make it done
جمعه 22 بهمن 1395 :: I love you Too
جایی رو میشناسید که توش بشه با خیال راحت و بدون نگاه چپ چپ مردم فریاد زد؟فقط فریاد!



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 22 بهمن 1395 :: I love you Too
دوست داشتم تو اینستاگرامم برات مینوشتم… ولی یادم اومد قرار گذاشتم که ناله و زاری و التماس ممنوع…



نوع مطلب : مشاوره، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 22 بهمن 1395 :: I love you Too
نخونید چیز خاصی نیست،عصبیم… ولی اگه تو هستی بخون، اگه تو ی درصد اینجایی بخون…عصبیم… دوست دارم درمورد زمستونی بنویسم که با اومدن تو حس کردم بعدش بهار میاد… دقیقا پارسال همین موقع ها بودکه مطمین بودم زندگی من در حلقه ی بی انتتهایی قرار گرفته و در چهار قسمت اون تو هستی… در هر دور حلقه تو چهار بار تکرار میشی… حضورت… غم من… منطق من… دل تنگ من… ولی هیچوقت فکر نمیکردم گذر ایام اینقدر سریع باشه… هیچ تغییری نکردم… انگار، نه، واقعا، همین دیروز بود… دنیایم را برای رسیدن به تو متوقف کردم…اون روز وقتی دوباره حس کردم به جای تلاش شبانه روزی برای اهداف، به چت کردن با تو مشغولم، وقتی حس کردم به جای دیدن فوتبال در کنار دوستان در کنجی مشغول صحبت با توام، مبادا حواسم از سخنانت پرت شود. دقیقا اون لحظه ای که بهم اس ام اس دادی گوشیمو میذارم بالا و میرم پایین، نگران نشو… حس کردم داری برمیگردی، با اینکه دقیقا روز قبلش جلوم واستادی و میخواستی منو قانع کنی که منو نمیخوای،چقد تحقیر آمیز. آره دقیقا بعد اینکه بدرقت کردم به خونت، من حس کردم میخوای برگردی و فقط نمیدونی چجوری… من حس کردم بالاخره بعد زمستون بهار میاد… ولی اینطور نشد… بعد عید پارسال بهم گفتی به دلایلی که مهم نیست، نتونستم عید درس بخونم و من هیچوقت نپرسیدم چرا، خواستگار داشتی؟ کسی که دوسش داری اومده بود؟ چرا همیشه بیدار بودی تا نیمه شب؟ چرا الان بیداری تا نیمه شب؟ چرا این بهار نمیاد؟ چرا همیشه زمستونه؟ من دنبال مقصرم؟ فرقی هم داره؟ تو زنده میشی؟ تو برمیگردی؟ نه چیزی درست نمیشه… بهتره فقط بخوابم تا شاید در خواب پنبه دانه ببینم/////\\\\\\



نوع مطلب : خاطره، داستان، دلم گرفته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 22 بهمن 1395 :: I love you Too
قبل سلام بگم حالم خیلی بده…براتون دعا میکنم حالتون هیچوقت بد نباشه…بعد دعا ازتون میپرسم که چقد به خودتون حق میدید؟ یعنی اگه عصبانی اید چقد حق ابرازشو به خودتون میدید؟ اگه ناراحتید چی؟ شده بزنید خودتونو به در و دیوار؟شده داد و بیداد کنید؟ شده وسط خیابون با راننده ماشین بغلی دعواتون بشه و فش و بد و بیراه بگید و نترسید از شان و مقام و منزلتتون؟شده یکم خودتون باشید؟ شده برای خودتون وقت بذارید؟شده یکم فقط به خودتون فکر کنید؟ بعد همه ی این سوالا دوباره براتون دعا میکنم که ایشاالله که شده باشه… ایشالا شما چیزی رو تو خودتون نریخته باشید…… بعد همه این مراسم مذهبی که را انداختم براتون از خودم میگم… دارم از درد به خودم میپیچم، از درد ندادن حق به خودم. من ناراحتم من غمگینم من سخخخت شکست خورده ام ولی به خودم حق نمیدم واکنش نشون بدم، به خودم حق نمیدم ناراحت باشم به خودم حق نمیدم درد بکشم… من از منطق متنفرم… منطقی که همیشه همراهم هست و رفتارمو کنترل میکنه، از آینده بینی متنفرم وقتی مزاحم عکس العمل هامه… من وقتی به خودم حق نمیدم که ناراحت باشم چجوری میتونم با کسی درد دل کنم؟ من فردا صبح آروم میشم و به هیچکس نیاز ندارم برای درد دل. من الان با کی درد دل کنم و چی بگم بهش… من روز به روز بدتر میشم… من به خودم حق بدترشدن هم نمیدم…من دارم روانی میشم……من از درد به خودم میپیچم… پارسال وقتی داشتم درمورد لانتوری مینوشتم تو هنوز دوباره نیومده بودی پیشم، اون موقع دوست داشتم به همه بگم دیدن این فیلم چقد حس مشترک بهم القا کرد، من خودم رو دیدم که یک روز حواسم پرت میشه منطق و آینده بینی و تمام پرده های دروغینی که من راستین رو پنهان کرده کنار میره و من تنهاترین تنهای این سرزمین، زشت ترین زشت این سرزمین میشم. اون وقت هرکس به خودش اجازه میده درموردم قضاوت کنه… امروز که دوباره دیدم این فیلمو باز هم بهم ریختم… من درد دارم…درد…راستی سلام.



نوع مطلب : خاطره، داستان، دلم گرفته، 
برچسب ها : درد، رنج، غم،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 20 بهمن 1395 :: i love myself
خیلی بده که آدم دلش بگیره
خیلی
ایشالا دلتون نگیره
یا اگه گرفت بدونید دلیلش چیه
امروز فیلم blood diamond رو برای دومین بار دیدم
و برای دومین بار شکست خوردم
شکست بده
اگه یکی باشه تو گوشیتون که هرروز چکش میکنید اینکارو نکنید اذیت میشید
اذیت نکنید خودتونو برید بزنید لهش کنید 




نوع مطلب : دلم گرفته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 19 بهمن 1395 :: i love myself
پست حواست به مصرفت و دخل و خرجت باشه رو خوندید؟


موقع خداحافظی صد بار به هم میگفتن سلامت باشید و جمله ی "خب اگه اجازه بدید ما رفع زحمت کنیم" 
هزار بار و نان استاپ هم تشکر کردن که زحمت دادیم دستتون درد نکنه واقعا خوش گذشت خیلی ممنون و جواب تمام صحبت های طرف مقابل سلامت باشید بود


دور هم که جمع شده بودن یکم در مورد مسابقه گفتن و بقیش سکوت کرده بودن هیچی نمیگفتن تقریبا




نوع مطلب : به همدیگه چی بگیم، 
برچسب ها : خانه ما، مسابقه، افق، شبکه افق،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 19 بهمن 1395 :: i love myself
چالش در پست بعدی توضیح داده شده

راستی قبلا در مورد این چالش در صفحه اینستاگرامم نوشته بودم
برای رسیدن به اون جمله ای  که نوشته بودم در صفحه اسنتاگرامم،  هم روزها فک کردم و از اون همه آشفتگی و غوغای درونی با حرف زدن با خودم درومدم

مدت هاست کسی به جز خودم نتونسته منو آروم کنه
 خیلی سخته اینکار خیلی




نوع مطلب : ذهنم درگیره، خاطره، چالش، 
برچسب ها : اگه اومد، چالش، گریه، با خودم حرف زدم،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 19 بهمن 1395 :: i love myself
یک چالش جدید برای خودم ایجاد کردم

چالش جدید توجه است
توجه به محیط دوروبرم، توجه به حرف آدم ها، توجه به اخبار، توجه توجه توجه
کلا دوست دارم وقتی تو خیابون راه میرم  و بعدا کسی ازم پرسید فلان جا رو دیدی؟ حتما حواسم بوده باشه

من تا الان اینمدلی بودم: هندزفری تو گوشم و غرق در افکار
اکثر افکار هم فکرهای پوچ بوده 
مثلا خودمو تصور میکردم در حال نواختن و یا خواندن آهنگی که دارم گوشش میدم!!
و  یا تصور خودم در حال بالا بردن جام قهرمانی
و و و 
همه اینا رویا و آرزو از یک قهرمان شدن ، قهرمانی که همه میشناسنش و بهش احترام میذارن و تنها یک خواب که هیچ خروجی نداره
قدیما اگه وسط خیابون رو کنده بودن و یا یک خیابون رو بسته بودن و من ازونور رد میشدم حتی بهش نگاه نمیکردم
کلا مغازه ها مثلا
اگه یکی ازم میپرسید اینطرفا داروخونه کجاست نمیتونستم بهش بگم مگر اینکه خودم با هدف گشتن دنبال داروخونه یک بار رفته باشم بیرون
یا گل فروشی روزنامه فروشی
کلا هر چیزی هیچوقت بهش دقت نکردم

از الان خیلی روی این موضوع انرژی میذارم

ایده اصلی این قضیه از جایی میاد که به من کمک میکنه بیشتر در واقعیت و البته حال زندگی کنم
از گذشته درس بگیرم و برای آینده تلاش کنم ولی فقط و فقط در حال زندگی کنم

یک سری شعر هم از خیام براتون میذارم حال کنید

این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت

چون آب به جویبار و چون باد به دشت

هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت

روزی که نیامده‌ست و روزی که گذشت

*******








از دی که گذشت هیچ ازو یاد مکن

فردا که نیامده ست فریاد مکن

برنامده و گذشته بنیاد مکن

حالی خوش باش و عمر بر باد مکن





نوع مطلب : چالش، شعر، 
برچسب ها : چالش، حواس جمع، حال، زندگی، شادی، زیبایی، خیام،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 19 بهمن 1395 :: i love myself
این جمله رو یکی از دوستانم برام کامنت گذاشته وازشش خیلی ممنونم
خیلی خوبه این جمله بخونید

من همیشه خوشحالم میدانید چرا؟ برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظار ندارم. انتظارات صدمه زننده هستند، زندگی کوتاه است، پس به زندگی ات عشق بورز، خوشحال باش و لبخند بزن، قبل از اینکه صحبت کنی گوش کن قبل از اینکه بنویسی فکر کن قبل از اینکه خرج کنی در آمد داشته باش قبل از اینکه دعا کنی ببخش قبل از اینکه صدمه بزنی احساس کن قبل از تنفر عشق بورز در حقیقت زندگی این است احساسش کن زندگی کن و عشق بورز 

#شکسپیر




نوع مطلب : مشاوره، 
برچسب ها : شکسپیر،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 19 بهمن 1395 :: i love myself
چالش قبلی (که در پست های بالا توضیح داده ششد رو خوندید؟) حالا اینم بخونید


یک برنامه نشون میداده قدیما از شبکه افق که من الان تازه دارم نگاه میکنم و خیلی جذابه

مسابقه ای هست به نام خانه ی ما

http://khaneyema.tv/

یک اپلیکیشن هم داره که من در ادامه ی چالش ها و از هفته دیگه به مراقبت از درامد ها میپردازم 
سوال چرا هفته دیگه؟ همین الان
خب این هم شد یک چالش جدید

بذارید من مسابقه خانه ی ما رو در چند جمله توضیح بدم

این مسابقه که با هدف سرگرمی و تبلیغ صرفه جویی و مصرف بهینه به گونه ای که هم خوش بگذره هم سالم باشیم هم کم مصرف کنیم، نمایش داده میشود.
در این مسابقه چند خانواده باهم رقابت میکنن، قرار هست که زندگی یک ماه خودشون روو با تنها پانصد هزار تومن بگذرونن. توی این ماه باید مهمونی دعوت کنن رقیباشون رو، سفر برن و یک سری چیزهای دیگه که من هنوز ندیدم بقیش رو..
ابتداای ماه تمام وسایل خونشون یعنی تمام خوراکی ها و ادویه جات و تمام پول هاشون رو خالی کردن. شماره کنتور آب و برق اونها هم ثبت شد و هزینه اون رو هم جساب میکنن..
در انتها به خانواده ای که بیشترین مقدار از پولش باقی میمونه برندس و جایزه اش به اندازه صد برابر پولی هست که براش مونده.

ببینید خیلی باحاله و حواستون به مصرف کردنتون باشه
من چالش جدیدمو شروع کردم با عنوان حواست به مصرفت، دخل و خرجت و کلا حواست باشه




نوع مطلب : چالش، 
برچسب ها : چالش، خانه ایرانی، شبکه افق، شادی، حواس جمع، حواس،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 17 بهمن 1395 :: i love myself
سلام
دیروز روز خیلی بدی بود
من در ساعاتی از روز از خودم متنفر شدم
مث یک انسان که واسه هدفش تلاش میکنه و هی شکست میخوره  و دوباره پا میشه و ادامه میده..

درسته شکست خوردم ولی دوباره ادامه میدم...

امروز روز خوبیه ولی .
اگه پرسپولیس ببره که خیلی بهتر میشه

و امیدوارم حال همتون مثل حال الان من خوب باشه

یکی از اهدافم این بود که انقد آدم مزخرفی نباشم و سعی کنم برای همه آدم ها همیشه خوبی بخوام و اونها رو قضاوت نکنم و ... و  نکته اساسسی این بود که درون انسان ها بیرون اونها رو میسازه من اگه از درون خراب باشم پوسته خوب به دردم نمیخوره .. و همون مقاله پزشکی که براتون گفتم در پست "من این بودم"... 

خنده یادتون نره




نوع مطلب :
برچسب ها : شکست خوردم،
لینک های مرتبط :
شنبه 16 بهمن 1395 :: i love myself
راستی
به نظرتون یک آدم جذاب چه شکلیه؟




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 16 بهمن 1395 :: i love myself
لب و دندان و چشم و زلف و رخساربر و دوش و قد و بالا و رفتار
به جنت حور اگر فایز چنین استبر احوالت به محشر گریه کن زار




نوع مطلب :
برچسب ها : دو بیتی، فایز دشتی، فایزدشتی، ای دل، سرگشته،
لینک های مرتبط :
شنبه 16 بهمن 1395 :: i love myself
سوال بعد مرگت که به چه علت باید از تو یاد کنند؟ دوست داری بعد مرگت مردم در موردت چی بگن؟ و دوست داری در پنجاه سالگی و در پیر در چه جایگاه اجتماعی و فردی قرار داشته باشی و به فرزندان و نوادگانت چه توصیه هایی بکنی؟

تو روابط چی؟ چه دلیل داره که یک نفر رابطه اش با تو رو ادامه بده؟ چه دلیل داره یک نفر تو رو به عنوان دوست خودش انتخاب کنه یا اینکه مشکلی براش پیش میاد به تو زنگ بزنه، مشورت کنه و یا... ارزش افزوده تو در روابطت چیه؟

چقد تو اجتماع هستی دوست های متفاوتی داری؟

درون آدم ها بیرون رو میساره و این ثابت شده حتی تو علم پزشکی الان یک شاخه هست به نام نمیدونم چی چی که مال هندیاس میگن تمرکز کن، ی چیزی تو هووا هست علاوه بر اکسیژن و .. به نام حیات. تمرکز کن رو دردت و نفس عمیق بکش اون میاد و درمانت میکنه.
خیلی از سرطان ها رو اینجوری درمان کردن. جدیدا هم مجوز گرفتن علمی کار میکنن ... 

زندگی انقدر بی وفاس انقدر کوچیکه انقدر آدم های دورو برمون نامردن که مطمئن باش در سخت ترین شرایط و شرایطی که واقعا به دور و بریات نیاز داری تنها خونوادت هستن که واست میمونن و این جمع کوچیک تنها سرمایه تو هستن از این دنیا و بقیه انسان ها تنها شوخین که میان و میرن و برای سرگرم کردن خودشون کمی تو رور هم تو بازی زندگیشون بازی میدن... این دید نسبت به آدم های دورو برمون درست نیست ولی این حقیقت، تلخ ترین حقیقتیه که تا حالا بهش دست یافتم....
همونطور که خیلیا فقط مارو بازی دادن...چون زندگی براشون بازی بود و همه چی براشون خنده بود. حتی زندگی و اشک و تنهایی یک آدم دیگه....

ساعت 9 شب روز شنبه 4 اردیبهشت
دیروز یک اتفاق خوب بود، خیلی شک داشتم که برم یا نرم ولی تبدیل شد به یکی از روزای خوب زندگیم.
میشد اینجور فکر کنی که دوست داشتن خوش بگدرونن هرجور که شده....
اینکه آدم های زیادی باشن تو گروه دوستانت یا آشنایانت خیلی خوبه خیلی خوبه ولی این که کی اجازه پیدا میکنه بیاد تو گروه های بالاتر خیلی باید طرف خوش شانس باشه. رقابتشون سخته :دی
خنده در هر شرایط...  احترام به همه..  خاکی بودن... همه آدم ها تو هر شرایطی محترمن...
قضاوت ممنوع

چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بد است چو بر صحیفه ی هستی رقم نخواهد ماند

دقت کن که ارزش ها باید عامل پیش برنده تو باشن.
مادامی که ارزش ها تو رو پیش ببرن، بیرون و عوامل بیرونی، درون زندگی تو تعیین کننده نیستن . اون موقع زندگی قابل پیش بینی و زیبا میشه. با اومدن و رفتن کسی زندگی تحت تاثیر قرار نمیگیره. با زلزله و ورشکست شدن تحت تاثیر قرار نمیگیره... دقت کن بالا پایین میشی تاثیر دارند، ولی تعیین کننده نیستن. این خیلی مهمه که چه چیز هایی تو زندگی آدم تعیین کننده باشن. وقتی درونیات و ارزش ها تعیین کننده باشن دیگه آدم تو هر شرایطی و هر اتفاقی بهش خوش میگذره و میدونه داره چیکار میکنه چون ارزش ها رو خودش با توجه به لذت خودش و قهرمان زندگیش که خودش باشه تعیین کرده .


به خودت احترام بگذار.
برای خودت وقت بگذار.
هدف داشته باش و یک مطلوبیت رو دنبال کن. یعنی بچه داشته باش درونت رشدش بده و بهش برس اون همون هدفته که رشد میکنه و با رشدش حال میکنی.

با وواقعیت زندگی کن نه با انتزاع و فکر.

وقتی میری ارایه بدی و انقدر دست و پا و صدات میلرزن که آبروت میره
وقتی همه میگن خراب کردی
وقتی ساده ترین چیزها رو رعایت نکردی و ادعات میشه
وقتی نبود و حضور الکی ی نفر باعث تمام بدبختیا و عقب موندگیات میشه
وقتی سربازی داریو باید دنبال کاراش باشی و باید فک کنی کی بری دنبالش
وقتی تواناییات تو زندگی بسیار کمن که وقتی کسی ازت میپرسه که درباره خودت بیشتر بهم بگو چیزهایی که بقیه میتونن روش حساب باز کنن چیزی نداری که بهش بگی چون ارزش افزوده نداری
وقتی ن درس بلدی ن نرم افزار ن زبان ن هنر ن فن بیان
وقتی حالت خوب نیست و همه اینا باهم میان سراغت
وقتی باید کم کم دنبال کمبودها و کاستی های زندگیت میرفتی ، نشستی غصه خوردی یا نشستی تو نت لعنتی منت ی آدمو کشیدی
وقتی در جازدی
ولی دیگه باید بلند شی
ولی دیگه باید نه بگی به آدم ها و چیزهایی که تورو خوشحال نمیکنن
ولی دیگه باید خودتو اول از هرچیز دیگه ببیینی
ولی دیگه باید تواناییات رو افزایش بدی
ولی دیگه باید دنبال روابط و ارتباط با آدم های اطرافت باشی
وقتی دیگه بسه. از نت چیزای زیادی یاد گرفتی
وقتی باید یاد بگیری با واقعیات زندگی کنی و عینیات نه با تصوراتت از واقعیات
وقتی باید آدم ها رو همونجور که هستن قبول کنی نه اونجور که میخوای باشن یا تصور میکنی که هستن
وقتی سخنرانی یک مهارته و باید آموزش ببینی و تمرین کنی
وقتی سمینارهای درون کلاس یک تمرین برای آینده ان درسته الان ریده میشه بهت ولی خب بعدا آدم گنده ای میشی
وقتی باید دنبال دوستهای زیادی باشی
وقتی دلت برای خودت تنگ شده
دلتنگتم خودم
خودم هم دلتنگمه

سر کلاس حتما کلی سوال میپرسی برادر جان... فعال باش... کاری کن حضورت حس بشه و اگه ی روزی نبودی همه بفهمن 

نور بده. گرما بده. خوبی کن. زمین رو تبدیل به جایی برای زندگی کن.
ی عده میسوزند از گرما. ی عده سردن. ولی فقط زمین هست که جایی برای زندگی اطراف تو هست. دنبال زمینت باش بذار دورت بچرخه.
تو همچنان ستاره ای و دور خودت میچرخی. جذب کن سیاره هات رو . جرمت زیاد باشه. تو پر باش. جذب کن اون سیاره هایی که جرمشون طوریه که غرق نمیشن توت و نمیسوزن یا در نمیرن ..
ی جورین که تعادل نیرو باعث میشه دورت بگردن.. اگه جرمشون طوری باشه که در برن میرن واسه موندنشون نباید از جرم خودت کم کنی چون خیلی چیزهای دیگه بهم میخوره. نورت کم میشه دور خودت چرخیدن هم مختل میشه... 
اونی که جرمشو نداره جرم لازم رو نداره یا میسوزه یا میمیره اونا رو لشون کن.. 
آدم ها دلیلی برای موندن کنارت پیدا میکنند ولشون کن...
خودت باش و خودت بمان و دور خودت بچرخ...
خورشید باش.. ستاره باش.. مرکز دنیای خودت باش..
گالیله وار زندگی کن هرچند همگان اشتباه میکنند بعدها خواهند فهمید تو راست میگفتی...

تو واقعیت و دنیای حقیقی زندگی کن
                                    نه تو فکر و دنیای مجاز
ببین و تجربه کن
                   تصور نکن و ازش رد شو وفکر وخیال بد و خوب کن

آدم گاهی وقت ها یادش میره که چ زمانی چ آدم هایی بودن و چ اتفاق های خوبی افتاده، یادش میره که چ روزایی گذشت و چرا گذشتن یادش میره که ی روزی برای چی تلاش میکرده و هدفش چی بوده و چ قول و قرار هایی و چ عهد و پیمان هایی و چ کارهایی و چ روزهایی چ شب بیدار موندن هایی چ رویاهایی...
یادش ب خیر پارسال همین موقع بهترین روزهای عمرم بود فک کنم تنها سالی بود که بهارش بهترین بود همیشه یک موضوع عامل خراب شدن بهترین فصل سال و اردیبهشت بهترین ماه سال بود که هیچ چیز نمیتونست جبرانش کنه. واقعا بعد اینهمه مدت تکرار مکررات به کجا میرسونتت .
فقط امیدوارم که دیر نشده باشه 
معذرت میخوام همین  (اردیبهشت 95 نوشته شده)

چند سال بعد فقط حسرت از دست دادن این روزها رو میخورم
فقط امیدوارم دیر نشده باشه

اون روز یعنی پارسال همین مواقع من به خودم و ب خدام قول داده بودم که اگه اون اتفاق خوب بیفته دیگه نمیذارم که همه چی بد بشه
دیگه میرم سراغ اون اصل اصلش
دیگه بی سواد نمیمونم
دیگه نمیذارم کسی زندگیمو خراب کنه
از شروع قبلی پشیمون بودم از شروع روزهای قبلی رو تخت خوابیدنا تو خیابون قدم زدنا تا صب اشک ریختنا، اینا بد بودن به خودم قول داده بودم که نذارم کسی بیاد و تکرار مکررات کنه حتی خودش ولی الان به عهد خودم به ودم و خدای خودم وفا نکردم
واقعا چرا
چی با خودش فکر کرده که همچین جمله ای رو ب من میگه من چرا باید اصلا اصرار کنم واقعا چ خوبی بوده که دنبالش باشم.. تو چی با خودت فکر کردی که فکر میکنی من دنبالتم من میخوام اصرا کنم من فلان و فلان
اصن غصه خوردن و این حرفا همش اعصاب خوردیه همش تکراریه همش همین بوده دیگه نبوده؟ بذار مرور کنم چندین سال پیش بهار بد خیلی بد روزای بد تابستون تباه شده در گل و لای و لجنزار اینترنت سال بعدش همین طور متاسفانه به شکل دیگه و ازون بدتر سال بعدش و سال بعدش که همه چی تموم شده بود تازه ی نفس عمیق بود و بعد تکرار مکررات یعنی دوباره الان سال اول خراب کردن تمام اهداف و آرزوها تمام و کمال همه چی...
آآآه راست میگی قدر خودتو ندونستی ولی ازین ب بعد بدون روزای خوب میان باید تو بخوای
اصلا خوب نبوده همه چی هیچوقت نبوده که بخوام تکرار کنم... چند سال بعد فقط حسرت از دست دادن این روزها رو میخورم
به این فکر کن که پسر و دخخترت بزرگ شدن و میخوای انتفال تجربه کنی واقعا چی داری بهشون بگی
این دنیا خیلی کوچیکه خوب زندگی کن سالم پاک و خندون و شاد 
درس بگیر یادت نره چ قولو قراری داشتی با خودت نباید میذاشتی کسی دوباره تباه کنه زندگیتو ولی گذاشتی ..
فقط امیدوارم دیر نشده باشه
معذرت میخوام همین. (همچنان اردیبهشت 95)






نوع مطلب : خلاصه، 
برچسب ها : من این بودم، من این هستم، رشد، پیشرفت، خلاصه،
لینک های مرتبط :
شنبه 16 بهمن 1395 :: I love you Too
ویلی وقتی به خاطرات متوسل میشود که اعتماد به خویش و موقعیت کنونی زندگی اش را از دست میدهد و سعی میکند با مرور گذشته، به علت ها وو چرایی های بحران و تراژدی کنونی اش پی ببرد و در عین حال با توسل به گذشته، به جنگ اکنون برمیخیزد، زیرا در گذشته امیدهایی بود و دستاوردهایی که چهره زندگی را پسندیدنی تر میکرد.

#مرگ_فروشنده




نوع مطلب : داستان، 
برچسب ها : مرگ فروشنده، اصغر فرهادی، آرتور میلر، میلر، فروشنده،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 21 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   



مدیر وبلاگ : i love myself
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :