make it done
جمعه 15 بهمن 1395 :: I love you Too
سلام
شبتون خوش یا هروقت که این پست رو میخونید همون موقعتون خوش


تا حالا شده رو حرف کسی حساب باز بکنید و بعد یا اون پشیمون بشه (نامردی بکنه) و یا اون مجبور بشه که پشیمون بشه (روزگار مجبورش بکنه)... و تنها کسی که ضرر کرده باشه شما باشید... یعنی عمر و زمانتون رو وقف چیزی کردید که فایده ای داره

اگه شده برام بگیدش نیاز دارم ببینم چه کردید... مرسی


الان یعنی دقیقا همین الان،  یکم حالم بد شد...
حس کردم آدم مفیدی نیستم...

به نظرتون باید تا کجا پیش رفت؟ کی بالاخره باید یک تصمیم قطعی برای آینده گرفت و تغییرش نداد؟ چرا هر چند ماه و یا چند سال نظرات درمورد اینده عوض میشه؟

من الان تو شرایطی هستم که اهدافم برای آینده ام گم شده...

الان که دارم کتاب مرگ فروشنده رو میخونم و مطالبی که به صورت مشابه در فوتبال دیدم... نظام سرمایه داری... دلم گرفت.. دلم برای آنهایی گرفت که در صبح شیرین برفی من عزایشان شروع میشد چرا که پدر دیشب در سرما یخ زده و دیگر نفس نمیکشد..
من اگه پول نمیداشتم و اگه میداشتم زندگی ام فرق کاملا باهم میکرد... چرا زندگی یک عده ای وابسته به پول است .

من قسمت زیادی از تصمیمات اساسی زندگی ام مربوط به تصمیمات دیگران است، ...  من اگر روی حرفشان حساب باز کنم و آنها نظرشان عوض شود من بدجور زمین میخورم... نمیدونم اعتماد کنم یا نه... اینجا ته خطه باید تصمیم بگیرم..

باید بیشتر بهش فکر کنم
سخته منتظره نظر یکی دیگه باشی... نظری که ممکنه با توجه به شرایط اون طرف هر لحظه فرق بکنه....
 
هنوز بزرگ نشدم... شاید باید عمیق تر متوجه بشم که نباید روی حرف هیچکس حساب نکنم و فقط باید خودم پیش برم...

دوست دارم بیشتر در مردش فکر کنم ولی نیاز به منابع دارم ...
منبع یعنی فکر کردن به ارزش ها
یعنی فکر کردن به اهداف
یعنی فکر کردن به درصد موفقیت 
میخوام راهیو انتخاب کنم که در صورت شکست باز هم چیزی رو از دست نداده باشم
یکم سخته


نظر شما چیه... از تجربیاتتون بگید شاید دری باز بشه نوری بیاد چشام بتونه ببینه

راستی الان حالم بده ولی دلیلش تو نیستی ... بهت فکر میکنم راستشو بخوای... هنوز هر روز دنبالتم در مکان های مختلف... 
ولی صادقانه بگم حضور تو تنها دردی به دردهایم در حال حاضر اضافه میکند نمیخواهم میزان مجهولات این معادله رو بیشتر بکنم به همین خاطر حضور تورو کاملا حذف کردم از معادلات.. لطفا نیا چون اگه بیای دست و پام شل میشه... کاش خودت برای همیشه از زندگی من و دوستانم بیرون میرفتی.. من نمیخوام با کس دیگه ای ببینمت.. دوست بودن معمولی تو با دوستان من زمانی که من نیستم منو آزار میده لهم میکنه... وقتی با دوستام صحبت میکنم بهم حس حماقت رو منتقل میکنه.. منو گوشه گیر میکنه من میرم کنار از دوستانم دست میکشم چون تو هستی اونجا و من تنها و تنهاتر میشم...
من خیلیا رو به خاطر تو از دست دادم...
نه نه نه این حرفها درست نیست دارم خودمو توجیه میکنم و تقصیرها رو به گردن تو میندازم... نه اینمدلی نیست.. تو خوبی تو داری زندگی خودتو میکنی منو هم حتی یادت نمیاد... مطمئنا اگه من در دنیای مجازی از خودم اثری نذارم تو بعد یک مدت منو از یادت میبری...خیلی اونروز نزدیکه که ببینمت با یکی دیگه در دنیای محازی.. در حقیقت که من اونقدر گوشه گیر شدم که هیچ جا امکان نداره ببینمت چون من هیچ جا نیستم... تو هستی ولی همه جا هم در واقعیت هم در محازیت و من نیستم هیچ جا نه در واقعیت و نه در دنیای محازی...

راستی میخواستم برات بنویسم که در دل گرفته من جا نداری و من ازین بابت خوشحالم ولی دیدم که دست به بقچه قدیمی دردهام که میزنم سر باز میکنه و همه چیز شروع میکنع به بیرون ریختن ... الانم دوباره فقط سرشو بستم انداختمش کنار  و نشد که مرتب بذارمش یک گوشه...چون ازین فکرها خسته شدم







نوع مطلب : ذهنم درگیره، دلم گرفته، 
برچسب ها : اگه اومد، نیا، برو، ضعف، حالم بده، غمگین،
لینک های مرتبط :
جمعه 15 بهمن 1395 :: I love you Too
بازم سلام
کلا از بازم سلام خوشم میاد و پست هام رو کوتاه و  زیاد میکنم!

شما وقتی دورهم جمع میشید به هم چی میگید

مثلا درمورد حادثه پلاسکو، آب و هوا برف و مرگ و میرها و سیاست صحبت میکنید؟ 
آره این میشه یک موضوع مثلا درمورد خوادث روز صحبت کردن .. تلگرام باعث میشه که همه اینچیزا رو بدونن و وقتی دور هم جمع میشیم خبرهایی که این مدت در تلگرام و اینستاگرام و توییتر دنبال کردیم رو بخونیم با هم و به صورت حضوری شیر کنیم.. البته این در بهترین حالت است. یعنی حالتی که هیچ کس سرش توی مهمونی توی گوشیش نیست و همه به هم احترام میذارن و  دارن باهم صحبت میکنن تا از همدیگه خبر داشته باشن


صحبت دوم صحبت از روزهایی هست که از هم خبر نداشتید
مثلا میگید مامانم اینو گفت دوست پسر فلانی اینجوری بود فلانی اومد شد دوست دهتر فلانی ... البته اینا غیبتن با فرض اینکه ماها غیبت نمیکنیم احتمالا موضوعات این دسته میشن اتفاقات و خاطراتی که در چند روز گذشته برای من اتفاق افتاد...

موضوع دیگه ای هم هست که کسی صحبت کنه؟
مثلا بشینید در مورد یک موضوع بحث کنید
یک سوال اصلا بححث کردن بلدیم؟ بشینیم درمورد یک هدف دورهم و رشد کنیم.. مثلا کتاب خوانی
مثلا بحث های روانشناسی
مثلا به هم آموزش بدیم.. چجوری بگم تو رشته هاتون قطعا یک مباحثی هست که شما بلدین و بقیه بلد نیستن.. تو گروهی عضو هستید که بشینید و چیزهایی که بلدید رو به هم آموزش بدید؟... معمولا اینمدلیه که ما هروقت سوالی برامون پیش میاد میریم و از هم میپرسیم اما ممن دارم دنبال بهانه های دور هم جمع شدن میگردم و چقد داشتن همچی  گروهههایی جذابع

موضوع دیگه شاید ورزشه
که مارو کنارهمدیگه حذب میکنه و باعث میشه ما خوش بگذرونیم و قاعدتا درمورد چیز دیگه ای صحبت نمیکنیم و درمورد همون ورزشی که داریم صحبت میکنیم شیوه درست بازی کردن و ازینجور چیزا ...

این حرف و این پست باعث شد من به ذهنم برسه که ببینم و دقت کنم که آدم های مختلف وقتی به هم میرسن در چه موردی باهم صحبت میکنن و چحوری باهم خوش میگذرونن

چحوری بگم هدف این موضوع اینه که اگه من یک آدم جدید دیدم و هیچ ایده ای در این مورد ندارم که اون از سیاست خوشش میاد یا آب و هوا.. خسته شده از حرف درمورد درس و مشق و سیاست یا نه... و با هم دیگه حاطره ای هم نداریم که برای همدیکه تعریف کنیم کسی رو هم نمیشناسیم که درموردش غیبت کنیم..
کلا با یک آدم حدید در چه موردی میشه صحبت کرد

قاعدتا به این ربط پیدا میکنه که اون آدم کیه
مثلا یک دختر تو خیابون که قراره مخشو بزنیم :)) چرا این مثال به ذهنم رسید من اصلا هیچوقت اینکارو نکردم.. هروفت که بهش فک میکنم چندشم میشه ولی خب کار جالبیه من حتی بلد نیستمش :دی
یا مثلا با استادت میخوای بری بیرون باید به هم چی بگید تو مسیر...
یا مثلا با رییست رو بیرون میبینی و در حد چند جمله باید به هم بگید ... چی بگید بهتره؟
یا مثلا...

مثال زیاده کم کم باید برم توش و حا داره برای بحث

کمک کنید
مرسی





نوع مطلب : به همدیگه چی بگیم، 
برچسب ها : موضوع، صحبت کردن، بحث، دورهمی، قرار، مخ زدن،
لینک های مرتبط :
جمعه 15 بهمن 1395 :: I love you Too
سلام
حالتون چطوره؟
عالی؟ حال من چطوره؟ اونم عالی؟

هنوز هیچکس جواب سوالم رو درمورد یک مرد و یا یک انسان جذاب نداده.. و من همچنان اصرار برای شنیدن نظرات گران بهایی دارم که انسان های مختلف در سر میپرورانند.

یکم بیرون رفتم.. خیلی سرد بود

این روزها معنی دوست را بیش از روزهای قبل حس میکنم
من دوست ندارم تنها باشم

کاش هیچکس هیچوقت تنها نباشه

هرکسی تو زندگیتون اومد ودلش خواست شما رو تنها کنه و فقط مال اون باشید بزنید نصفش کنید

ی مدت زنگ میزدم به دوستام
ی مدت تو تلگرام حالشونو میپرسیدم
ی مدت اس ام اس
ی مدت ولی کم اومد تلگرام
چحوری بگم... اصلا نیومدم... مدت حدود دو ماه

ولی تنها دوتا از دوستام حال منو پرسیدن وخانوادم گفتن چرا نیومدی تلگرام
خیلی اونموقع فهمیدم تنهام و به خودم نگاه کردم و دیدم که من خودم حال بقیه رو نمیپرسم و چرا انتظار بیجا دارم از بقیه
شروع کردم احولا عزیزان و ناعزیزان رو  پرسیدن

اما چیزی عوض نشد... به احال پرسی نیست  به دله...
من نمیخوام تنها باشم

به نظرتون چ کنم؟
اگه دوس دارید میتونیم خصوصی صحبت کنیم ... تیک خصوصی رو بزنید که خصوصی بشه

مرسی




نوع مطلب : ذهنم درگیره، 
برچسب ها : سووال، سوال، پاسخ، دوست، هم دم، همدم، تنهایی،
لینک های مرتبط :
جمعه 15 بهمن 1395 :: i love myself
ی موضوع دیگه هم بگم و  شما رو دعوت کنم به خوندن ادامه پست ها 

قرار هست که از امروز روزی یک صفحه از مطالب پیشین رو بخونم و خلاصه و برداشت های الانم رو از من قبلی بنویسم و رشد کنم

یادت نره




نوع مطلب : عقب افتاده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 15 بهمن 1395 :: i love myself
اجازه میخوام ازتون که کمی براتون درمورد سبد لذت توضیح بدم

البته به نام خدا و سلام

سبد لذت درواقع محموعه ای از کارها و فعالیت هایی است که یک انسان به کمک اون میتونه حس بهتری داشته باشه، میتونه حال بهتری داشته باشه، حال بدش به کمک این کارها خوب میشه و کلا خنده میاد رو لبش و احساس مفید بودن بهش دست میده.

سبد لذت برای آدم های مختلف کاملا متفاوته یکی تنیس روی میز حالش رو خوب میکنه و یک بدمینتون تو  پارک لاله، یکی فوتبال رو دست داره و یکی مطالعه کتاب... البته توجه کنید که خیلی تضادی ندارن باهم . میتونه یک نفر همه اینا رو دوست داشته باشه و خیلی خوبه این موضوع..

توضیح بیشتر بدم... 
درواقع هرکاری که یک روزی انجامش دادید، دیدیدش و یا حسش کردید که به کمک اون حالتون بهتر میشه رو داخل این سبد لذت باید اضافه کنید و یک روز تجربش کنید  و در صورت لزوم میتونید پاکش کنید از سبدتون..

دوتا نکته  
1- سبد لذت به مرور زمان و با افزایش شناخت شما از خودتون کامل تر میشه
2- هرکه سبد لذتش پر از کاهاری مختلف باشه و به قولی پر تر باشه ، آدم خوشحال تریه .. یعنی کارهای زیادتری هستند که خوشحالش میکنن و احتمالا در زندگی کلا خوشحالتره..
پس سعی کنید سبد لذتتون رو افزایش بدید.. حتی میتونید ببینید که سبد لذت بقیه در کشورهای مختلف چیه اونا با چی حال میکنن و چرا شما حال نمیکنید و سعی کنید شمام با همون چیزا حال کنید و کلی خوش وخرم زندکی کنید.

در آخر بگم که سخت نگیرید و فقط شروع کنید، خدا خودش کمک میکنه ، کافیه حال ما فقط خوب باشه.

تو وبلاگاتون و اینستاگرامتون مطالب سبد لذت رو با هشتگ سبدلذت بنویسید تا بیام ببینم و کلی لذت ببرم از شادیهاتون 


مرسی و موفق باشید




نوع مطلب : سبد لذت، مشاوره، 
برچسب ها : سبدلذت، سبد لذت، زندگی، شادی، خنده،
لینک های مرتبط :
جمعه 15 بهمن 1395 :: i love myself
سلام
صبح جمعتون به خیر

امروز با سر و صدا از خواب بیدار شدم
نمیدونم چرا ولی بابام داشت با صدای بلند دقیقا توی گوش من، بغلش نبود واقعا توش بود، داشت صحبت میکرد

ولی خب ازونجایی که قرار گذاشته بودم با خودم که صبح که پامیشم حتما بخندم ، خندیدم و حالم خوب بود و هست
و امیدوارم حال شما هم خوب باشه

ی نیمروز مشتی واسه صبونه زدم و بعدشم متاسفانه کلا تو نت مشغول چک کردن تلگرام و اینستاگرام و لایک کردن عکسهای حسن جوهرچی بودم

الانم میخوام بازی کنم
و بعد قیلم ببینم
البته نه . باید برم مهمونی
ازون مهمونی های الکی که فقط فایدش اینه که ادم از خونه میره بیرون
الان ی هفتس تقریبا که از خونه بیرون نرفتم، دارم فیلم میبینم فقط و حال میکنم و کمی بازی و در کنار همه اینها کتاب خوندن که اگه کتاب خوبی میشناسید بهم معرفی کنید.

کتاب خوب چی میشششناسید بخونم؟

البته الان باید مرگ فروشنده رو بخونم ...
فیلم خوب چی معرفی میکنید که ببینم...

راسیتی یک پیشنهاد برای جال خوب دارم، قسمت های مختلف خندوانه رو حتما دانلود کنید که اگه حالتون بد شد و این حال بد غیر منقی بود و زود میخواستید از شرش خلاص بشید رو با دیدن یک قسمت خندوانه حلش کنید... البته طنز های حسن ریوندی هم کارسازه

خلاصه همیشه یک منبع خوب داشته باشید که بتونید باهاش خوب باشید، مثل همین طنز ها و یا دوستانی که باهاشون بیرون برید و یا کارهایی که ازشون لذت ببرید

همین متن بالا باعث شد من یک موضوع جدید به وبلاگم اضافه کنم به نام سبد لذت و در اون چیزها کارها و آدم هایی که حال منو خوب میکنن رو بنویسم 

و حتی میتونم تو این موضوع کارهایی رو بنویسم که وقتی حالم بد بوده انجام دادم و باعث شده حالم بهتر بشه

اینجوری وقتی حالم بده کافیه بیام تو این وبلاگ و ببینم چیکار کنم که حالم خوب بشه و یا قبلا چ میکردم ... فک کنم تاثیرش از صد تا مشاور بهتر باشه

آره کار درستیه حتما اینکارو میکنم


راستی عزیزان نمیخواید به من بگید که یک انسان خوب و الیته یک مرد خوب یک پسر خوب چه ویژگی هایی داره از نظرتون؟
من این سوال رو هر ثانیه ازتون میپرسم جواب ندید میام و تو وبلاگاتون و تو تلگرام و اینستاگرام ازتون میپرسم
اگه فک میکنید میتونید از من  فرار کنید خیلی بیراهه فک کردید




نوع مطلب : سبد لذت، مشاوره، 
برچسب ها : سبد لذت، خندوانه، اگه اومد، سبدلذت، بازی، مهمونی، برف،
لینک های مرتبط :
جمعه 15 بهمن 1395 :: i love myself

طبایع جز کشش کاری ندانند

حکیمان این کشش را عشق خوانند


باید این شعر یا خمسه نظامی رو میخوندم که خوندم

 اما هنوز با سر پایین و چشمانی بسته  مینویسم که سخت نیست نوشتنش


کار دیگه ای که الان باید یکنم باید اون تزی رو که دانلود کردم بخونم

کتاب مرگ قروشنده و کتاب استاد عشق رو هم باید تموم کنم





نوع مطلب : عقب افتاده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 15 بهمن 1395 :: i love myself
چند وقت پیش یک پست گذاشتم که واقعیت آن است که از من هیچ کاری بر نمیابد

ی دور دیگه تکرار میکنم تا یادم بمونه حداقل روی عهد و پیمانم با خودم بمونم




نوع مطلب : عهد، خلاصه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 15 بهمن 1395 :: i love myself
به نام خدا
خیلیا اعلام کردن که داره برف میاد و خیلیا هم پستای قبلی من رو نخوندن یعنی عادت من اینه که طوری بنویسم که حرف های اصلی منو کسی نخونه اینجوری یک مخاطب خاص تنها میتونه درک داشته باشه در نوشته هایی که درست در مقابل چشمان همه است...

االان که دارم مینویسم سرم پایینه و با توجه به گردن درد نمیتونم به صغحه مونیتور نگاه کنم.   تصورش خیلی براتون سخت نیست دیگه احتمالا... روی شکم خوابیدم و گردنم داره درد میگیره که نمیتونم بالا رو نگاه کنم...
سخت شد..

بعد از وصف حال از وصف دوران بگن

من به خودم یک قول دادم
قول که نه ی مسیله کهه باید بهش عمل کنم و حیلی باید سخت باشه در ادامه کار ولی تا الان راحت بوده فقط باید از خوودم مراقبت کنم که سرما نخورم و بعد تب و لرز نیاد سراغم

یک قول دیگه هم دادم به خودم که هی یادم میره
قرار بود هر شب قبل خواب بخندم هر روز بعد خواب هم بخندم
شبا قبل خواب نت چک نکنم و شبا قبل خواب آهنگ گوش ندم 

همین

راستی هنوز سوالم سر جاشه : یک مرد جذاب چه ویژگی هایی داره؟




نوع مطلب : عهد، 
برچسب ها : جداب، برف، عهد، قول، قرار، پیمان،
لینک های مرتبط :
جمعه 15 بهمن 1395 :: i love myself
سلام
من حالم خوبه و امیدوارم شما هم خوب باشید
همیشه همین بوده روزای برفی همه چیز خوب و خوش خرم بوده
داشتم سریال شرلوک هولمز رو میدیدم که اگه ندیدید توصیه میکنم که حتما ببینید جتی اگه کنکور دارید!
وقتی از اعتماد یک زن استفاده کرده بود و اونو عاشق خودش کرده بود، بهش میگفت human error 

یعنی از  این خطای انسانی میشه برای هرکاری استفاده کرد، شما ازین کارا کردید؟

یک روزی حس میکردم که تو با من ازینکارا کردی ولی گذشت و گذشت و گذشت تا من فهمیدم که نه تو فقط خودت بودی و این خودت بود که هی تغییر میکرد...
راستی اگه یک سر کوچیک اینجا میزنی باید بهت بگم که من خیلی این مسیله رو مخمه که تو اول منو ول کردی و بعد نفر حدید پیدا شد و یا نه تو اول نفر ججدید پیدا کردی و بعد منو ول کردی؟ خودت میدونی؟



البته ته همه این ماجراها به این فکر میکنم چیزی که قرار نیست درست بشه پس چه اهمیتی داره
who cares?
 راستی هوا خیلی سرده این ربطی به نبود تو در زندگی من نداره، فقط داره برف میاد همین.

سوال : یک مرد جذاب چه شکلیه؟




نوع مطلب : داستان، 
برچسب ها : سوال، شرلوک هولمز، اگه اومد، خیانت، برف،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 7 بهمن 1395 :: I love you Too
واقعیت آن است که از من هیچ کاری برنمی آید



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 4 بهمن 1395 :: I love you Too
دلش گرفت

امروز دوباره غنگین از خطرهایی که قبلا مرا تهدید میکرد
همچنان نمیخوام برای خودم وقت برذارم و بنویسم

دست و دل بازیت در انتخاب دوستانت  مرا به شک انداخته است

میخواهم واکنش نشان بدم

ولی کوچک میشوم
ولی
ولی
ولی


وای چقدر ذهنم آشفتس
دلم یک دعوای حسابی میخواهد
از این مکان خسته شدممم




نوع مطلب : دلم گرفته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 3 بهمن 1395 :: i love myself
از اونجایی که همیشه دلم گرفته

یک موضوعی ایجاد کردم به اسم دلم گرفته

میخوام ببینم اصن روزی هست که دلم نگرفته باشه

چمه من؟ کسی میتونه کمکم کنه؟ خودش؟ نه! خودشم نمیتونه کمکم کنه




نوع مطلب : دلم گرفته، 
برچسب ها : دلم گرفته، عکس گذاشتی، رفاقت، برف بازی، کوه،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 3 بهمن 1395 :: i love myself
به نام خدا
 شاید چند روز دیگه بتونم مفصل برای خودم بنویسم 

بنویسم و آرام شووم

ولی الان بهتره چند جمله یادم بمونه

اگه چیزی تو زندگی دیگران جذابه که میتونم بهش برسم پس تلاش کنم که بهش برسم
اگه نمیتونم بهش برسم پس ناراحت نباشم

به دوستانم احترام بگذارم برای آنها وقت بگذارم

و در نهایت عامل باشم

میگم خدای من تو که بزرگی و بی نیاز ، ی مقدار حالم بده دلم گرفته
ی مقدار هوامو داشته باش




نوع مطلب : دلم گرفته، 
برچسب ها : عامل، دل گرفته، خدا، هوا، مقایسه، عکس گذاشتی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 3 بهمن 1395 :: i love myself
اینجا نوشته

افسرده ها :

آنها همه اش در حال فکر کردن به این قضیه هستند که چطور خلاف آنچه در زندگی شان می گذرد عمل کنند.




نوع مطلب : مشاوره، 
برچسب ها : افسرده، روانشناس، روانشناسی،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 21 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   



مدیر وبلاگ : i love myself
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :