران است (۱۹)

 





نوع مطلب :
برچسب ها : خدا،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 2 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : i love myself
نظرات ()


( کل صفحات : 2 )    1   2   
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات